نهمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (از فرمانبرداری تا فرماندهی ) با استادی راهنمای محترم مسافر دانیال و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر رسول روز سهشنبه مورخ ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، دانیال هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که امروز هم توانستم در جمع مهر و محبت کنگره ۶۰ حضور داشته باشم. تشکر میکنم از آقای مهندس، خانواده محترمشان، دکتر امین عزیز و راهنمایان محترمم، آقا حمیدرضا، آقا مجید زنگی آبادی و آقا رضا پارسا. اگر امروز در این جایگاه هستم و میتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم، به خاطر تلاشها و زحماتی است که این عزیزان برای من کشیدهاند.
دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.
وقتی کلمه فرمانده یا فرمانبرداری مطرح میشود، ممکن است ذهن انسان به سمت یک ساختار نظامی یا ارتشی برود؛ جایی که فرماندهی سختگیرانه و دستورات مشخصی وجود دارد. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم که هر ساختار، هر مجموعه و حتی خود انسان، برای اینکه بتواند به جایگاه خوبی برسد و به آرامش و آسایش دست پیدا کند، به یک فرمانده نیاز دارد.
اولین فرماندهای که هر انسان باید بشناسد، فرماندهی خودش بر خودش است.
اگر بخواهم از دیدگاه کنگره ۶۰ به موضوع نگاه کنم، مصرف مواد مخدر یکی از کارهایی که با انسان انجام میدهد این است که فرماندهی را از او میگیرد. زمانی که انسان مصرفکننده میشود، دیگر اختیار و فرماندهی خودش را بر بسیاری از مسائل از دست میدهد؛ خواب، بیداری، غذا خوردن، کار کردن، احساسات و حتی کوچکترین رفتارهایش تحت تأثیر مصرف قرار میگیرد.
در واقع، انسان کمکم تبدیل به برده مصرف خودش میشود.
یکی از شعبدههای مواد مخدر این است که در ابتدای مصرف، انسان تصور میکند انرژی بیشتری پیدا کرده است. مثلاً فکر میکند بیشتر میتواند کار کند، شبها راحتتر بیدار بماند یا توان بیشتری دارد. اما واقعیت این است که مواد مخدر انرژی جدیدی به انسان نمیدهد؛ بلکه از انرژی و توان خود انسان استفاده میکند.
بعد از مدتی، تحمل بدن بالا میرود و همان مقدار قبلی دیگر جواب نمیدهد. مصرف بیشتر میشود و فرد ممکن است از مادهای به ماده دیگر روی بیاورد و تصور کند با مصرف بیشتر میتواند انرژی و حال گذشته خودش را دوباره به دست بیاورد.
در حقیقت، انسان میخواهد فرماندهی از دسترفته خودش را دوباره به دست بیاورد، اما از مسیر اشتباه.
در کنگره ۶۰ یاد میگیریم که برای رسیدن به فرماندهی، ابتدا باید یک فرمانبردار خوب باشیم.
اگر قرار باشد من به کسی فرمانی بدهم یا از کسی بخواهم کاری را انجام دهد، ابتدا باید خودم آن کار را یاد گرفته باشم و بتوانم به درستی انجامش بدهم.
برای مثال، اگر راهنما از رهجو بخواهد سیدی بنویسد، خودش باید مفهوم آموزش و اهمیت آن را بداند و به آن عمل کند. نمیشود کاری را که خودمان درست انجام نمیدهیم، از دیگری انتظار داشته باشیم.
پس یکی از لازمههای فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است.
همانطور که یک سرباز وقتی وارد پادگان میشود، در ابتدا پایینترین درجه را دارد و به مرور زمان، با آموزش دیدن، فرمانبرداری، اجرای درست دستورات و کسب تجربه، درجه میگیرد، در زندگی هم همین اتفاق میافتد.
در کنگره ۶۰ هم ما از همان روز اول که وارد سفر میشویم، باید یاد بگیریم فرمانبردار باشیم.
راه درمان، اجرای بندبهبند دستوراتی است که راهنما به ما میدهد؛ سر وقت آمدن، سر وقت رفتن، دارو را طبق برنامه مصرف کردن، سیدی نوشتن، گوش به فرمان راهنما بودن و انجام دادن کارهایی که از ما خواسته میشود.
در کنگره کسی چیزی خارج از چارچوب قوانین از ما نمیخواهد. اگر ما بتوانیم همین کارهای به ظاهر کوچک را درست انجام دهیم، به مرور زمان آموزش میبینیم، تجربه کسب میکنیم و به جایگاههای بالاتر میرسیم.
نمیشود از یک جایی کم بگذاریم و انتظار داشته باشیم به فرماندهی برسیم.
این موضوع فقط در کنگره نیست؛ در تمام زندگی همینطور است.
اگر بخواهیم در خانواده، کار، شغل یا هر بخش دیگری از زندگی تغییر ایجاد کنیم، باید ابتدا تغییر را از خودمان شروع کنیم. تحول واقعی از درون انسان آغاز میشود و بعد به بیرون تراوش میکند.
من اگر بخواهم در خانوادهام یا محیط کارم تأثیرگذار باشم، ابتدا باید روی خودم کار کنم.
حتی از کارهای خیلی کوچک میتوان شروع کرد؛ صبح به موقع بیدار شدن، مسواک زدن، به موقع حاضر شدن، انجام دادن وظایف و اینکه ببینم راهنمای من چه چیزی از من خواسته و آن را درست اجرا کنم.
هدف کنگره فقط این نیست که من بیایم و درمان شوم و بعد به دنبال زندگی خودم بروم. هدف این است که آموزشهایی را که در کنگره میگیرم، در تمام قسمتهای زندگیام جاری کنم.
من امروز خیلی از کارهایی را که در زندگیام میتوانم انجام بدهم، فقط از طریق همین فرمانبرداری یاد گرفتهام.
شاید «چشم» گفتن در ابتدا سخت باشد، اما وقتی نتیجه آن را میبینی، میفهمی که پشت همین چشم گفتنها چه آموزش بزرگی وجود دارد. فرمانبرداری درست، بازخورد درست و حال خوب به همراه دارد.

در پایان برای تمام سفر اولیهای محترم آرزو میکنم که بتوانند سفر خوبی داشته باشند، به درمان برسند، آموزش بگیرند و در ادامه، خدمتهای زیبا و ارزشمندی را در کنگره تجربه کنند و به حال خوش برسند.
خیلی ممنونم که به صحبتهای من با سکوت زیبایتان گوش دادید.
عکس و تایپ : مسافر حمیدرضا لژیون سوم
بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
180