چهاردهمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار ویژه همسفران حکیم هیدجی با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» با استادی راهنما همسفر فاطمه و نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر معصومه، در روز یکشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان و دبیر و خزانهدار عزیزم ممنونم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و خدا قوت عرض میکنم که چهارده ماه خدمت صادقانه انجام دادند و امیدوارم نور خدمت به زندگیشان برگردد.
در مورد دستور جلسه، من باز هم مثل گذشته مطالبی آماده نکردم و گفتم هر چه به ذهنم برسد را بیان کنم؛ اما آنگونه که آموزش دیدهام، فرماندهی همان خواستههای درونی هر انسان و شخص است که دوست دارد به آن برسد، حال آن فرماندهی میتواند در صور آشکار باشد یا در صور پنهان.
در صور آشکار و پنهان میتوانیم اینگونه در نظر بگیرم که من میتوانم فرماندهی را روی جسم خودم دست بگیرم و هر چیزی که بخواهم به آن برسم یا همان «شود» که آقای مهندس به ما آموزش دادهاند.
در صور آشکار، نیروهایی که دوست دارند از من فرمان ببرند مثلاً فرزندان خودم هستند یا گاهی اوقات آدم دوست دارد مسافرش به حرفش گوش کند، و آن زمانی اتفاق میافتد که من اول بتوانم فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرماندهی را هم انجام دهم.
حال این موضوع چه ارتباطی به لژیون سردار دارد؟ ارتباطش در لژیون سردار این است که وقتی من بتوانم فرماندهی را از نفس خودم بگیرم و فرماندهی خودم را دست عقل و فکرم بدهم، آن موقع میتوانم در لژیون سردار باشم و توان مقابله با نفس خویش را داشته باشم، آنجا که نفس من را وسوسه میکند که نه، خودت الآن نیاز مالی داری و خیلی جاها هست که این پول میتواند دست تو را بگیرد؛ اما من توانستم این وسوسه را مهار کنم، زیرا آن موقع است که به فرماندهی رسیدهام و توانستهام دامنه فرماندهی خودم را گسترش دهم.
استاد امین خیلی جالب میگفتند: شخصی حرکتی را انجام میدهد و از پسِ آن برمیآید، یعنی فرمانده آن کار شده است؛ یعنی من توانستهام کاری را انجام دهم و میتوانم از رهجویم هم بخواهم و در آن زمینه به فرماندهی رسیدهام. در لژیون سردار هم همین طور است که من نفسم را مهار کنم و عضو لژیون سردار شوم. برای منِ شخص، پرداخت این مبلغ شاید خیلی سخت باشد؛ چون خودم درآمدی ندارم و درآمد همسر من هم تا آن حدی نیست که من بتوانم راحت آن مبلغ را کارت بکشم و واقعاً برای من این مبلغ بزرگ است و خیلی از مشکلات مرا حل میکند؛ اما این که توانستم با برنامهریزی و ماهانه پرداخت کنم (چون نتونستم یکجا پرداخت کنم و هر باری که میآمدم پرداختی داشته باشم، نفس خیلی تلاش میکرد که فرماندهی مرا بگیرد؛ شهریه مانی مانده، شهریه معین مانده، فلان جا مانده و باید قسط بدهی)، من اینجا را اولویت برای خودم قرار دادم و همیشه هم نورش را در سختترین شرایط زندگیام دیدهام.
تنها جایی که به من امید داده کنگره بوده است؛ در سختترین شرایطی که قرار گرفتم تنها جایی که توانستم به آن متصل بشوم واقعاً همان کنگره بوده و جای دیگری نیست که بگویم به من امید داده یا نوری را نشان داده است، و فقط و فقط کنگره بوده که حال دلم را خوب کرده است.
من از این که میتوانم اینجا کاری بکنم، البته از نظر من اصلاً کاری نیست، عضو لژیون سردار شدن یک مسئولیت است؛ مسئولیتی که من این را بپذیرم که من آمدهام اینجا درمان شدهام و وظیفه و مسئولیت دارم که درِ اینجا را باز نگه دارم تا کسی دیگر که با وضعیتی شبیه به من آمده و دارد میآید، در به رویش باز باشد و این وظیفه و مسئولیت من است، نه منتِ خدمت! سپاس از همه عزیزان که به صحبت های من گوش دادند.




تایپیست: همسفر آذر رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هشتم) رابط خبری لژیون سردار
عکاس: همسفر فرنوش (مرزبان خبری)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
223