English Version
This Site Is Available In English

محبت کن جهان از تو آغاز می‌شود

محبت کن جهان از تو آغاز می‌شود

وادی چهاردهم برای من معنای محبت را خیلی عمیق‌تر از چیزی که قبل از ورود به کنگره۶۰ می‌دانستم روشن کرد. من قبلاً محبت را بیشتر در دوست‌ داشتن خانواده و نزدیکان خلاصه می‌کردم؛ اما این وادی به من نشان داد که محبت می‌تواند بسیار گسترده‌تر باشد. محبتی که فقط به دلیل وابستگی و نسبت خانوادگی باشد با محبتی که از شناخت و آگاهی سرچشمه می‌گیرد تفاوت زیادی دارد.

به عقیده من محبت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که انسان از درون خودش شروع به تغییر کند تا زمانی که کینه، حسادت، خودخواهی و قضاوت در وجود ما زیاد باشد، نمی‌توانیم محبت خالص را به‌درستی تجربه کنیم؛ پس محبت فقط یک احساس یا یک  جمله زیبا نیست، بلکه نتیجه یک مسیر و یک تغییر درونی است. من از این وادی فهمیدم که برای رسیدن به محبت باید روی دانایی و تزکیه خودم کار کنم، هرچه انسان آگاهی  بیشتری پیدا کند نگاهش به خودش، دیگران و حتی مشکلات زندگی تغییر می‌کند.

موضوع اضداد برای من بسیار قابل تأمل بود؛ چون فهمیدم بسیاری از خوبی‌ها را به کمک وجود ضد آن‌ها بهتر درک می‌کنیم؛ اگر سختی را تجربه نکرده باشم شاید ارزش آرامش را آن‌طور که باید ندانم؛ بنابراین مشکلات گذشته فقط برای آزار دادن من نبوده‌اند و می‌توانند وسیله‌ای برای آموزش و رشد من باشند این نگاه باعث می‌شود به جای فرار از سختی‌ها از آن‌ها درس بگیرم در بخش امواج نیز متوجه شدم که احساسات و رفتار ما فقط روی خودمان اثر نمی‌گذارند. حال خوب، محبت و احترام می‌تواند به اطرافیان منتقل شود و دوباره به خود ما برگردد، همان‌طور که یک رفتار منفی می‌تواند فضای یک خانواده یا جمع را تحت تأثیر قرار دهد؛ پس لازم است بیشتر مراقب افکار، حرف‌ها و رفتارهای خودم باشم. من نمی‌توانم انتظار محبت داشته باشم؛ ولی خودم در انتقال آن قدمی برندارم. خدمت کردن و کمک به دیگران برای من یکی از راه‌های عملی کردن محبت است.

در قسمت زنجیره‌های عشق نیز این برداشت را داشتم که در هستی همه چیز به نوعی با یکدیگر ارتباط دارد، وجود حس و جاذبه باعث می‌شود موجودات و انسان‌ها بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ اما برای من مهم‌ترین نکته این است که این ارتباط زمانی ارزشمند می‌شود که همراه با شناخت و آگاهی باشد. محبت بدون شناخت ممکن است گاهی با وابستگی یا توقع اشتباه گرفته شود؛ ولی محبت همراه با دانایی انسان را از توقع داشتن و مالکیت فاصله می‌دهد.

کنگره برای من نمونه‌ای از این محبت است جایی که افراد می‌توانند بدون شناخت قبلی به یکدیگر کمک کنند. وقتی محبت بدون انتظار دریافت شود ارزش آن چند برابر می‌شود. من از وادی چهاردهم یاد‌ گرفتم که برای تغییر جهان اطرافم، ابتدا باید از خودم شروع کنم؛ اگر درون من آرام‌تر و پاک‌تر شود رفتار و ارتباطم با دیگران هم تغییر خواهد کرد. محبت واقعی با حرف ثابت نمی‌شود بلکه باید در رفتار و عمل دیده شود در نهایت برداشت من این است که رسیدن به عشق و محبت یک مقصد فوری نیست بلکه مسیری است که با معرفت، تزکیه، خدمت و عمل کردن ساخته می‌شود. وادی چهاردهم به من یادآوری کرد که هر قدر از خودخواهی فاصله بگیرم و محبت بلاعوض را بیشتر تجربه کنم به مفهوم واقعی عشق نزدیک‌تر خواهم شد.

منبع: سی‌دی «وادی چهاردهم» مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر نگار رهجوی  راهنما همسفر سعیده (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یکم ) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .