پنجمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60 ، ویژه مسافران با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر عرفان ، نگهبانی مسافر یونس و دبیری مسافر احمد؛ با دستور جلسه :(( از فرمانبرداری تا فرماندهی )) در روز چهارشنبه 18 شهریور 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :
سلام دوستان عرفان هستم یک مسافر؛
در ابتدا از خداوند سپاسگزارم بابت این روز زیبا و رحمت الهی شامل حال ما شد و باران بارید ، از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و راهنمای محترمم تشکر می کنم که اجازه دادند در این جایگاه بنشینم خدمت کنم و آموزش بگیرم.
راجب به دستور جلسه ی از فرمانبرداری تا فرماندهی بخواهم صحبت کنم، خیلی دستور جلسه ی مهمی است، البته همه ی دستور جلسات مهم هستند ولی این دستور جلسه ی به ظاهر کوچک باعث می شود که انسان رشد کند، و کلا دلیل حضور ما در دنیا این است که همیشه دنبال تکامل باشیم ، نکته ی دیگر تمام مطالب درون و بیرون ما است.
یعنی اینکه من تمام مطالب و تمام مهارت ها در وجودم هست و باید در بستر مناسب از یک استاد یا یک راهنما آموزش صحیح بگیرم.
به عنوان مثال یک طوطی شاید چند کلمه ای صحبت کند ولی متوجه نیست که چه چیزی می گوید و فقط تکرار می کند یک جمله را و زمان استفاده کلمات را نمی داند.
اما انسان تمام کلمات و مهارت ها در وجودش نهفته شده است،
وقتی به یک جنین توجه کنیم، شاید از دید من این باشد که چیزی متوجه نمی شود در رحم مادر ولی در اصل همه چیز در وجود آن جنین نهفته شده است از اول و حتی در اطراف مادر کسی صحبت می کند متوجه می شود.
مثال دیگری بخواهم بزنم مانند خوابی است که ما می بینیم و بعداز بیدار شدن از خواب چیزی یادمان نمی آید ولی مدت ها بعد صحنه هایی در بیداری می بینیم و یادمان می آید که قبلا در خواب دیده بودیمش، پس بخاطر همین است که می گویم همه چیز در وجود ما هست فقط نیاز به یادآوری دارد.
من خودم به شخصه مطالب را دیر یاد می گیرم، شاید بخاطر منیت من است ولی جدیدا سعی می کنم اینگونه نباشم و همه چیز را فرا بگیرم.
من رفتم شغل جوشکاری را یاد بگیرم و اوایل استادم می گفتند : باید اینجوری جوش بدهی و فلان کار را کنی ولی من بخاطر منیت می خواستم مدل جدیدی انجام دهم، در آخر دیدم که نمی شود و خیلی طول کشید تا یاد بگیرم ، ولی اگر از ابتدا گوش به فرمان می بودم در آن بازه زمانی باید خیلی چیزهای بیشتری یاد می گرفتم.
اگر انسان بخواهد فرمانبرداری کند، ابتدا باید منیت خودش را پله پله کم کند و کاملا گوش به فرمان باشد، من اوایل که به کنگره آمدم تا چند ماه صحبت نمی کردم و راهنمایم می گفتند: مشارکت کن ، و من از مشارکت فراری بودم؛ در اصل همه چیزهایی که به ما می گفتند برای آموزش گرفتن بهتر خودمان بود ولی منیت من باعث می شد فکر کنم خودم همه چیز را می دانم.
در آخر دیدم نتیجه ای نمی توانم بگیرم و همان راه اشتباه قبل را دارم می روم.
از وقتی که گوش به فرمان شدم و واقعا عمل می کردم نتیجه های خوبی می دیدم.
چند وقت پیش فیلمی می دیدم که شخصیتش یک قدرتی پیدا کرده بود ولی منیت داشت و کارهای ضد ارزشی انجام می داد، پدر بزرگش خیلی سعی می کرد که نصیحتش کند و می گفت: قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه دارد ولی بخاطر منیت گوش به حرف کسی نمی داد و در آخر پدربزرگش را از دست داد و بعدش به حرف هایش پی برد و راه درست را پیدا کرد.
بعضی انسان ها اول در مقابل فهمیدن مقاومت می کنند، چون قبول کردن اینکه راهی که تاکنون می رفتند اشتباه بوده سخت است،
در قرآن آمده است که :و یسعلونکه من الروح، قل روح من رب امری ،یعنی از تو میپرسند درباره روح ، تو بگو روح به امر رب من است،
ما هم پیامبر بیرونی داریم هم درونی، پیامبر بیرونی تا یک جایی می تواند به من کمک کند و راه را نشانم دهد، من باید به یک جایی برسم و الف بایه آن مسیر را یاد بگیرم تا خودم بتوانم به تنهایی بروم.
حروف الفبا در کنگره همان وادی هاست، 14 وادی برای شناخت خود؛ بعد از یاد گیری این الفبا تازه می توانیم راه خودمان را پیدا کنیم و تا دوراهی برویم ، بعداز رسیدن به دوراهی ما باید راه درست را تشخیص دهیم.
در آخر مجددا از راهنمایم آقا یاسر تشکر می کنم که وقتی من به کنگره آمدم سن خیلی پایینی داشتم و خیلی چیزها را متوجه نمی شدم و به من کمک کردند تا از خیلی از بندها رها شوم.
خیلی ممنون که به صحبت هایم گوش کردید.

تایپ: مسافر فرامرز
عکاس: مسافر فرهاد
بارگذاری: همسفر مرتضی
- تعداد بازدید از این مطلب :
120