English Version
This Site Is Available In English

ذره‌ذره پذیرش در وجود من شکل می‌گیرد

ذره‌ذره پذیرش در وجود من شکل می‌گیرد

دیده‌بانان ستون‌های کنگره هستند که بنای کنگره بر شانه‌های آن‌ها استوار خواهد بود؛ بنابراین همه ما به آن‌ها احترام می‌گذاریم.

همسفر شهره و مسافرشان با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره‌۶۰ شدند. به مدت ۱۱ ماه با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی آقای مهندس حسین‌ دژاکام و همسفر اعظم سفر کردند. در حال حاضر ۲۲ سال و ۲ ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. در رابطه با «هفته دیده‌بان» گفتگویی با ایشان ترتیب داده‌ایم که توجه شما را به خواندن این گفتگو دعوت می‌نماییم.

به نظر شما رها کردن در مورد یک مسافر دقیقاً به چه معناست؟

زمانی که در کنگره60 به من همسفر گفته می‌شود: مسافرت را رها کن، در ابتدا دچار ترس و نگرانی می‌شوم. سپس این سؤال به ذهنم می‌آید که رها کردن یعنی چه؟ آیا به معنای بی‌تفاوتی است؟ خیر، اینجا به معنای بی‌تفاوتی و این‌که فرد را به حال خودش رها کنیم نیست؛ بلکه به معنای این است که کنترلش نکنیم. مسافر راهنما انتخاب کرده است و زیر نظر راهنما و طبق برنامه او برای درمانش پیش می‌رود؛ ولی اگر من به عنوان همسفر مدام به او گیر بدهم یا روی کارهایش کنترل داشته باشم که کجا می‌رود و کجا نمی‌رود، مانع حرکت کردن مسافرم و همین‌طور خودم می‌شوم. به دلیل این‌که تمرکز بیش از حد روی مسافرم دارم، انرژی بیشتری خرج می‌کنم و فکرم همیشه درگیر او است. اینجاست که من همسفر گاهی اوقات فراموش می‌کنم که به کنگره60 آمده‌ام و هدف این است که آموزش بگیرم. رها کردن برای یک همسفر می‌تواند بزرگ‌ترین و دشوارترین مسئله برای پذیرش باشد؛ البته کاملاً طبیعی است؛ چون سال‌ها در کنار مسافر با عشق زندگی کرده است و نگران و مسئولیت‌پذیر می‌باشد. نگران است که آیا مسافرش تغییر می‌کند یا خیر؟ زمانی که وارد کنگره60 می‌شود می‌پذیرد و می‌داند که رها کردن به معنای پذیرش است و نباید کنترل کند. بندهایی که من دائماٌ با استرس و نگرانی کنترل کردم و ممکن است تبدیل به گره‌های محکمی شده باشد، نیاز است که به مرور زمان باز شود. پذیرش ذره‌ذره در من به وجود می‌آید؛ باید به کنگره60 و مسیرش اعتقاد داشته باشم و به جای کنترل کردن مسافرم، روی خودم تمرکز داشته باشم و آموزش‌ها را به خوبی فرا بگیرم و کاربردی کنم تا از آن نگرانی و استرس رها شوم؛ در این‌صورت مسافرم می‌تواند به مسیرش ادامه بدهد و از بند اعتیاد رها شود. من نیز روی جهان‌بینی خودم کار کنم. تغییرات به صورت تدریجی می‌باشد و نیاز به حضور در کنگره60 دارد. این مسئله بسیار مهم است که من به عنوان همسفر در جلسات باشم، مراقب سلامت جسم خود باشم و ذره‌ذره آموزشی که گرفتم را عملی کنم. به یاد داشته باشم که من در اینجا تنها نیستم و به من کمک می‌کنند که در این مسیر باشم و حرکت کنم. در کنگره60 همیشه می‌گویند: «همسفر بال پرواز است.» بال پرواز باید خودش قوی باشد تا بتواند پرواز کند. همسفر نیز همین‌طور است؛ تنها کافی است که گوش‌ به‌ فرمان باشد، آموزش‌ها را به خوبی فرا گیرد و عملی کند.

خدمت کردن چه تأثیری بر رشد و تکامل انسان دارد؟

خدمت در کنگره60، یکی از ارکان اصلی و فرایند درمان و رشد ما است؛ همان‌طور که می‌دانیم خدمت کردن در کنگره60 اجبار نیست؛ ولی یک فرصت برای آموزش است. آموزش بگیریم و در جایگاه‌های مختلف خدمت کنیم. هر جایگاهی، مهمانداری، پذیرایی، دبیری، نگهبانی و ... به من آموزشی می‌دهد و باعث رشدم می‌شود. در اینجا یاد می‌گیرم که چگونه با دیگران برخورد کنم و چگونه تعادل درونی را خود را حفظ نمایم. خدمت در کنگره60 داوطلبانه است و به‌صورت چرخشی به افراد داده می‌شود؛ ولی باید قوانین و حرمت‌ها در کنگره60 را رعایت کنیم و طبق اصول پیش برویم. برای خدمت کردن باید به موقع حضور داشته باشیم و همین نظم بیرونی، به‌تدریج تبدیل به نظم درونی می‌شود و در درون خودمان به تعادل و نظم می‌رسیم. اگر خدمتی داریم باید دقیق و متمرکز باشم و این تمرکز داشتن باعث می‌شود که وظیفه‌ خود را به درستی انجام بدهیم به رشدمان کمک می‌کند. چرا که درون هر خدمتی، درس و آموزشی نهفته است که باعث رشد انسان می‌شود. در کنگره60 چه مسافر و چه همسفر همه می‌توانند در جایگاه‌های مختلف خدمت کنند. هر خدمت و هر جایگاهی سرشار از آموزش است که باعث رشد فرد می‌شود.

به نظر شما چرا بعضی از همسفران مدت زیادی در کنگره60 حضور دارند؛ اما هنوز در زندگی شخصی‌ خود تغییر عمیقی احساس نمی‌کنند؟ توصیه شما به این افراد چیست؟

زمان می‌برد تا این تغییرات صورت بگیرد و ممکن است از بسیار کم شروع شود تا به تغییر عمیق در درونمان دست پیدا کنیم. ابتدا باید آموزش‌ها را بپذیریم. گاهی اوقات مدت زیادی در کنگره60 هستیم و آموزش نیز داده می‌شود؛ ولی پذیرش بسیار مهم است است که من اول قبول کنم. گاهی منیت مانع می‌شود که من آن تغییرات واقعی را در خود ایجاد کنم. اگر می‌خواهم این تغییرات همیشگی باشد؛ باید روی خودم بسیار کار کنم. آگاهی و دانشی که ذره‌ذره در کنگره60 به‌دست می‌آورم را کاربردی کنم. ترس نیز می‌تواند مانع بزرگی برای تغییر درونی باشد. گاهی اوقات هنگام گوش دادن به سی‌دی فکر می‌کنم که این سی‌دی مال من نیست و باید مسافرم گوش کند؛ در صورتی‌که اشتباه است و این آموزش‌هایی که داده می‌شود، برای خود همسفر است. ما به‌ عنوان یک همسفر، آن قدر درگیر هستیم که فکر می‌کنیم فقط باید مسافرمان تغییر کند و به این سی‌دی‌ها را گوش دهد. شاید همین‌ موارد مانع شوند و من در زندگی یا درون خودم تغییر عمیقی نداشته باشم. مهم است که من اول بتوانم آموزش‌ها را بپذیرم و تغییرات ذره‌ذره در درونم ایجاد شود. هر قدر این تغییر عمیق باشد، به همان اندازه به آرامش، صبر و جهان‌بینی دست پیدا می‌کنم و این بازتابش در زندگی من به وجود می‌آید. اگر سؤال یا مشکلی دارم، راهنمایی وجود دارد که به من کمک می‌کند و می‌توانم از او راهنمایی بگیرم. تغییرات را باید به‌صورت تدریجی انجام داد. گاهی تغییرات در وجودمان صورت گرفته و در زندگی‌مان نیز تأثیر گذاشته است؛ ولی به دلیل این‌که منِ همسفر به دنبال نتایج بزرگ هستم یا توقع دارم که در همان لحظه نتیجه حاصل شود، متوجه تغییرات کوچک نمی‌شوم. باید زمان بدهیم که آن نتایج به‌دست بیاید. از همان ابتدا متوجه تغییرات کوچک نمی‌شویم؛ ولی تغییرات، در درون و بیرون ایجاد شده و ممکن است بسیار ریز انجام شده باشد. اگر می‌خواهیم عمیق باشد، باید روی بسیاری از مسائل، آموزش‌ها و جهان‌بینی خودمان کار کنیم. در کنگره60 این آموزش‌ها به من همسفر داده می‌شود و به اعتقاد من باید این مورد زمان، در نظر گرفته شود و آموزش‌ها به‌صورت عمیق ذر زندگیمان کاربردی شود. می‌توانیم ذره‌ذره شروع کنیم و آموزش‌ها را عملی نماییم.

یک همسفر چگونه با مسئله بازگشت خوردن مسافرش کنار بیاید و چه رفتاری داشته باشد؟

زمانی که یک همسفر متوجه می‌شود مسافرش بازگشت خورده است، برایش بسیار سخت است که این موضوع را قبول کند؛ زیرا سال‌ها در کنارش بوده است تا به رهایی برسد. حال به دلایلی مسافر بازگشت خورده است. در اینجا نقش همسفر بسیار مهم است. ابتدا باید ذره‌ذره بپذیرد و روی جهان‌بینی خود کار کند؛ همین‌طور به مسیر و راه خودش در کنگره60 ادامه بدهد و طبق آموزش‌ها عمل کند. آموزش‌ها کمک بسیار زیادی به یک همسفر می‌کنند؛ زیرا همسفری که در کنگره60 آموزش دیده است، می‌داند که بحث کردن معمولاً نتیجه نمی‌دهد و باعث اختلاف می‌شود؛ همین‌طور ممکن است زمان ببرد تا مسافر به کنگره60 بازگردد، پس باید صبور باشد؛ زیرا همسفر به‌صورت خودکار در کنار مسافرش می‌باشد و به او کمک می‌کند. بهتر است در این شرایط به کنگره وصل باشد تا این‌که مسافرش دوباره خواسته داشته باشد، سفرش را مجدداٌ شروع کند و به درمان برسد. همسفر نیز باید به خود زمان بدهد تا این تغییرات در او ایجاد شود و با خودش کنار بیاید.

به نظر شما کدام آموزش کنگره60 را همسفران بیشتر می‌دانند؛ ولی کمتر در زندگی اجرا می‌کنند؟

از همان ابتدا که همسفر وارد کنگره60 می‌شود، آموزش‌ها شروع می‌شود. همسفر خودش می‌داند و روز اول هم به او گفته می‌شود که بپذیر و مسافرت را رها کن؛ زیرا مسافر خودش راهنما دارد و در مسیر درمان راهنمایی می‌شود. مسافر باید روی خودش کار کند و من هم باید روی خودم کار کنم و رها کنم. برای من همسفر بسیار سخت است که این مورد را اجرا کنم. رها کردن به چه معنا می‌باشد؟ به معنی بی‌خیالی نیست؛ به معنی سپردن مسئولیت به خود فرد و مسافر است یا حتی من باید خودم مسئولیت‌هایم را بپذیرم. با این‌که آموزش گرفته‌ام اجرا کردنش سخت است. تمرکزم بیشتر روی خودم باشد؛ ولی ممکن است به آن عمل نکنم. باید زمان بگذرد تا آموزش‌ها با تکرار شوند و بتوانم عملی کنم. بخش بزرگی از ذهن ما، ناخودآگاه درگیر یک‌سری از مسائل است که آیا مسافر من خوب می‌شود؟ آیا تغییر می‌کند؟ تمام این موارد می‌تواند درگیری‌های ذهنی من باشد و نگذارد که من آموزش‌هایی را که گرفته‌ام، به‌ سرعت اجرا کنم. به یک‌باره تغییر صورت نمی‌گیرد و نمی‌توانم همه آموزش‌هایی را که گرفته‌ام را اجرا کنم؛ زیرا یک تغییر بزرگ در حال ایجاد شدن در زندگی ما است. گاهی آن قدر کوله‌باری از خاطرات تلخ در درون و ذهنمان انباشته شده که ممکن است آموزش‌های جدید را گرفته باشیم؛ ولی کمتر اجرا کنیم؛ باید این فرصت را به خودمان بدهیم. آموزش‌ها را به خوبی فرا بگیریم، به سی‌دی‌ها گوش بدهیم و فرمانبردار راهنمای خود باشیم تا ذره‌ذره اجرایی شوند و نباید عجله داشته باشیم. مهم این است که من در مسیر کنگره60 باشم و طبق قانون و آموزش‌هایی که داده می‌شود عمل کنم.

طراح سؤالات و مصاحبه‌کننده: راهنمای تازه‌واردین همسفر سوسن
عکاس: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی 2

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .