English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - اگر انسان می خواهد به فرماندهی برسد باید دانایی داشته باشد

گروه خانواده - اگر انسان می خواهد به فرماندهی برسد باید دانایی داشته باشد

فرمانبرداری تا فرماندهی، سیری را مشخص می‌کند؛ که باید از کجا تا کجا حرکت کنیم، فرماندهی یک هدف بوده است و یک قانون کلی دارد؛ اگر انسان در هر مقوله‌ای صاحب نظر شود و بتواند کاری را انجام دهد، در جایگاه فرماندهی قرار می‌گیرد؛ شرط لازم برای فرماندهی این است که فرمانبرداری را کامل انجام دهد. ابتدا باید بدانیم مفهوم کلی فرماندهی چیست؟ در ذهن همه ما فرمانده کسی است که در یک پایگاه نظامی با لباس نظامی ایستاده و به سربازان دستور می‌دهد؛ که کاری را انجام دهند، این برجسته‌ترین مفهوم است.

 

البته فرماندهی حالت‌های دیگری هم دارد، هم صور آشکار و هم صور پنهان دارد؛ صور پنهان مثل این است که انسان یک سری دستورات را به خودش می‌دهد،به چشمش می‌گوید که ببین و می‌بیند، به دستش می‌گوید، این را بردار و برمی‌دارد؛ البته این فرماندهی، برای انسان‌های سالم است ولی برای شخصی که دچار اعتیاد شده یا به بیماری خاصی مبتلا شده است این فرماندهی از دست رفته است؛ مثلاً مواد خوراکی که در قبل به راحتی استفاده می‌کرده است، حالا دیگر نمی‌تواند استفاده کند؛ چون دچار مشکلاتی می‌شود. انسان سالم هم در شرایطی قرار می‌گیرد؛ که فرماندهی به هم می‌ریزد. مثلاً می‌خواهد به صدایی گوش کند، ولی صدای دیگری به گوشش می‌رسد.

 

 زمانی که انسان به اعتیاد دچار می‌شود؛ کاملاً با این مفهوم آشنا می‌شود که کارهایی که قبلاً به راحتی انجام می‌داده است، حال دیگر راحت نیست یا به صورت مشروط یا نسبی انجام می‌شود، انسانی که به اعتیاد روی آورده است دیگر نمی‌تواند خوب کار کند یا یکجا متمرکز شود. 

 

همه انسان‌ها دوست دارند که فرماندهی داشته باشند ما حاضریم بهای سنگینی را پرداخت کنیم تا این فرماندهی را به دست بیاوریم؛ انسان زمانی که به انجام دادن کار جدیدی توانمند می‌شود به این مفهوم است که دامنه فرماندهی اش افزایش پیدا کرده است. اگر انسان در انجام کاری به موفقیت برسد احساس شعف و خوشحالی به دست می‌آورد و به این نتیجه می‌رسد که در انجام کارها توانا شده است؛ به عبارت دیگر فرماندهی که خداوند در اختیارش قرار داده است را به دست می‌گیرد؛ انسانی که دچار اعتیاد شده است فرماندهیش را از دست می‌دهد؛ حتی فرماندهی کارهای کوچک مثل اینکه کارهایی که قبلاً به راحتی انجام می‌داده حال برایش سخت و دشوار است، حتی یک حرف زدن ساده.

 

این انسان در زمینه نیروهای درون فرماندهی اش ازبین رفته و خلع فرماندهی شده است؛ اگر بخواهد از این نقطه خارج شود و به زندگی طبیعی برگردد باید یک سری کارها را انجام دهد این کارها کلید دارد« از فرمانبرداری تا فرماندهی». اگر می‌خواهید نیروهایی که از دست شما خارج شده است، دوباره به دست بیاورید باید فرمانبرداری کنید و این خیلی لذت بخش است. لذتی که ما در زندگی می‌بریم در این قانون حرکت می‌کند؛ وقتی یک نیرویی از دست ما خارج شده در ما احساس بازنده بودن، بدبختی، ناتوانی و ... به وجود می‌آید.

حال این سوال پیش می‌آید چرا باید فرمانبرداری کنیم تا فرمانده شویم؟ ابتدا باید بدانیم معنی فرمانده چیست؟ انسان باید به یک سری نیروها چه درون و چه بیرون احاطه داشته باشد؛ اگر انسان به این نیروها احاطه داشته باشد و کاری که می‌خواهد انجام دهد این انسان به فرماندهی رسیده است، کسی می‌تواند فرمانده باشد که قادر باشد کاری که از دیگران می‌خواهد انجام دهند؛ اگرانسان می‌خواهد فرمانده باشد باید به دانایی برسد این دانایی آموزش است و لزوماًبرای دریافت این آموزش باید استادی را انتخاب کرد و استاد این اطلاعاتی که دارد را به شما آموزش دهد و شما هم اطاعت کنید وگرنه آموزش انجام نمی‌شود.

 

انسان موقعی که به تاریکی دچار می‌شود در نفس اماره قرار می‌گیرد؛ یعنی اگر انسان به اعتیاد روی آورده است و متوجه اشتباه نمی‌شود؛ در نفس اماره قرار دارد. کسی که در این نقطه قرار گرفته نمی‌تواند فرمان دهد انسان در این مرحله باید اطاعت از یک منبع دیگر از یک نیروی دیگر بپذیرد و تقبل کند تا از زیراین یوق خارج شود این یک قانون است‌.

 

نویسنده: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون اول)

ویرایش: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون اول)

ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر عاطفه(لژیون اول - نگهبان سایت)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .