نهمین جلسه از دور دوم لژیون سردار نمایندگی دکتر احمد با استادی مسافر راهنما عباس، نگهبانی مسافر عباس، دبیری مسافر راهنما حمید و خزانه داری مسافر داوود با دستور جلسه (از فرمانبرداری تافرماندهی) درروز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۶/۱۵راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خلاصه سخنان استاد: خدا را شاکرم که در جمع شماها حضور دارم چون بیرون از این در چیزی به آدم نمیدن و یادم هست آقای دکتر سمیعی میگفت هرچی اینجا بکاری بیرون این در بهت میدن و اون بستگی به حست داره که با چه حسی میای اینجا . گندم ز گندم بروید جو ز جو، باد بکاری طوفان برداشت میکنی، عشق و محبت بکاری عشق و محبت برداشت میکنی و جالب اینکه متوجه شدم در کاشت،داشت،برداشت یک دانه لوبیا صد تا بار میده یعنی اگه شما یک تن لوبیا بکاری صد تن برداشت میکنی و حالا شما حساب کن توی این حرکت عظیمی که شکل گرفته و ما داریم حرکت میکنیم بیای بذر محبت را اینجا بکاری و با کاشت داشت برداشت آبیاری شده، ببین چه اتفاقی توی زندگیت میافته!دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی هستش و بنده طبق اون مثلث دانایی تفکر آموزش و تجربه، همیشه این تجربه و تفکر دوتا ضلعی بود که زندگیم را در برگرفته بود و هیچ وقت آموزش را قبول نداشتم و در دورانی که مدرسه میرفتم دروس مدرسه را قبول نداشتم و در آخر هم نتوانستم دیپلمم را بگیرم! و برای چی فرمانبردار خوبی نبودم،و چرا فرمانده خوبی نشدم؟ برای اینکه آموزش را قبول نداشتم. حالا من فکر میکنم 124 هزار پیامبر آمد روی کره خاکی برای اینکه بگن ای بشر فرمانبرداری کن تا به فرماندهی برسی تا به خواسته هات برسی تا به اون مبنایی که خداوند قرار داده برسی، و خود من فرمانبرداری را توی کنگره یاد گرفتم، چرا؟ چون زمانی که حضور پیدا کردم با سروقت اومدن، سی دی نوشتن،مشارکت کردن،اعلام سفرکردن و و و،دیدم که حال واحساسم خوب شد. من رسما با مصرف موادمخدر دنبال حال و احساس خوب بودم دنبال این بودم که بقول آقای ابراهیمی اگر میخوام حرکتی انجام بدم کاری کنم حال و احساسم بد نباشه و با حس خوب برم جلو و واقعا هم توی کنگره در این مدت ده سالی که دارم میام هر روزش برام متفاوت بوده و این دست آوردی که پیدا کردم بنظرم فقط مال فرمانبرداری بوده.من سی دی ها را بارها گوش میکنم درسهایی که آقای مهندس میدهند و بصورت ابر آگاهی هرهفته میاد. هنوزم در هفته سی دیهای اضافه حتی سی دی های قدیمی را گوش میکنم ولی بازم متوجه میشوم چقدر کسری دارم چقدر تا اینکه بخوام به فرماندهی برسم چقدر باید فرمانبرداری کنم. من توی مسیر آموزشی که داشتم تجربه و تفکر، دچار چالش شدم و نتوانستم فرمانده خوبی برای جسمم باشم! چرا؟ چون اصلا قضیه زندگی را من نتونستم بفهمم !
حالا آقای مهندس میفرمایند همه دنیا زوم کردند روی مواد مخدر که اگه این نباشه دنیا گلستان میشود، در صورتی که اینطور نیست و بقول آقای ابراهیمی که میگفت اگه چاقو نباشه با سنگ طرف را میزنی... حالا فرماندهی چی هست؟ یک زندگی حال بنده و دو دنیای بعد بنده، چون من اعتقاد دارم که دنیای بعدی هم وجود داره برحسب شواهدی که توی خواب انسان یک چیزایی را میبیند و میگه اینو من یکجایی دیدم!و نکته اصلی که متوجه شدم برای فرمانده شدن فرمانبرداری روی یک شاخه نیست و شاخه های متفاوتی را در بر میگیرد. امروز صبح ساعت 5 یا 6 بود که از خواب پریدم پام گرفت، فوری نشستم فکر کردم که دلیلش چیه؟ دیدم که من فرمانبردار خوبی برای جسمم نیستم! نگاه کردم دیدم اینور قضیه اطلاعات خوبی دارم به نفسم میدهم عملکرد خوب دارم ولی جسمم را رها کردم! همانطوری که من برای نفس خودم باید فرمانبرداری کنم برای جسم خودم هم باید فرمانبرداری کنم که بحث تغذیه هست بحث خواب مناسب و ورزش هستش که اینها باعث میشوند که شما فرمانده خوبی برای جسمتان بشوید... حالا اگه توی این مسیر باشم و عملکردهایی که آقای مهندس یادآوری میکنند که بیرون از اینجا باید بهشون بپردازیم از قبیل بحث مالی بحث جسمانی را نتوانم رسیدگی کنم باز نمیتوانم فرمانده خوبی بشوم ! من خودم به فرض ساعت ده صبح بیدار میشوم تغذیه مناسبی ندارم ورزش هم نمیکنم، حالا سرلژیون با رهجو بحث کنم که تو باید ساعت 6 صبح بیدار شوی و یک رشته ورزشی برای خودت داشته باشی و این هم برنامه غذایت هست، گفته هایم اثر گذار نیست و به عنوان یک مربی و راهنما حرفهام توی لژیونم اثرگذار نیست و این نکته ها را میدونم و همه توانم را گذاشتم روی مسئله مالی که به فرماندهی مبحث مالی خودم برسم در صورتی که اشتباه میکنم! انشالله که با مشارکت دوستان نقاط ضعفی که دارم را ببینم و یک نتایج خوبی از لژیون سردار بگیرم. ممنون که توجه کردید.
تایپ:مسافر راهنماحمید (لژیون چهارم)
ویرایش:مسافر بهنام (لژیون سوم)
تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)
نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
117