English Version
This Site Is Available In English

راهی از فرمانبرداری تا فرمانروایی خویشتن

راهی از فرمانبرداری تا فرمانروایی خویشتن

ششمین جلسه از دوره ششم جلسات لژیون سردار شعبه چالوس با استادی راهنما همسفر مریم نگهبانی موقت همسفر ریحانه و دبیری موقت همسفر آزیتا در روز دوشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۶ با دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی» راس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: 

خداوند را شکر می‌کنم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم و از آموزش‌های شما بهره‌مند می‌شوم.

دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. این دو واژه از نظر معنا با یکدیگر تفاوت دارند؛ اما ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند. در کنگره‌۶۰، فرمانبرداری به معنای پذیرفتن قوانین و عمل کردن به آن‌هاست و فرماندهی زمانی اتفاق می‌افتد که انسان بتواند بر نیروهای درون و بیرون خود تسلط و کنترل داشته باشد. کسی که می‌خواهد به جایگاه فرماندهی برسد، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشد. همان‌گونه که استاد امین فرمودند، فرماندهی یک قانون کلی است که هدف را از یک نقطه به نقطه دیگر مشخص می‌کند و انسان را برای رسیدن به آن هدف هدایت می‌نماید.

این دستور جلسه در مسیر درمان و آموزش کنگره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و ارتباط مستقیمی با بیماری اعتیاد و روند درمان آن دارد. فرد مصرف‌کننده به‌ تدریج فرماندهی شهر وجودی خود را از دست می‌دهد. اعتیاد قدرت تفکر و تعقل را تحت تأثیر قرار می‌دهد و جسم انسان را نیز دچار آسیب می‌کند. به همین دلیل، فرد مصرف‌کننده در بسیاری از مواقع قادر نیست به‌ درستی تفکر و تصمیم‌گیری کند؛ حتی ممکن است توانایی ابراز محبت به همسر، فرزندان و خانواده خود را از دست بدهد و احساس ناتوانی، ناامیدی و بدبختی داشته باشد. در چنین شرایطی، فرد به‌جای اینکه فرمانده شهر وجودی خود باشد، تحت فرمان نیروهای منفی قرار می‌گیرد. برای رهایی از این وضعیت، لازم است آموزش بگیرد، شناخت پیدا کند و دانایی خود را افزایش دهد.

البته از دست دادن فرماندهی تنها مختص افراد مصرف‌کننده نیست. افرادی نیز هستند که مواد مصرف نمی‌کنند؛ اما به دلیل افکار منفی، انجام ضد ارزش‌ها و پیروی از نفس اماره، کنترل و فرماندهی شهر وجودی خود را از دست داده‌اند. این افراد نیز برای بازگشت به تعادل، نیازمند آموزش و شناخت هستند.

زمانی‌که فرد وارد کنگره می‌شود و سفر خود را آغاز می‌کند، سفر اول را می‌توان مرحله فرمانبرداری دانست. در این مرحله، فرد با قوانین و آموزش‌های جدیدی روبه‌رو می‌شود و لازم است از راهنمای خود و قوانین کنگره‌۶۰ فرمانبرداری کند. حضور منظم در جلسات، نوشتن سی‌دی‌ها، گوش دادن به آموزش‌ها و عمل کردن به راهنمایی‌های راهنما، به فرد کمک می‌کند تا سفر اول را به‌ درستی پشت سر بگذارد و وارد سفر دوم شود.

سفر دوم را می‌توان مرحله‌ای برای رسیدن به فرماندهی دانست. در این مرحله شرایط جسمی، روحی و روانی فرد نسبت به گذشته تغییر می‌کند. تفکر او سالم‌تر می‌شود و می‌تواند تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرد. دیگر اسیر خواسته‌های خود نیست؛ بلکه می‌تواند خواسته‌های خود را تشخیص دهد و با کمک دانایی، مسیر درست را انتخاب کند. در حقیقت، فرماندهی به معنای فرمان دادن به دیگران نیست؛ بلکه ابتدا باید فرمانده وجود خود باشیم. زمانی می‌توانیم فرمانده خوبی باشیم که بتوانیم رفتار، تصمیم‌ها و زندگی خود را مدیریت کنیم و مسئولیت انتخاب‌ها و عملکرد خود را بپذیریم.

رسیدن به فرماندهی نیازمند پرداخت بهای آن است. انسان باید از بسیاری از خواسته‌ها و عادت‌های نادرست خود عبور کند، بخشش و گذشت داشته باشد، صبر و بردباری را بیاموزد و در مسیر تزکیه و پالایش حرکت کند. در کنگره‌۶۰، عزیزانی همچون دیده‌بانان، ایجنت‌ها و راهنماها، مسیر فرمانبرداری تا فرماندهی را طی کرده‌اند. آن‌ها با رعایت قوانین و حرمت‌های کنگره، فرمانبرداری از راهنمای خود و ساختار کنگره و کسب آموزش و دانایی، توانسته‌اند به جایگاه فرماندهی برسند و امروز فرماندهانی توانمند و شایسته باشند.

پیش از ورود به کنگره، اعتقادی به پس‌انداز کردن نداشتم و همیشه با خود می‌گفتم: «اگر شب بخوابم، معلوم نیست صبح بیدار شوم؛ پس پس‌انداز کردن چه معنایی دارد؟» اما پس از ورود به کنگره و دریافت آموزش‌ها، به‌ویژه با گوش دادن به سی‌دی «پس‌انداز»، متوجه شدم که این تفکر صحیح نبوده است. فهمیدم که در گذشته فرمانده خوبی برای ذهن و تفکر خود نبوده‌ام، زیرا از دانایی و آگاهی کافی برخوردار نبوده‌ام.

امروز از خانم صدیقه راهنمای خوبم، تشکر می‌کنم که فرمان حضور در لژیون سردار را به من دادند و من نیز با فرمانبرداری، وارد این لژیون شدم. حضور در لژیون سردار به من آموخت که چگونه پس‌انداز کنم و نگاه درست‌تری نسبت به پول داشته باشم. امروز می‌توانم بگویم که تلاش می‌کنم فرمانده پول خود باشم و اجازه ندهم پول، فرمانده من باشد. دیگر پول مرا به دنبال خود نمی‌کشاند؛ بلکه این عقل و دانایی من است که مسیر استفاده از پول را مشخص می‌کند.

همچنین آموخته‌ام که لژیون سردار مکانی برای بخشیدن و دریافت کردن است. زمانی‌که در لژیون سردار تعهدی را می‌پذیرم و آن را در زمان مقرر انجام می‌دهم، این عمل برای من تمرینی برای فرمانبرداری از عقل و حرکت در مسیر درست است.

در پایان، امیدوارم همه ما بتوانیم از فرمان عقل و دانایی خود فرمانبرداری کنیم، مسئولیت زندگی و تصمیم‌های خود را بپذیریم و با آموزش، تزکیه و پالایش به فرماندهانی شایسته برای وجود خود، خانواده و فرزندانمان تبدیل شویم.

تایپ: راهنمای تازه‌واردین همسفر مریم
عکاس: راهنما همسفر غزل (لژیون سوم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چالوس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .