جلسه یازدهم از دور دهم سری کارگاه های آموزشی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی پرند با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر رضا علی و نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر محمد مهدی در روز چهارشنبه مورخ 18 شهریور 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضاعلی هستم مسافر
از مرزبانان محترم و ایجنت گرامی، جناب آقای علیآقا، تشکر میکنم که این فرصت و اختیار را به من دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.

همچنین به حسینآقای عزیز تبریک میگویم و امیدوارم شاهد لژیونی پربار از ایشان باشیم و رهاییهای بسیار زیادی را در لژیونشان شاهد باشیم.
دستور جلسه امروز «فرمانبرداری» است. همانطور که از نام این دستور جلسه مشخص است، فرمان با قوانین و اصول ارتباط دارد. فرامین میتوانند همان مجموعهای از اصول و قوانین باشند که مهندس در آموزشهایشان به آنها اشاره کردهاند؛ مانند دروغ نگفتن، غیبت نکردن، استفاده نکردن از الفاظ ناشایست و رعایت حرمتهای کنگره. همه این موارد از جمله فرامین هستند، اما نکته مهم این است که این فرامین باید از حالت تئوری خارج شده و در زندگی ما کاربردی شوند.
اگر بخواهم مثالی بزنم، فرض کنیم شخصی قصد دارد گواهینامه رانندگی دریافت کند. در ابتدا آموزش میبیند و در آزمون آییننامه شرکت میکند. اگر در آزمون قبول شود، آیا به این معناست که دیگر همه چیز تمام شده است؟ قطعاً چنین نیست. داشتن گواهینامه بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی را نیز رعایت کند.
اگر شخصی قوانین را رعایت نکند، دیر یا زود با مشکل مواجه خواهد شد و ممکن است مسیر خود را به بیراهه بکشاند.
افرادی هستند که سالها رانندگی کردهاند و هیچ حادثهای برایشان اتفاق نیفتاده است، زیرا قوانین را رعایت کردهاند؛ از چراغ قرمز عبور نکردهاند، حق تقدم را رعایت کردهاند و قوانین را کاربردی کردهاند. بنابراین صرف داشتن گواهینامه ملاک نیست؛ مهم این است که قوانین را در عمل اجرا کنیم.
حال اگر همین موضوع را به خودمان و جسم و روان خودمان برگردانیم، متوجه میشویم که در دوران مصرف مواد مخدر، سیستم جسم و عقل ما نمیتواند فرمانهای صحیحی صادر کند. در نتیجه، فرمانهای نادرست صادر میشوند و همین فرمانهای نادرست ما را از مسیر اصلی دور کرده و به سمت تخریب هدایت میکنند.
در یکی از آموزشها مثالی بیان شده بود که برای من بسیار جالب بود. شخصی برای یک سفر خارجی رفته بود و صبح به همراه راننده به محل کار میرفتند. قرار بود ساعت هفت به محل کار برسند، اما حدود ساعت شش به مقصد رسیدند. راننده خودرو را با فاصلهای از محل کار پارک کرد و سپس حدود یک کیلومتر پیاده به سمت محل کار حرکت کردند.
از راننده سؤال شد که چرا خودرو را نزدیکتر پارک نکرده است. پاسخ داده بود: «ممکن است شخص دیگری دیرش شده باشد؛ اجازه بدهیم حق تقدم با او باشد تا بتواند نزدیکتر پارک کند و سریعتر به محل کار خود برسد.»
این یک فرمان صحیح است؛ زیرا شخص فقط به منافع خودش توجه نکرده است، بلکه شرایط دیگران را نیز در نظر گرفته است.
حال اگر این موضوع را وارد زندگی خودمان کنیم، در خانواده و جامعه، متوجه میشویم که اگر هر شخص ابتدا روی خودش کار کند، بسیاری از مشکلات برطرف خواهد شد.
زندهیاد آذرپور جمله بسیار زیبایی داشتند و میگفتند: «خودت را درست کن و به دیگران کاری نداشته باش.»
اگر من روی خودم کار کنم، قطعاً عقل من نیز میتواند فرمانهای صحیحتری صادر کند. اما اگر روی خودم کار نکنم، طبیعی است که فرمانهای نادرست صادر خواهد شد.
گاهی مشاهده میکنیم که بر سر موضوع بسیار سادهای مانند بوق زدن، عبور از چراغ قرمز یا یک مسئله کوچک، بین دو نفر بحث و درگیری ایجاد میشود و این درگیری ممکن است به اتفاقات بسیار ناگواری منجر شود. حتی اخباری را میخوانیم که افراد بر سر یک مشاجره و اختلاف کوچک، به یکدیگر آسیب رسانده و حتی جان یکدیگر را گرفتهاند.
اگر هر شخص به جای اینکه دائماً دیگران را اصلاح کند، ابتدا روی خودش کار کند و اجازه دهد دیگران نیز به حق خود برسند، قطعاً شرایط جامعه متفاوت خواهد شد.
بنابراین موضوع اصلی این است که من باید روی خودم کار کنم و فرامین را ابتدا در زندگی خودم کاربردی کنم.
اگر من هنوز درگیر اعتیاد و تخریبهای ناشی از آن باشم، نمیتوانم انتظار داشته باشم فرمانهای صحیحی صادر کنم. در ابتدا به خودم تخریب وارد میکنم، سپس این تخریب به فرزندم، خانوادهام و همسفرم منتقل میشود.
به همین دلیل است که حضور همسفر در کنگره اهمیت بسیار زیادی دارد. ممکن است تخریبهایی که به همسفر وارد شده، حتی از تخریبهای خود مسافر نیز بیشتر باشد. منِ مصرفکننده ممکن است در دوران مصرف در لاک خود فرو رفته باشم و بسیاری از مسائل را نبینم، اما ترکشهای اعتیاد به خانواده و همسفر من نیز آسیب وارد کرده است.
بنابراین همسفر باید در این مسیر حضور داشته باشد تا بتواند آموزش بگیرد و به همراه مسافر، این تخریبها را بهتدریج اصلاح کند.
همسفر میتواند همسر، پدر، مادر و یا فرزند بالای هجده سال باشد. حضور او در کنگره باعث میشود آموزشها در خانواده نیز جریان پیدا کند؛ زیرا اگر یکی از اعضای خانوا
ده از آموزشها فاصله داشته باشد، ممکن است در جایی فرامین نادرست صادر شود و مسیر حرکت خانواده دچار مشکل گردد.
من حدود سه سال است که در کنگره حضور دارم و خداوند را شکر میکنم که این فرصت نصیب من شده است. از آقا میلاد نیز تشکر میکنم که در راهاندازی این شعبه زحمت کشیدند و برای خدمت در این مکان فرصت فراهم کردند. اگر این مسیر برای من ایجاد نمیشد، واقعاً نمیدانستم امروز در چه شرایطی قرار داشتم. شاید با یک تلنگر، دوباره از مسیر خارج میشدم.
ما در کنگره افرادی را میبینیم که خودشان در حال مصرف هستند، اما به شخص دیگری که هنوز درگیر مصرف است، آگاهانه کمک میکنند. دلیل آن این است که خودشان این مسیر را طی کردهاند و میدانند چگونه باید حرکت کرد.
شخصی که سالها فرمانبردار بوده، قوانین را رعایت کرده، آموزش گرفته و خدمت کرده است، بهتدریج به جایگاهی میرسد که میتواند فرمانده خوبی باشد؛ چه در کنگره، چه در خانواده و چه در جامعه.
خانم آذری نیز فرمودند که خودتان را با قوانین کنگره وفق دهید. اگر قوانین و حرمتهای کنگره را بررسی کنیم، میبینیم که هرکدام از آنها برای حفظ امنیت و سلامت مسیر درمان وضع شدهاند.
برای مثال، پول دادن و پول گرفتن در کنگره ممنوع است. همچنین مسافر سفر اول نباید خارج از چارچوب کنگره با مسافر سفر اول دیگری رفتوآمد داشته باشد. دلیل این قوانین چیست؟
زیرا ممکن است یک نفر خواسته درمان داشته باشد و شخص دیگری چنین خواستهای نداشته باشد. ممکن است یک نفر بیشتر روی نفس خود کار کرده باشد و دیگری هنوز تحت تأثیر خواستههای نامعقول نفس قرار داشته باشد. بنابراین رعایت قوانین کمک میکند که شخص از مسیر درمان خارج نشود.
در کنگره روی نفس انسان کار میشود و آموزش میگیریم که خواستههای معقول و نامعقول را از یکدیگر تشخیص دهیم.
اگر همسفر نیز در این مسیر حضور نداشته باشد و آموزش نگیرد، ممکن است خواستههایی در زندگی شکل بگیرد که بهصورت یکباره مطرح شوند؛ برای مثال، شخص ممکن است همزمان گوشی، فرش، مبل و خودرو بخواهد، بدون اینکه شرایط و توانایی رسیدن به آنها را در نظر بگیرد.
اما کنگره به ما آموزش میدهد که همه چیز باید بهصورت پلهپله انجام شود.
امروز برای یک هدف تلاش میکنیم، فردا هدف دیگری را دنبال میکنیم و با برنامهریزی و پسانداز، بهتدریج به خواستههای خود میرسیم.
در خود کنگره نیز همینگونه است. شخص پس از رهایی، بهتدریج وارد خدمت میشود. ابتدا یک جایگاه، سپس جایگاه دیگر؛ ممکن است در دبیرخانه، نگهبانی، نشریات و دیگر بخشها خدمت کند. همچنین با شرکت در آزمونها و افزایش خواستههای معقول، قدمبهقدم رشد میکند.
تمام این مراحل از کجا آغاز میشود؟
از فرمانبرداری.
اگر من فرمانبردار خوبی باشم، بهتدریج میتوانم فرمانده خوبی نیز برای خودم باشم.
ابتدا باید روی جسم خودم کار کنم؛ روی وزنم، روی سیگارم، روی درمان اعتیادم و روی رفتار و اندیشهام کار کنم. زمانی که بتوانم خودم را به تعادل برسانم، نتیجه آن فقط برای خودم نخواهد بود، بلکه خانواده و جامعه نیز از این تغییر بهرهمند خواهند شد.
در پایان امیدوارم همه ما، بهخصوص سفر اولیهای عزیز، در درجه اول خواستهمان این باشد که یک فرمانبردار خوب باشیم، به درمان و تعادل برسیم و سپس بتوانیم فرمانده لایقی برای خودمان، خانوادهمان و جامعه باشیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.


.jpg)

تایپ تنظیم و بارگزاری:مسافر میلاد و مسافر یوسف (لژیون دوم)
مرزبان خبری: مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
337