یازدهمین جلسه از دور شصتم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پارک لاله با استادی راهنمای محترم مسافر محسن و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر احمد روز سهشنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ با دستور جلسه《از فرمانبرداری تا فرماندهی》راس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه حضور دارم و میتوانم در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» صحبت کنم.
دیروز خدمت آقای خدامی بودم و صحبت از پارک لاله شد. ایشان گفتند که استارت پارک لاله در سال ۱۳۸۰ زده شد. در آن زمان روش DST را خیلی قبول نداشتند و بیشتر افرادی که به پارک میآمدند، قطع مصرف کرده بودند. پارک لاله به این دلیل تأسیس شد که بسیاری از افرادی که قطع مصرف کرده بودند، خواب مناسبی نداشتند.
آقای خدامی میگفتند که در اوایل، فقط پنج نفر بودیم که به پارک میآمدیم و در طی این سالها، این حرکت بهتدریج به نظم و جایگاهی رسید که امروز جلسات بهصورت مرتب برگزار میشود. ایجنتهای مختلف و مرزبانهای مختلف در طول این سالها خدمت کردند تا این جلسه به جایگاه امروز خود برسد.
در مورد دستور جلسه، مهمترین ویژگی انسان «اختیار» است. زمانی که خداوند این ویژگی را به انسان داد، همواره او را بر سر دو راهی قرار داد تا بتواند فرامین الهی را انتخاب کند و به حداکثر رشد و تکامل خود برسد. یک سری فرامین نیز از سوی پیامبران و فرستادگان الهی به انسان ارائه شده است؛ فرامینی مانند دروغ نگفتن، حسد نورزیدن، کینه نداشتن و خیر مردم را خواستن. این قوانین مشخص هستند. انسان یا این فرامین را اجرا میکند یا آنها را نقض کرده و از فرامین اهریمن پیروی میکند.
انسان خواستههایی دارد و گاهی تصور میکند با پیروی از اهریمن، زودتر به خواستههای خود میرسد. اعتیاد هم یکی از همین نقض فرمانهاست. به انسان گفته شده است که از خمر دوری کند تا سالم بماند، اما بسیاری از ما این موضوع را نمیدانستیم و به واسطه آن نقض فرمانی که کردیم، دایره اختیارات ما محدودتر شد و به اشتراک گذاشته شد. این چیزی است که خداوند قرار داده است انسان یا بابد فرامین الاهی را عمل کند و یا اگر قوانین اهریمن را استفاده کند بخشی از اختیارتش در اختیار اهریمن قرار میگیرد. نمونه بارزش من فراموش نمیکنم من در سفر اول قبل از آن، در گوشهای از اتاق مینشستم و از خدا میخواستم که خوابم نبرد؛ چون به قدری کابوسهای وحشتناک مرا احاطه کرده بودند که ترجیح میدادم اصلاً نخوابم تا با آن کابوسها روبهرو نشوم.
انسان به جایی میرسد که میخواهد اختیار را خودش در دست بگیرد.
وقتی انسان با نقض فرمانها، اختیار خود را از دست میدهد، ممکن است به جایی برسد که حتی مسئلهای مانند خوابیدن و بیدار شدن نیز دیگر در اختیار خودش نباشد. انسان اینجا باید یک سری کارهایی را انجام دهد. برای پس گرفتن این اختیار باید قدمبهقدم حرکت کند و به فرمان انسانهایی گوش کند که در مسیر صراط مستقیم حرکت کردهاند و در این مسیر به فرماندهی رسیدهاند.
در کنگره ۶۰ میگوییم برای اینکه به درمان اعتیاد و حال خوش برسیم و به آرامش برسی و از تاریکیها بیرون بیایی، باید فرمان راهنما را اجرا کنیم. این فرمانها را همه ما میشناسیم؛ مواردی مانند نوشتن سیدی، حضور در پارک، بهموقع آمدن، شرکت در جلسات و پوشیدن لباس سفید و مرتب. اگر کسی مشکل خواب دارد، حضور در پارک لاله و گوش دادن به این فرمانهای کوچک، بهتدریج انسان را به جایی میرساند که میبیند اختیار خوابیدن و بیدار شدنش را دوباره به دست آورده توانایهایش دوباره برگشتهاند در نهایت به رهایی و درمان رسیده است.
من دیشب ساعت یک خوابیدم، اما امروز خودبهخود ساعت چهار و نیم صبح برای آمدن به اینجا بیدار شدم. من خودم کسی بودم که اصلاً نمیتوانستم چنین کاری انجام بدهم، اما با همین فرمانبرداریهای کوچک به اینجا رسیدهام.
این کاری سادهای است ولی در نهایت کاری ساده نیست. ما عادت داریم برای به دست آوردن چیزی، کارهای پیچیده انجام دهیم تا نتایج شگفتانگیز به دست آوریم؛ در صورتی که تمام تغییرات بزرگ با انجام همین کارهای کوچک کوچک اتفاق میافتد. با چیزهای کوچک و ساده و فرمانبرداریهای کوچک و کارهای ساده، اتفاقات بزرگی در وجود ما بوجود میاید.
من بیشتر از این صحبت نمیکنم و از مشارکت شما استفاده میکنم.
.jpg)
عکس و ضبط: مسافر مجتبی از نمایندگی پرستار
ویراستاری و بارگذاری: مسافر وحید از نمایندگی لوئی پاستور
تهیه شده در گروه مرزبانی سایت پارک لاله
- تعداد بازدید از این مطلب :
152