همسفر فاطمه برداشت خود را از سیدی «راز بزرگ» اینگونه به رشته تحریر درآورد:
در سیدی «راز بزرگ» درباره نوروترنسمیترها و نقش بسیار مهم آنها در زندگی انسان صحبت میشود و اینکه عملکرد این سیستم میتواند در وضعیت جسمی و روحی انسان تأثیرگذار باشد. این موضوع فقط به یک حالت یا یک بیماری خاص مربوط نمیشود و در مسائلی مانند اعتیاد، اماس، سرطان، کولیت و مشکلات مختلف دیگر نیز مورد توجه قرار میگیرد.
تئوری سیستم ایکس مجموعهای است که در کنار هورمونها نقش مهمی در تعادل جسم و روان انسان دارد و به همین دلیل درست کار کردن این سیستم اهمیت زیادی پیدا میکند. چیزی که برای من جالب بود این است که بدن انسان مواد بسیار قوی تولید میکند و همیشه برای ادامه زندگی به این مواد نیاز دارد. اندورفین، دینورفین و انکفالین از جمله مواد شبهافیونی طبیعی بدن هستند که در این بحث مطرح میشوند.
وقتی این مواد در بدن به شکل طبیعی تولید و مصرف شوند، بدن میتواند تعادل خودش را بهتر حفظ کند؛ اما زمانی که مواد خارجی وارد بدن شوند، میتوانند روی مغز و سیستم عصبی اثر بگذارند و این نظم طبیعی را تغییر دهند. مواد مخدر، قرصها و الکل قادر هستند از سد خونی مغز عبور کنند و به همین دلیل اثر آنها فقط محدود به جسم نیست و میتواند عملکرد ذهن و سیستم عصبی را هم تحت تأثیر قرار دهد.
مغز و بدن انسان یک سیستم به هم پیوسته هستند و نمیتوان هر قسمت را جدا از بخشهای دیگر دید؛ وقتی مصرف یک ماده بهصورت مداوم ادامه پیدا میکند، بدن به مرور تحت تأثیر آن قرار میگیرد و سیستم طبیعی خودش از حالت تعادل خارج میشود. اعتیاد فقط وابستگی به یک ماده نیست، بلکه جایگزین شدن مواد بیرونی به جای مواد طبیعی بدن و به هم ریختن سیستم تولید و تنظیم آنهاست. به همین دلیل در تئوری سیستم ایکس، ترمیم و بازسازی این سیستم، اهمیت زیادی پیدا میکند.
خمر مانند پرده یا حجابی است که روی ذهن و افکار انسان قرار میگیرد و میتواند روی درک و هوشیاری انسان اثر بگذارد. یکی از نمونههای آن الکل است که در سیدی درباره جایگاه و کاربرد آن در طب نیز صحبت میشود و این موضوع نشان میدهد شناخت مواد و تأثیر آنها بر جسم و ذهن، نیاز به بررسی دقیقتری دارد و نمیتوان فقط براساس اسم یا ظاهر یک ماده درباره آن قضاوت کرد.
به نظرم یکی از قسمتهای مهم این مبحث را نباید تنها مواد بیرونی به عنوان عامل تخریب بدن در نظر گرفت، بلکه افکار و رفتارهای منفی هم میتوانند روی حال انسان اثر بگذارند. بدگویی، غیبت، افکار منفی و کارهایی که آرامش ذهن را از بین میبرند، میتوانند مانند یک افیون برای عملکرد انسان تأثیر بگذارند و او را از تعادل دور کنند. بنابراین همانطور که باید مراقب چیزهایی باشیم که داخل جسم خودمان میکنیم، باید مراقب چیزهایی که وارد ذهنمان میشوند هم باشیم.
در نهایت، چیزی که از این سیدی برداشت کردم، اهمیت حفظ درست کار کردن «خمر درونی» است. بدن انسان دارای تواناییهای بسیاری است و اگر این سیستم را با رفتارهای نادرست و عوامل مختلف از تعادل خارج نکنیم، میتوانیم شرایط بهتری برای جسم و روان خودمان ایجاد کنیم. به همین دلیل شناخت بدن، کنترل افکار و دوری از رفتارهای منفی در کنار یکدیگر اهمیت پیدا میکنند. باید بدانیم سلامت فقط نداشتن بیماری نیست؛ ذهن و رفتار انسان ارتباط زیادی با یکدیگر دارند.
ویرایش و ارسال: همسفر منیر رهجوی راهنما همسفر فخری (لژیون چهارم) دبیر سایت
باشگاه تیراندازی باکمان همسفران خانم
- تعداد بازدید از این مطلب :
76