امروز جلسه سیزدهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی نمایندگی حسنآباد با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر سلمان با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در تاریخ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ١۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم مسافر. ابتدا از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، نگهبان جلسه و همه خدمتگزاران نمایندگی تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. پیش از صحبت درباره دستور جلسه، لازم میدانم تأسیس این نمایندگی را به همه عزیزان تبریک بگویم. وقتی وارد شعبه حسنآباد شدم، انرژی بسیار خوبی دریافت کردم. خدا را شکر میکنم که شعبه حسنآباد راهاندازی شد و بهتدریج فعالیت خود را ادامه میدهد. اینجا انرژی خوبی دارد و امیدوارم همه خدمتگزاران، بهخصوص آقا مهدی عزیز، آقا جعفر عزیز، گروه مرزبانی و تمام خدمتگزارانی که در این نمایندگی مشغول خدمت هستند، در این مسیر خوشقدم باشند و خدمتهایی که در اینجا انجام میدهند، همان چیزی باشد که از خداوند در زندگی خود میخواهند و بتوانند آثار این خدمت را در زندگیشان پیاده کنند. در مورد دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی، خاطرهای دارم که میخواهم آن را بیان کنم. اولین روزی که وارد کنگره۶۰ شدم و به شعبه ابنسینا آمدم، دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی بود. وقتی وارد جلسه شدم، گفتند باید به سراغ مرزبانان بروم. رفتم و راهنمایی شدم و در جلسه نشستم. دیدم استاد جلسه خودش را معرفی کرد و در ادامه صحبت از دیدهبان و فرماندهی بود. همان ابتدا با خودم گفتم اینجا که آمدهایم، پادگان است و احتمالاً اینجا هم کمکم به ما زور میگویند و شرایط سختی دارد، چون هنوز آگاهی لازم را نداشتم.
بعد از اینکه مشاوره شدم و بهتدریج آموزش گرفتم، متوجه شدم قضیه کاملاً متفاوت است. خدمتهایی مانند نگهبانی، دبیری و مرزبانی، همه از روی عشق و دل انجام میشوند و در راستای خدمت به بشریت هستند. خودم هم سعی کردم در همین مسیر حرکت کنم و تا امروز خدا را شکر میکنم که در این مسیر بودهام. از خداوند میخواهم هیچوقت این خدمت را در کنگره از من نگیرد و بتوانم در این مسیر بهگونهای زندگی کنم که ابتدا به خودم کمک کنم و بعد بتوانم کمکی به فرد دیگری داشته باشم. در مورد فرمانبرداری و فرماندهی باید بگویم که ما انسانها باید فرمانبردار باشیم تا بتوانیم به فرماندهی برسیم. خداوند به انسان اختیار داده است تا بتواند نیروهایی را که در درون او وجود دارند، کنترل کند. نیروهایی در درون و بیرون ما هستند که ممکن است تحت تأثیر نیروهای شیطانی قرار بگیرند. ما باید از قوانین و فرامین الهی فرمانبرداری کنیم تا این نیروها تحت حمایت و حکومت ما قرار بگیرند. تا زمانی که اختیار این نیروها در دست من باشد، میتوانم حال خوب، شادی و شعف داشته باشم، اما زمانی که اختیار آنها از دست من خارج شود، در غم و اندوه قرار میگیرم. بنابراین باید تلاش کنم بهگونهای رفتار و زندگی کنم که اختیار نیروها در دست خودم باشد و هیچوقت تحت فرمان نفس اماره قرار نگیرم.
در کنگره۶۰ باید بدانم فرمانبرداری برای من چه معنایی دارد. منی که در سفر اول هستم، وقتی وارد کنگره میشوم، باید فرمانبردار باشم. وقتی گفته میشود سیدی بنویسم، آن را انجام دهم، به صحبتهای راهنما گوش کنم، بهموقع در جلسات حضور داشته باشم و قوانین کنگره را بهدرستی اجرا کنم. باید فرمانبردار باشم تا بتوانم به هدفی که دارم برسم. هدف یک سفر اولی رهایی است و تا زمانی که در سفر اول فرمانبرداری نکنم و به چیزهایی که در مسیر به من کمک میکنند گوش به فرمان نباشم، نمیتوانم به رهایی برسم. اگر به این آموزشها گوش کنم و فرمانبردار باشم، در نهایت به فرماندهی که همان رهایی و رسیدن به درمان است، خواهم رسید. وقتی به درمان رسیدم و وارد سفر دوم شدم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. در آن مرحله نیز باید به شکل دیگری فرمانبرداری کنم تا بتوانم فرمانده لایقی باشم و بهگونهای رفتار کنم که در کنگره۶۰ الگو باشم و بتوانم کمکی به فرد دیگری داشته باشم. وقتی فرمانبردار خوبی باشم و تمام مسیر را درست طی کنم، اگر راهنما به من میگوید باید در پارک حضور داشته باشم، یک رشته ورزشی داشته باشم یا اگر اضافهوزن دارم به آن توجه کنم و در لژیون تغذیه شرکت کنم، باید این آموزشها را اجرا کنم تا بتوانم به فرماندهی برسم.
استاد امین همیشه میگویند: هر کسی که میخواهد معمار خوبی باشد، باید حتماً کارگر خوبی باشد. اگر از کارگری شروع کنم و کارگر خوبی باشم، مطمئناً میتوانم معمار خوبی باشم و مشکلاتم را حل کنم. در تمام مسائل و مشکلات زندگی نیز اگر فرمانبرداری کنم، میتوانم به حال خوب برسم. آقای مهندس تمام تلاش و هدفش این است که انسانها را احیا کند. در قرآن مجید نیز آمده است که احیای یک نفس، مانند احیای تمام نفسهاست.حالا من چگونه میتوانم حال خوبی داشته باشم؟ اولین کاری که باید انجام بدهم این است که فرمانبرداری را از درون خودم شروع کنم. اگر بتوانم در درون خودم فرمانبردار خوبی باشم، مطمئناً حال خوبی پیدا میکنم. وقتی فرامین الهی به من میگویند که نباید دروغ بگویم و نباید در مسیر ضد ارزشها حرکت کنم، باید آن را اجرا کنم، نه اینکه فقط در ظاهر بگویم دروغ نمیگویم و در عمل خلاف آن رفتار کنم. اگر فقط در ظاهر فرمانبردار باشم، اما در عمل دروغ بگویم، یعنی همچنان تحت تأثیر همان نیروهای شیطانی هستم و مطمئناً در ادامه حال خوبی نخواهم داشت. باید تلاش کنم ابتدا مشکلاتم را در درون خود حل کنم. وقتی راهنما به من میگوید در سفر اول هر وعده یک سیسی دارو مصرف کنم، اگر در حضور راهنما بگویم چشم، اما وقتی به خانه میروم حقههای نفس به من بگویند یک سیسی و نیم مصرف کن، اینجا دیگر نتوانستهام فرمانبرداری کنم. در ادامه نیز نمیتوانم به رهایی برسم و فرمانده خوبی برای حکومت بر جسم خودم باشم.
من در گذشته با مصرف مواد و قرار گرفتن در مسیر ضد ارزشها، انواع و اقسام مشکلات را برای خود به وجود آورده بودم و اختیار و حکومت بر جسم خود را نداشتم. وقتی مصرفکننده بودم، اختیار نداشتم که چه ساعتی بخوابم، چه زمانی بیدار شوم، چه موقع غذا بخورم، کجا بروم و چه کاری انجام بدهم. حتی اگر قرار بود در ساعت مشخصی در شعبه حسنآباد حضور داشته باشم، آیا مواد به من اجازه چنین کاری را میداد؟ آیا میتوانستم در آن شرایط اختیار زندگی خود را داشته باشم؟ بنابراین باید تلاش کنم از حقههای نفس جلوگیری کنم و در نفس اماره قرار نگیرم. باید حرکت کنم و از مسیر ضد ارزشها فاصله بگیرم تا بتوانم آن آرامش و حال خوب را به دست بیاورم و آن را با خانوادهام تقسیم کنم. وقتی در مسیر ضد ارزشها باشم و تحت تأثیر نیروهای شیطانی قرار بگیرم، مطمئناً حال خرابی در درونم شکل میگیرد و این حال خراب را با خود به خانه میبرم و به خانواده منتقل میکنم. در نتیجه مشکلات مختلف یکی پس از دیگری به وجود میآیند و همین مسئله باعث میشود انسان در تاریکی قرار بگیرد. خیلی خوشحالم و خدا را شکر میکنم که امروز در این مسیر قدم میگذارم. تلاش میکنم همیشه در زندگی از مثلث ترس، منیت و ناامیدی عبور کنم، نترسم و هر کاری را که میخواهم انجام بدهم، با شجاعت و قدرت پیش بروم. ناامید نباشم و بتوانم در مسیر کنگره۶۰ خدمت کنم و یک خدمتگزار باشم. امیدوارم همیشه بتوانم خدمتگزار خوبی باشم و در این مسیر، ابتدا به خود کمک کنم و سپس بتوانم به دیگران نیز کمک کنم.

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
12