English Version
This Site Is Available In English

لذت عشق و معرفت

 لذت عشق و معرفت

جلسه دوم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لواسان به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی راهنما همسفر ملیکا و دبیری همسفر عهدیه با دستور‌ جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه 17 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که در جمع شما هستم، ممنونم از خانم ملیکای عزیز که خدمت‌گزاری در این جایگاه را به من سپرده‌اند. دوست دارم با یک شعر از مولانا مشارکتم را شروع کنم:
عام ما و خاص ما فرمان اوست           جان ما بر او روان جویان اوست
اگر بخواهیم از فرمانبرداری و فرماندهی که دستور جلسه است، از منظر جناب مولانا بگویم ایشان می‌‌گویند که آن اطاعت ظاهری و اجباری که ما در ظاهر داریم، آن هدف فرمانبرداری نیست. هدف و معرفت و عشقی است که ما باید در پی آن باشیم. و همه آدم‌ها وقتی که آن لذت عشق و معرفت را تجربه می‌کنند، ناخودآگاه میفتند در مسیر و بیشتر مشتاق آن می‌شوند. بعضی وقت‌ها من فاطمه قبلاً با خودم فکر می‌کردم، می‌گفتم خیلی‌ها دارند خدمت‌های مختلف در کنگره تجربه می‌کنند و خیلی هم خوب خدمت می‌کنند اما یک وقت‌هایی بعضی آدم‌ها، برخلاف آن چیزی که خیلی استعداد هم دارند و لایق خیلی جایگاه‌ها هستند، چرا به آن جایگاه نمی‌رسند و جوابش دقیقاً همان فرمانبرداری است. دقیقاً من اگر فرمانبرداری را به صورت دقیق انجام ندهم، به آن نقطه نمی‌رسم. فرمانبرداری به نظر من دقیقاً یعنی همان گوش دادن، اعتماد کردن و آن مسیر سختی را که خیلی از ما می‌دانیم در کنگره آمدیم و می‌دانیم سخت است، اگر چه خیلی مواقع هم راحت است. این که بتوانیم به آن مسیر  اعتماد کنیم، این دقیقاً عین آن فرمانبرداری است. دقیقاً اگه بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، من فاطمه قبل از این‌ که بخواهم وارد کنگره شوم، یک‌سری باورهایی داشتم، یک عاداتی داشتم، اصلاً یک خواسته‌هایی داشتم، وقتی آمدم در کنگره، با خودم فکر کردم اگر قرار بود من همان مسیر را پیش بروم، همان باورهای غلطی که بود، همان خواسته‌هایی که داشتم، قطعاً این‌جایی که الان بودم نبودم، اگر چه الان هم به جای خاصی نرسیدم، واقعاً ادعایی در آن ندارم، هنوز هم تجربه می‌گیرم، هنوز هم آموزش می‌گیرم، سعی می‌کنم تجربه به اندازه کافی داشته باشم، ولی همین‌ که سعی کردم این مسیر را ادامه بدم. سعی کردم حداقل به اندازه‌ خودم در جهت‌های مختلف فرمانبرداری کنم، حداقل این درمانی که الان در من اتفاق افتاده‌ است، قطعاً حاصل نمی‌شد.

درمانی که در کنگره می ‌کنیم، فقط برای مسافرها قرار نیست اتفاق بیفتد، آن چیزی که مصرف می‌کردند، در صورتی که برای من همسفر، ناامیدی که من داشتم، خشمی که من داشتم، سرزنشی که من نسبت به مسافر خودم داشتم، که نسبت به آن آگاه هستم، چقدر این خشم و این سرزنش عمیق بود. الان به یک نقطه‌ تقریباً نزدیک به تعادل رسیده که اگر واقعاً این مسیر کنگره نبود، به این نقطه نمی‌رسیدم ،درمان حداقل تا این اندازه برای من فاطمه اتفاق نمی‌افتاد. یک چیز دیگری که بخواهم بگویم، در طول تمام این وادی‌ها، تمام آموزه‌های کنگره، همه جا گفتند که دانایی تا زمانی که جامعه عمل به آن نپوشانیم، اصلاً اتفاق نمی‌افتد. به نظرم فرمانبرداری دقیقاً پله‌ بین این دو است. یعنی من فاطمه، درسته یک‌سری دانایی‌ها کسب کردم، تا زمانی که فرمانبرداری نکنم، به پله بعدی که عمل هست، نمی‌رسم. تمام این پروسه که قرار است طی شود، تمام خدمتگزار‌هایی که در کنگره هستند، قرار نیست حتما راهنما باشد، مرزبان باشد، ایجنت باشد، دیده‌بان باشد، گرچه تمام این جایگاه‌ها خیلی ارزشمند هستند و خیلی قابل احترام، ولی به نظرم حتی اون کسی که وارد کنگره می‌شود، حتی اگه یک ماه از آمدنش گذشته باشد، از یک جایی که تصمیم می‌گیرد محکم‌تر هم لژیونی هایش را بغل کند، از جایی تصمیم می‌گیرد این صندلی را بردارد، آن یکی را جمعش بکند، خدمتش از آنجا شروع می‌شود. و تمام این پروسه برای تک‌تک این‌ها، حتی آن دیده‌بانی که آن بالا هست، یک شب اتفاق نیفتاده‌ است. برای خود من فاطمه به عینه تجربه کردم این را، خانم شادی کاملاً در جریان هستند، سال اولی که من وارد کنگره شدم، بادی به هر جهت می آمدم. در سی‌دی فرمانبرداری از آقای مهندس آمدند از یک مثلث صحبت کردند، فرمانده‌ی ساده، فرمانده‌ی مرکب و موضوع فرماندهی. بعد دوباره یه مثلث  را باز می‌کنند که یکی از ضلع های آن هم این است که یه سری‌ها می‌آیند خنثی هستند، یک‌سری ها که  واقعا در جهت ساختن عمل فرماندهی می‌کنند،. یک‌سری‌ها در جهت نساختن، یک‌سری‌ها بادی به هر جهت هستند. من واقعا جزء آن آدم‌های خنثی بودم. یعنی بادی به هر جهت می‌آمدم. خب حالا به خاطر مسافرم می آیم، یعنی هر چی که گذشت، هرچی که آمدم این مسیر را، کم‌کم یاد گرفتم که واقعا قرار است اگه این صندلی را برمی‌دارم می‌گزارم روی  آن یکی، واقعا حس خوب به من می‌دهد.

یک جایی خانم شادی گفتند: محکم‌تر بغلش می‌کنم. این کم‌کم نقطه تفکر در من ایجاد کرد که واقعا من می‌توانم با یک بغل کردن ساده حس خوب بدهم. این نشئت گرفته از همان فرمانبرداری است. یعنی حال خوب می‌آید به خود من منتقل می‌کند. یکی از خاطره‌هایم یادم افتاد. اگر بخواهم این تجربه را بست بدهم به بخشش، برای من فاطمه در سال اول و دوم یک‌سری اتفاقاتی افتاد، یک‌سری قول و قرارهایی با خودم داشتم، نتوانستم پای آن‌ها بایستم. یک‌سری بخشش‌هایی بود باید برای خودم انجام می‌دادم، نکردم و به آن نرسیدم، یعنی الان تقریبا من چهار سال وارد کنگره شدم، در این چهار سال یک مقداری توقع‌ام از خودم بالا رفته که چرا آنی که دو سال آمده کنگره خیلی بهتر از تو سفر کرده‌ است، دوباره می‌نشینم، می‌گردم سی دی قیاس استاد امین را گوش می‌کنم که واقعا آن شخصی که الان در این جایگاه است لزوما قرار نیست منم حتما همان جایگاه را تجربه کنم. مثال شال را بخواهم بزنم، اگر من فاطمه این جایگاه استادی را دارم تجربه می‌کنم، لزوما اینطوری نیست که من لایق این جایگاه هستم. یک وقت‌هایی شالی که به من فاطمه در یک جایگاهی برای خدمت به من داده می‌شود صرفا برای این است که من آن جایگاه، آن خدمت را تجربه کنم تا بهتر مسیر فرمانبرداری را یاد بگیرم. قطعا کسانی که شال می‌گیرند حتما لایقش هستند، اصلا در این بحثی نیست، اما این را به خودم می‌گیرم. من به فاطمه می‌گویم که قرار است اگر من شال نگهبانی را گردنم بی‌اندازم، حتما لایق باشم؟ نه. لزوما این نیست. من فاطمه اگر دارم نگهبانی را تجربه می‌کنم، حتما آن‌جا قرار است یک سری اتفاقاتی بیفتد، یک سری فرمانبرداری‌ها‌ی جدیدی یاد بگیرم تا بتوانم در این مسیر زندگی بهتر قدم بردارم و به آن نقطه فرماندهی نزدیک‌تر بشوم. امیدوارم همه در زندگی‌مان، گرچه در تمام کنگره این را به ما، جناب مهندس، یاد می‌دهد، که ما به آن نقطه فرماندهی زندگی‌مان نزدیک شویم که بتوانیم بر نفس خودمان غلبه کنیم، بر ناامیدی که قبلا تجربه می‌کردیم، آن خشمی که داشتیم، همه‌ آن‌ها را حداقل بتوانیم به حالت تعادل برسیم و برسیم به آن نقطه‌ فرماندهی که امیدوارم حتما این اتفاق برای تک‌تک ما از جمله خود من بیفتد. خیلی ممنونم از این که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لواسان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .