همسفر زهره بیان کرد:
دستور جلسه از فرمان برداری تا فرماندهی برای من همسفر معنای بسیار عمیقی داشت من در گذشته تصور می کردم فرمانده هستم چون سعی می کردم مسافرم رفتارش و مسیر درمانش را کنترل کنم اما نتیجه اش فقط آشوب وبی نظمی در شهر وجودی خودم بود من یاد گرفتم که فرمان برداری برای یک همسفر یعنی دست کشیدن از فرماندهی های کاذب و خود سرانه یعنی تسلیم شدن در برابر آموزش های کنگره و راهنمایم، وقتی من یاد گرفتم که راهنمای کنگره 60به مسیر مسلط است ومن فقط باید نقش همسفر را ایفا کنم بار سنگینی از روی دوشم برداشته شد در واقع فرماندهی واقعی کنگره 60تساط بر دیگران نیست بلکه تسلط بر افکار وخشم وناامیدی های خودم است و وقتی من یاد گرفتم به جای تغییر دادن مسافرم روی تغییر دادن خودم و مدیریت احساساتم تمرکز کنم تازه در مسیر فرماندهی شهر وجودی ام قرار گرفتم امیدوارم همه ما همسفران با فرمان برداری از قوانین کنگره به جایگاه فرماندهی برصلح وارامش درونی خودمان برسیم
همسفر زهرا بیان کرد:
موضوع مشارکت فرمانبرداری تا (فرماندهی. فرمانبرداری) وفرمانده در واقع مسیری رو مشخص میکند که از کجا تا کجا باید حرکت رو انجام بدهیم وقتی راجب به فرماندهی صحبت می کنیم درظاهر منظور فردی است که با لباس نظامی ایستاده وبه تعدادی سرباز دستور میدهد. فردی که در تمام مسائل مرتب است شب به موقع می خوابد هر وقت بخواد بیدار می شود هر وقت دوست دارد غذا می خورد، در واقع خواسته ها بدون اشکال انجام می شود اما شخصی که دچار یک بیماری می شود در واقع فرماندهی رو از دست می دهد . انسان های سالم زیاد به فرماندهی درون فکر نکرده و در آن تعمق نمی کنند برای درمان اعتیاد ما باید فرمانبردار خوبی باشیم تا به تعادل و درمان و در نهایت به فرماندهی برسیم اولین قدم در این راه رعایت کردن نظم و انضباط و فرمانبرداری است ما باید در کنگره فرمانبردار راهنما باشیم تا به فرماندهی عقل خود برسیم هر کس باید در جایگاه خود فرمانبردار خوبی باشد و در همه موارد نظم و قوانین را به خوبی اجرا کند یک رهجو به هنگام ورود به این حریم باید فرمانبردار مافوق خود باشد و به همه احترام بگذارد تا در آینده فرمانده خوبی برای بقیه باشد.
همسفر مریم بیان کرد:
امروز میخواهم درباره موضوعی صحبت کنم که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما پایه و اساس رشدِ ما است: “فرمانبرداری”.
ما در زندگی به نوعی با انواع فرمانبرداری روبرو هستیم؛ چه در برابر قدرت لایزال خداوند، چه در برابر کسانی که در جایگاه فرماندهی ما هستند. اما یک نوع فرمانبرداری وجود دارد که از همه مهمتر است و اغلب فراموشش میکنیم: فرمانبرداری از خویشتن.شک نکنید که اگر فرمانبرداری را از درون خودمان شروع کنیم، تغییرات چشمگیری در رفتار، گفتار و کردارمان ایجاد میشود. یک قانون طلایی وجود دارد: کسی که فرمانبردار خوبی باشد، در آینده فرمانده خوبی هم خواهد شد.اما بیایید این فرمانبرداری را کالبدشکافی کنیم.
فرمانبرداری همیشه به یک معنا نیست و به سه دسته تقسیم میشود:
۱. فرمانبرداری آگاهانه: این بالاترین سطح بلوغ فکری است. وقتی میدانی چرا باید کاری را انجام دهی؛ مثلاً درس میخوانی چون میدانی آیندهات را میسازد. اینجا انگیزه تو “آگاهی” است، نه اجبار.
۲. فرمانبرداری اجباری: این یعنی انجام دادنِ کار فقط از روی ترس؛ ترس از جریمه شدن یا تنبیه شدن. اینجا انگیزه، “ترس” است، نه درکِ ماجرا.
۳. فرمانبرداری کورکورانه: وقتی بدون اینکه بپرسیم چرا، یا بررسی کنیم که آیا این دستور درست است یا نه، فقط اطاعت میکنیم. این نوع فرمانبرداری میتواند در شرایط خاص بسیار خطرناک باشد.در نهایت باید بگویم: فرمان، مسیر است و فرمانبرداری، حرکت.
اگر مسیر درست و منطقی باشد، حرکتِ ما قطعاً به هدف میرسد. اما اگر مسیر غلط باشد، فرمانبرداریِ ما، حتی اگر خالصانه باشد، نه تنها باعث پیشرفت نمیشود، بلکه ما را بیشتر از هدفمان دور میکند.پس بیایید قبل از هر حرکتی، مسیر را بشناسیم.»
مشارکت کنندگان: همسفر زهرا همسفر زهره همسفر مریم رهجویان راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال مطالب همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی معدن فیروزه نیشابور
- تعداد بازدید از این مطلب :
43