مقدمه
هنگامی که داشتم مقالهای از یک دانشمند را به صورت اتفاقی میخواندم، تفکراتم به سویی رفت کتاب مغز خنیاگر را نیز مطالعه کردم و با دانشی که از کنگره 60 داشتم متوجه بعضی از مطالب شدم شاید مطالعات میان رشتهای و شاید جوششی از درون این مطالب را به هم ربط داد و نتیجه تفکراتم را در قالب این مقاله به رشته تحریر در میآورم. ضمناً سعی کردم که تا حد امکان مطالب را ساده سازی و قابل فهم برای عموم کنم؛ چرا که علم پیچیده نیست هر چیز کلیدی دارد.
دانشمندان نورولوژیست در مطالعات جدید خود دریافتهاند که مغز انسان یک مغز نیست بلکه سه مغز به صورت ترکیبی با هم عملیاتی پیچیده و دقیق را برنامه ریزی میکنند. مغز حدوداً یک و نیم کیلویی ما با داشتن یک پنجاهم وزن بدن ۳۰ درصد از کل انرژی بدن ما را مصرف می کند. 2 درصد از وزن بدن ما 30 درصد از انرژی ما را مصرف می کند.
مغز از سه قسمت زیر تشکیل شده است
1- مغز خزنده (کروکودیل)
2- مغز احساسی با عاطفی (گاوی)
3- مغز منطقی (تئوکورتکس)
هر کدام از این مغزها منحصراً وظیفه ای را به عهده دارند گاهی با هم ترکیبی عمل میکنند و گاهی به تنهایی خودخواهانه حرف خود را به کرسی مینشانند.
1- کروکودیل مغز خزنده
هر چیز که صور آشکاری دارد قطعاً صور پنهانی نیز دارد مغز مترجمی برای عقل است اما به نظر میرسد این قسمت از مغز با عقل کاری ندارد به نظر میرسد بیشتر خواسته های نفس اماره را ترجمه میکند و ابتدایی ترین نوع مغز در جانوران است. از آنجا که خزندگان دارای این نوع از مغز هستند آن را مغز خزنده نامیده اند و وظیفه این هیولای خزنده محافظت از جسم ماست؛ البته به عقیده خود من نقسم اماره از من دفاع میکند ولی مغز خزنده یا همان کروکودیل از تن دفاع میکند. ما میدانیم که هیچ موجودی به بیهودگی خلق نشده است. بنابراین مغز خزنده هم وظایفی دارد.
الف: اصل حفظ و بقای انرژی:
حتماً دیدهاید گوشیهای موبایل هنگام کم شدن باتری بعضی از برنامه ها را غیر فعال میکنند تا باتری عمر بیشتری داشته باشد مغز خزنده به طور پیش فرض روی حالت ذخیره نیروی بیشتر است. تنبلی و تن پروری نشانه نفوذ و فرمانروایی این مغز خزنده است. به نوعی وظیفه اصلی این مغز حفظ انرژی است. (اصالت حفظ انرژی)
ب: اصل حفظ قلمرو و توسعه قلمرو:
كروكوديل ضمن حفظ داشته های خود دائماً در پی افزایش وسعت قلمرو خویش است علت وجود حرمسراها نیز از سوی این قسمت از مغز است. او به داشته های خود قانع نیست و همیشه دنبال زیاده خواهی و تکاثر است. تعدد زوجات تعدد خانه افزایش دیوانه وار مال و دارایی و .... را میتوان به این هیولا نسبت داد این دو اصل بالا مهمترین وظایف این مغز است در ادامه به بعضی از رفتارهای انسان و تاثیر مغز خزنده میپردازیم ولی اکنون بهتر است قسمتهای بعدی مغز را بشناسیم
2- مغز گاوی
به این نوع مغز مغز پستانداری عاطفی و یا احساسی هم میگویند کار این قسمت از مغز عواطف و احساسات است. برای این مغز لذت در بالاترین درجه از وظایف است اصالت لذت) این مغز تا حدودی انسانی تر است؛ اما انسانی نیست و کاملاً حیوانی است. مغز گاوی حاضر است برای کسب لذت هر کاری بکند یک مصرف کننده مواد مخدر حاضر است کیلومترها راه برود تا مواد خود را تهیه و مصرف کند و هر نوع انرژی را برای انجام این کار بدهد. عجیب است که مغز گاوی و کروکودیل با هم تعاملات حساب شده ای دارند و تا اینجا ما با حیوانات پستاندار هیچ فرقی نداریم
3- مغز منطقی (نئوکورتکس)
فرق ما با حیوانات از این قسمت شروع میشود؛ اصولاً مغز منطقی کمترین فعالیت را در زندگی روزمره ما دارد 93 درصد از تصمیمات ما در طول شبانه روز توسط مغز خزنده و گاوی گرفته میشود و 7 درصد از تصمیمات روزمره ما توسط مغز منطقی گرفته میشود. حالا که از وجود این سه مغز آگاهی یافتیم به بعضی از عملکردهای خودمان در زندگی میپردازیم تا ببینیم که هر کدام از تصمیمات و عملکردهای ما از کدام مغز صادر میشود.
الف: باختن و حذف شدن:
باختن و حذف شدن کروکودیل به شدت از باختن و حذف شدن می ترسد. در کنگره یک رهجوی سفر اولی به خاطر سلطه مغز خزنده و حفظ قلمرو حفظ صندليش بسیار مهم است. او که همه موقعیتها را از دست داده و اصولاً در زندگی بازنده بوده اگر بقای خود را حضور در کنگره بداند بی نهایت بار تلاش میکند که این صندلی را از دست ندهد راهنمایان کارکشته به خوبی موضوع را میدانند و در انجام تکالیفی که به نفع خود رهجوست و در درمان او مؤثر است مماشات نکرده و از سخت گیری هراسی ندارند آنها میفهمند چه زمانی کروکودیل رهجو بقا را در ماندن و درمان در کنگره میداند و از این بهترین بهره را میگیرند آنها میدانند چه زمانی آهو سر تیر می آید.
ب: کروکودیل تفسیر کننده و حذف کننده:
به محض خواندن این مطلب متوجه میشوید که در برابر چشمان شما بینی شما حضور همیشگی دارد؛ ولی شما بینی را نمیبینید مغز خزنده برای صرف انرژی کمتر اصالت حفظ انرژی بینی شما را از تصاویر دریافتی حذف میکند خدا میداند چه چیزهای دیگری را حذف میکند که ما متوجه نمیشویم حذف تصاویر اضافه گاهی خوب است؛ اما کار جایی اشکال پیدا میکند که مغز خزنده با داشتن این قابلیت گاهی خودمختار عمل میکند کروکودیل با گوشها هم همین کار را میکند و هر چیزی که به نفعش نباشد را نمیشنود حتماً دیده اید که به فرزند خود می گویید هنگام برگشت به خانه نان هم بخر، وقتی دست خالی به خانه باز میگردد قسم می خورد که من نشنیده ام خود من که با این هیولا آشنایی مختصری دارم یک روز برگه امتحانی یکی از شاگردانم که خوب بودن نمره او برایم اهمیت داشت را تصحیح میکردم به طور عجیبی در دیدن ایرادهای آن شاگرد من کور شده بودم و چند ایراد را ندیده بودم و یا اینکه می گویند عاشق کور است هم زیر سر این مغز است. عیبهای معشوق دیده نمیشوند. راهنما در طول ساعت لژیون خود حرفهای زیادی میزند ولی بعضی حرفها به ضرر مغز خزنده شاگرد است؛ چرا که دانستن آن مطلب برای شاگرد هزینه دارد شاگرد باید انرژی زیادی برای انجام آن کار بدهد مغز خزنده دست به کار میشود و یا شاگرد را خواب میکند و یا گوشهای او را کر میسازد گاهی اوقات ممکن است راهنما حرفی بزند که دوپهلو باشد کروکودیل با محاسبه ای سریع آن وجه از سخنان راهنما را میبیند که به نفع اوست؛ مثلاً راهنما به رهجو میگوید درمان هروئینی ها راحت تر از درمان قرصیها است قصد راهنما نشان دادن بدیهای قرص است؛ اما کروکودیل با همکاری مغز گاوی که لذت برایش اهمیت دارد این طور تفسیر میکند که اگر هروئینی شوی درمان تو راحت تر میشود و خودمختار حکم به کشیدن هروئین می دهد و البته بعد از مدت کوتاهی هم هروئینی میشود و هم قرصی به عبارتی کروکودیل و مغز گاوی از تفسیر به رای کردن مطالب جهت خواسته های خود سود میبرند.
ج: کروکودیل ذخیره کننده:
در رژیم های لاغری دیده ایم که به محض اینکه شخصی اقدام به لاغری میکند چاق تر میشود؛ حتماً شنیدهاید که سگ مقداری از غذای خود را دفن میکند تا برای روز مبادا گرسنه نماند؛ وقتی مغز خزنده متوجه میشود که صاحبش قصد دارد کمتر بخورد میترسد و هرچه گیرش بیاید را در سلولهای بدن ذخیره میکند در روش DST در کنگره به شخص تاکید میشود که باید به روش TDS یعنی سه بار در روز رأس ساعت مشخص غذا بخورد؛ چون اگر به فرض کسی وعده شام را حذف کند کروکودیل که این موضوع را متوجه شده با خود میگوید صاحب من قرار است به من غذا ندهد پس در وعده ظهر هر چه را که میخورد ذخیره میسازد از طرفی حذف یک وعده غذا باعث ولع می شود. جالب این است برای مصرف TDS داروی OT نیز دقیقاً همین کار را میکند؛ اگر مسافر سفر اولی یک وعده داروی خود را فراموش کند یا زودتر و یا دیرتر از ساعت مشخص شده بخورد و خودسرانه کم و زیاد کند، کروکودیل اعتماد خود را نسبت به صاحبش از دست میدهد او که ذخیره سازی را یاد گرفته داروی اوتی را نیز ذخیره میکند و با کمال تعجب میبینیم که مسافری که انضباط در خوردن داروی OT را رعایت نمیکند بیشتر احساس خماری میکند مصرفش همچون گذشته بالا میرود و حتی با وجود مصرف بیشتر از دوز تعیین شده خماری او بیشتر میشود.
د: كروكوديل متعصب:
از آنجا که حفظ قلمرو از وظایف اصلی این حیوان درنده است در مشاجرات و مباحثات این مغز نیز قصد تصاحب افکار را دارد او میخواهد برتری خود را به اثبات برساند و در این حالت اگر کسی مخالف عقاید او صحبت کند به شدت عصبانی میشود دقیقاً به همین دلیل بحث های سیاسی در کنگره ۶۰ ممنوع است چون عقاید و سلایق سیاسی بسیار متنوع است. کروکودیل عقیده ای که مورد سلیقه خود است را وحی منزل میداند و برای اثبات آن عقیده یقه جر میدهد؛ مثل تمساحی که برای حفظ ماده های خود میجنگد جالب تر اینکه همین رفتار را در برابر حفظ جفتخود میکند وجود حرمسرا سلطه افکار کروکودیلی است کروکودیل هرگز به یک همسر بسنده نمیکند چه بسیار زندگیهای متلاشی شده به خاطر زیاده خواهیهای مغز گاوی و خزنده است.
ه: كروكوديل شنوا:
کروکودیل برعکس تمام کارهای بد خود بسیار شنواست میشود با تحریک مغز گاوی به این هيولا نفوذ کرد؛ چون کروکودیل با مغز گاوی بسیار متعادل رفتار میکند و از او حرف شنوی دارد؛ برای مغز گاوی اصالت لذت مهم است. مغز گاوی نشئگی را دوست دارد ولی به دلیل نفوذ گاه و بیگاه مغز منطقی از مصرف مواد لذت نمی برد؛ گاهی هم کروکودیل بقای خود را با مصرف مواد مخدر در خطر میبیند و راه کنگره 60 را برای رفع این خطر احتمالی برگزیده است؛ گاهی اوقات شخص مصرف کننده بقای خود را در کنار همسر و فرزندان خود میداند و کار به جایی رسیده که دارد آنها را از دست میدهد و هر تلاشی را برای نگهداری آنها میکند. به هر تقدیر کروکودیل و مغز گاوی تصمیم به درمان گرفته اند راهنمایان تازه واردین کنگره بسیار هوشمند عمل میکنند آنها که از اصالت لذت برای مغز گاوی خبر دارند در ابتدای ورود آنها مغز گاوی را مورد خطاب قرار میدهند و به تازه وارد میگویند قرار نیست نشئگی را فراموش کنی قرار است روند جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای درونی را برعکس کنی و مثلاً موادساز بدن خود را فعال کنی به نحوی که بعد از درمان هرگز به مواد مخدر نیازی پیدا نکنی و به هیچ وجه وسوسه هم نشوی و همیشه نشئه و سرخوش باشی و این اتفاقی است که واقعا در کنگره 60 می افتد. مشارکت در جلسه کارگاهی و لژیونها نیز گفتگو با مغز خزنده و گاوی است. مسافر به ظاهر برای دیگران حرف میزند و متوجه نیست که این کار پروژه متقاعد سازی مغزهای خزنده و گاوی است. مرور خاطرات زجرآور و گاهی خنده دار گذشته نوعی گفتگو با این مغزهاست تا یادشان نرود چگونه بقای خود را به خطر انداخته بودند با تکرار مشارکت ها مغز خزنده و گاوی بقای خود و لذت خود را در کنگره میبیند و بینهایت بار میل میکند که در کنگره باشد؛ البته در صور پنهان و نفس هم اتفاقاتی می افتد که ما از آن اطلاع بسیار ناچیزی داریم.
و: کروکودیل و عامل بقا:
گفتیم برای کروکودیل بقا مهم است اصالت انرژی و اصالت بقا وجود نیروی جنسی نیز از ناحیه همین به وجود میآید در پرندگان و خزندگان لذت جنسی وجود ندارد؛ ولی چرا باز هم این موجودات عملیات جنسی را انجام میدهند؟ حفظ بقا در این موجودات باعث این موضوع است؛ اما در پستانداران لذت جنسی وجود دارد در این مرحله حیوان پستاندار علاوه بر حفظ بقا برای لذت جنسی هم جفت گیری میکند و این عمل ترکیبی بین مغزهای خزنده و گاوی است و اما در انسان هر چیزی که عامل بقا معرفی شود مورد توجه مغز خزنده قرار میگیرد. دیده اید که یک نفر عاشق دیگری میشود در مراودات با معشوق خود آن فرد بقا را در زندگی با این شخص میداند و بینهایت بار میل میکند که با معشوق خود باشد او زندگی را بدون معشوق غير قابل
انجام میداند و حتی این جمله را شنیده اید که من بدون تو نمیتوانم زندگی کنم این جمله از ناحيه کروکودیل صادر شده است. مثال دیگری میزنم دیده اید افرادی که روزی ۱۶ ساعت بدون خستگی هر هفت روز هفته را کار میکنند و کار خود را کاملاً ارزشی می پندارند و حتی به دیگران به خاطر این توانایی خود فخر فروشی میکنند؛ باید به این افراد گفت نه جان من این توانایی تو از حب علی نیست از بغض معاویه است. مغز خزنده تو بقا را در پول دیده پس دیوانه وار پول جمع میکند و ذخیره میسازد؛ البته الحق این افراد امانت دارهای خوبی هستند؛ اما اگر در تصمیمات مغزهای گاوی و خزنده مغز منطقی هم ورود پیدا کند چه میشود؟ شخص عاشق میشود؛ اما نه به قیمت از دست دادن همه زندگی شخص کار میکند؛ اما نه برای ذخیره سازی شخص راهنما میشود اما نه برای کسب قدرت و لذت كه البته لذت هم دارد اما اصل لذت نیست راهنمای خوب راهنمایی است که هر لحظه بتواند از راهنمایی هم عبور کند. راهنمای خوب فرمانبردار است و بی چون و چرا فرمانها را اجرا میکند و بقا و لذت خود را در درجات بعدی قرار میدهد؛ البته باز هم تکرار میکنم انجام کار درست لذت دارد و این پاداش کائنات است؛ اما در شخص راهنما اصالت لذت نیست راهنمای خوب تعصب ندارد و اگر رهجو خطایی بکند بر پایه محبت عقل و ایمان عمل میکند و برای حفظ من خود تلاش نمیکند.
ز: کروکوديل معصوم:
كروكوديل به شدت خود را بی گناه میداند و توجیه میکند؛ اگر با تیربرق تصادف کند تیر برق را مقصر میداند. جالب است که این اتفاق در مورد خود من هم افتاد پسرم پایش به لیوان چای من خورد و ریخت؛ فوری به او گفتم جلوی پایت را نگاه کن مگر کوری؟ چندی بعد پای من به لیوان چای پسرم خورد و ریخت فوراً گفتم کدام نفهمی لیوان چای را اینجا می گذارد؟ این که همیشه ما بی تقصیریم هم از ناحیه کروکودیل است کروکودیل سرزنش و نصیحت شدن را دوست ندارد؛ چرا که باید برای درست کردن موضوع تغییر کند تغییر هم انرژی می گیرد؛ پس به راحتی راه توجیه یا دروغ و یا انکار را پیش میگیرد؛ زیرا برای ترمیم زیر ساخت ها نیاز به انرژی زیادی است یک مصرف کننده مواد راهی جز انکار دروغ و یا توجیه ندارد تا وقتی که بتواند اعتیاد خود را انکار میکند؛ اگر نتوانست قبول میکند و میگوید چند روز است که دیگر مصرف نمیکند و پنهان کاری و دروغ شروع میشود در حالی که انکار هم به قوه خود باقیست و وقتی دیگر زورش نمیرسد که دروغ بگوید و انکار نماید از توجیه استفاده میکند و میگوید؛ من راهی ندارم چون مثلاً فلان بیماری را دارم و به خاطر آن باید مصرف کنم؛ حتماً دیده اید قبل از شروع ماه مبارک رمضان همه معده درد میگیرند مخالفت با روزه داری هم کار مغز خزنده است. او بسیار انرژی خواه است تو میخواهی ساعات زیادی از شبانه روز را به او غذا ندهی معلوم است که پا به زمین میکوبد و بی قراری میکند؛ حال تصور کن او که برای چند ساعت از مواد غذایی نمیگذرد چگونه اجازه خواهد داد که از مواد مخدر بگذرد؟!!! مگر اینکه با دخالت مغز منطقی متوجه شود که برای از دست دادن نشئگی مصنوعی نشئگی طبیعی را به دست خواهد.
آورد و در این تغییر سختی زیادی نخواهد کشید در کنگره این مهم کار راهنمایان تازه واردین است از طرفی راهنمایان تازه واردین بسیار با دقت و بدون نصیحت میفهمانند که بقای کروکودیل با مصرف مواد در خطر است. گردن گیر کروکودیل به طور پیش فرض خراب است چرا که باید برای جبران خطایی که کرده انرژی درونی و یا معادل بیرونی آن یعنی پول را خرج کند؛ پس به صرفه است که کلا حاشا کند و نپذیرد و یا گناه را به دوش دیگری بیاندازد؛ اگر هم جایی کوتاه بیاید و خطایی را بپذیرد؛ حتماً خطای بزرگتری کرده و با عملیات ایزایی و کاملاً نمایشی جوانمردانه این خطا را به گردن میگیرد تا به راحتی بتواند خطای بزرگتر را حاشا کند مثلا ببين من سیگار میکشم ولی مواد نه نمیکشم.
ح: کروکودیل و تسويف:
حتماً دیده اید کسانی که برای انجام کارها امروز و فردا میکنند؛ اصولاً کارها را به انتها نمی رسانند و بخشی از آن کار را هم که شده به آینده موکول میکنند میدانید چرا؟ مغز گاوی لذت کم و زودگذر را به لذت بیشتر که نسیه باشد ترجیح میدهد از طرفی کروکودیل هم دائم برای تخصیص انرژی در حال غر زدن است به همین دلیل ما کارها را به آینده موکول میکنیم ما حوصله بحث با این هیولای خزنده را نداریم؛ چون متقاعد نشده انرژی هم نمیدهد و اگر مجبور شود که انرژی انجام آن کار را بدهد دائماً غر میزند؛ حتماً دیده اید موقع نوشتن سی دی یک نفر دائم در ذهن غر میزند از کلماتی که مهندس ناخودآگاه اشتباه به زبان جاری میکند ایراد می گیرد و بی حوصلگی میکند؛ گاهی اوقات یک کار دیگر را پیشنهاد میکند مثلاً میگوید به حمام بروی کروکودیل محاسبه گر خوبی است میداند که حمام انرژی کمتری میگیرد. از نظر او نماز خواندن واجب تر است؛ پس نوشتن سیدی را به آینده موکول میکند و به این بهانه از زیر کار در میرود بعد از نماز هم دیگر با نوشتن سیدی موافقت نمیکند؛ گاهی اوقات موقع نوشتن سی دی خواب به سراغ شما میآید. کروکودیل نوشتن سیدی را کاری بیهوده میداند و چون زورش به شما نمیرسد مواد شبه افیونی خواب آور ترشح میکند چاه سروتونین، آدرنالین و استیل کولین در این مواقع ته زنی و لایروبی میشود و به تنظیم باز میگردد به همین خاطر سیدی نوشتن در دراز مدت تأثیر خوبی روی خواب دارد؛ چرا که چشمه های مواد خواب آور به خوبی راه اندازی شده است؛ حتماً دیده اید موقع درس ریاضی که انرژی زیادی مورد نیاز است خوابتان می گیرد معلمین ریاضی اصولاً انسانهای سخت گیر و ترسناکی هستند؛ چرا که به خوبی به وجود این هیولای خزنده پی برده اند میدانند این هیولا بسیار ترسو است. راهنمایان کنگره 60 هم وقتی رهجو به کنگره میآید؛ ابتدا خیلی به او فشار نمیآورند که سی دی بنویسد. چند جلسه که گذشت درست جایی که کروکودیل بقای خود را در کنگره ماندن معرفی کرد. در همانجا سخت گیری را شروع میکند در این جنگ کروکودیلی بیشترین بهره را برای فعال سازی مغز منطقی رهجو میبرند؛ چرا که سی دی نوشتن یکی از بهترین روشهای راه اندازی مغز منطقی است.
ط: کروکودیل و مدیریت بحران:
مثال جنازه ای روی زمین است فوراً پلیس برای بررسی موضوع میآید. پلیس متوجه میشود که جنازه فوق متعلق به یکی از شخصیتهای سیاسی است؛ فوراً مقامات امنیتی کشور ورود میکنند و از پلیس میخواهند که دیگر دخالت نکند؛ چرا که بحث امنیت ملی در کار است. در مواقع بحرانی مثل عصبانيتها ترسها و تهاجم از طرف هر موجود دیگر و امثالهم با صرف کمترین وقت کروکودیل ورود پیدا میکند مغز منطقی را مرخص میکند و خود مدیریت بحران را به عهده میگیرد؛ چرا که بقا را در خطر دیده است؛ برای او امنیت بقا بالاترین کار است. در کلیپهای موجود در فضای مجازی حتماً دیده اید یک مرد با ۱۵۰ کیلو وزن به همراه همسرش در حال عبور هستند که ناگهان حیوان درنده ای حمله میکند مرد با همه یال و کوپال و ادعا پا به قرار میگذارد و همسرش در مهلکه میماند در مواقع عصبانیت هم همین طور است. کروکودیل که قلمرو بقای خود را در خطر دیده مدیریت بحران را به عهده میگیرد و کارهای غیر انسانی و ددمنشانه میکند از قتل و غارت هم ابایی ندارد؛ چون اصل بقا است. تنبیه دیگران نیز کار کروکودیل است. او میخواهد واقعه تکرار نشود و چون تکرار واقعه قلمرو کروکودیل را به خطر می اندازد دائم میگوید مهاجم را یک دفعه تنبیه کن؛ اما اساسی تنبیه کن تا دیگر تکرار نکند اگر از قاتلین بپرسیم چه شد که قتل مرتکب شدند؟ اکثراً میگویند آن لحظه ما ما نبودیم یکی دیگر بود که دیوانه وار رفتار میکرد. بله در آن لحظه اصل بحران به مدیریت بحران آمده است. زندانها پر است از آدمهایی که حریف این مغز خزنده نشده اند؛ پس صورت مسئله این است نباید عصبانی شد و گرنه اگر عصبانی شدی دیگر تو تو نیستی که عمل میکنی بلکه یک هیولا است. حتماً شنیده اید که حضرت امیرالمومنین هنگام کشتن عمرو بن عبدود وقتی او به روی حضرت على تف انداخت ایشان شمشیرش را روی زمین انداخت. او نمیخواست از روی عصبانیت کاری کرده باشد امام على عليه السلام هيولایی به نام کروکودیل را شناخته است راه مهارش را میداند.
ی: محل قرارگیری مغز خزنده:
خودخواهی ویژگی این هیولاست در اجرای نقشه انسان سازی از آنجا که بقای انسان مهم است. و این وظیفه به عهده مغز خزنده است؛ بنابراین باید مغز خزنده در مکانی بسیار امن قرار گیرد. به همین خاطر مکان این هیولا در زیرترین نقطه مغز است و از همه طرف احاطه شده تا مبادا به او آسیبی برسد. ضمناً رگهای خون ساز همگی ابتدا به مغز خزنده خون رسانی میکنند. در شرایط خطر مخصوصاً عصبانیتها و ترسها مغز خزنده برای مدیریت بحران فوری خون رسانی به مغزهای دیگر را قطع میکند و عملاً مدیریت بحران را به دست میگیرد؛ چون برای این حالت به انرژی زیادی نیاز دارد؛ حتماً شنیده اید که وقتی از کسی که در اثر عصبانیت اشتباه بزرگی را مرتکب شده میپرسیم چرا این کار را کردی میگوید یک لحظه خون به مغزم نرسید. این اتفاقی است که دقیقاً افتاده است؛ پس باید دانست عصبانیتها را قبل از اتفاق باید کنترل کرد.
ک: کروکودیل و IQ:
کروکودیل گرچه حسابگری خوب و بسیار سريع العمل است؛ اما لزوماً هوش هیجانی (IQ) پایینی دارد هوش هیجانی کروکودیل یک سوم (IQ) در مغز منطقی است. در مواقع عصبانیت و ترس با نرسیدن خون به مغز منطقی تمام کنترل انسان در دست موجودی احمق است. آگاهی از این قضیه میتواند بسیار بازدارنده باشد؛ چرا که انتظار میرود شخص با شناخت کروکودیل و عملکرد آن از عصبانی شدن پرهیز کند از طرفی هوش عاطفی (EQ) در مغز گاوی به مراتب بالاتر است؛ حتماً دیده اید در درگیریها به شخص عصبانی میگویند بیا به جای او من را بزن و یا دائماً خوبیهای طرف مقابل را به شخص عصبانی یادآوری میکنند. اطرافیان با این کار قصد دارند به هر ترتیبی که شده مغز احساسی (گاوی) را تحریک کنند و از وقوع حادثه جلوگیری نمایند به کاراندازی مغز منطقی در این شرایط تقریباً غیر ممکن است.
ل: کروکودیل و سیگار:
همانطور که میدانید نیکوتین یکی از مواد مورد نیاز بدن است. این نکوتین با ورود مواد اولیه ای که در غذاها موجود است در سلول آماده میشود و نام علمی آن (NAD) است. تهیه نیکوتین برای مصرف مغز انسان خصوصاً خود کروکودیل بسیار حیاتی است. کروکودیل که باید رنج بسیاری را برای ساخت و ساز نیکوتین تحمل کند انرژی زیادی را از دست میدهد. از آنجا که این هیولا به طور پیش فرض تنبل است ترجیح میدهد نیکوتین را بدون زحمت و از کوتاه ترین راه یعنی مصرف سیگار به دست آورد استفاده از مواد مخدر نیز مستثنی از این قضیه نیست پیام بهترین راه که هر روز در کنگره 60 خوانده میشود نیز گفتگو با این مغز خزنده است. اصالت حفظ و بقای انرژی برای کروکودیل بسیار مهم است؛ اما اصالت حفظ و بقای جسم نیز مهم است. راهنمایان ویلیام وایت هر روز به رهجوی درمان نیکوتین گوشزد می کنند که چگونه حفظ و بقای جسم با مصرف نیکوتین وارداتی به خطر می افتد و از این اصل بیشترین بهره را میبرند مغز خزنده که بقای جسم را در خطر ببیند همکاری میکند و به آدامس نيكوتين رضایت خواهد داد. او به نیکوتین وارداتی از طریق آدامس برای حفظ و بقای جسم رضایت میدهد؛ چون هم نیکوتین را میگیرد و هم جسم به خطر نمی افتد. مسئله بعدی این است که پایین بودن و یا بالا بودن سطح انرژی برای درمان سیگار مخاطراتی دارد. کروکودیل بسیار فراموش کار است و فوری در حالت بالا بودن سطح انرژی و یا پایین بودن سطح آن مخاطرات جسمی را فراموش کرده فیلش یاد هندوستان میکند و راهکار جذب نیکوتین از طریق سیگار را کوتاه ترین راه میداند به همین خاطر توصیه میشود رهجو در دوران سازگاری درمان نیکوتین به تعداد کافی آدامس بخورد و خود را متعادل نگه دارد.
پایان.
نویسنده: مرزبان محترم همسفر علی رهجوی ایجنت محترم همسفر علی
بارگذاری: سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
157