هفتمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی اسیستانت رابط مسافر رضا ، نگهبانی مسافر کرم و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه: « از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام بر شما، خیلی خوشحالم که دوباره توفیقی شد تا در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و خدا را شکر میکنم. امیدوارم جلسه خوبی در کنار هم داشته باشم. جلسه امروز ما دو بخش دارد؛ یک بخش درباره موضوع «فرمانبرداری تا فرماندهی» صحبت میکنیم و در بخش دیگر، مراسم تقدیر و تشکر از مرزبانان قبلی و اهدا و پیمان شال مرزبانان جدید دوره چهاردهماهه آینده را داریم که امیدوارم برکت این خدمات به زندگی مرزبانان قبلی برگردد و برای مرزبانان جدید آرزوی توفیق دارم.
اما در مورد دستور جلسه؛ **فرمانبرداری و فرماندهی دقیقاً از جسم انسان شروع میشود**. در یک شخص مصرفکننده، فرماندهی کشور جسم یا همان شهر وجودی دیگر در اختیار خودش نیست و این حاکمیت کاملاً به دست نیروهای اهریمنی و تخریبی افتاده است. در این حالت، مواد مخدر است که فرمان میدهد چه کاری انجام دهد، با چه کسی رفتوآمد کند، با چه کسی نگردد و کجا موادش را مصرف کند. کار به جایی میرسد که شخص حتی مجبور میشود در محیطهای نامناسبی مثل دستشویی مصرف کند یا برای تهیه آن دست در جیب برادرش کند و گوشواره دخترش را بفروشد؛ چرا که دیگر اختیاری از خود ندارد و هیچ درد و رنجی هم بالاتر از سلب این فرماندهی و اختیارات نیست.
در زبان محلی ما به این وضعیت تاریکی درون، «کفارت» (که از کفر میآید) میگویند؛ وقتی درون انسان تاریک میشود، تمام مشکلات، مصیبتها و حوادث بد را مثل آهنربا به سمت خود جذب میکند و هر جا میرود این تاریکی همراه اوست. در واقع در وجود یک مصرفکننده، فرماندهی دست نور نیست، بلکه کاملاً در دست تاریکی است.
ما در کنگره با روش درمان تدریجی داریم دقیقاً «تمرین فرماندهی» میکنیم تا این مسیر را معکوس کنیم. اگر تا دیروز تریاک به ما فرمان میداد که چه زمانی و چه مقدار مصرف کنیم، امروز ما به تریاک دستور میدهیم. وقتی راهنما مشخص میکند که سر ساعتهای ۶ صبح، ۲ بعدازظهر و ۸ شب، و با دوز مشخص مثلاً ۱، ۲ یا ۳ سیسی دارو مصرف کنیم و ما دقیقاً سر وقت آن را اجرا میکنیم، یعنی داریم تمرین فرماندهی جسممان را انجام میدهیم تا کشوری را که در آن کودتا شده بود، دوباره پس بگیریم.
هر چقدر انسان در این مسیر بالاتر میآید، فرماندهی بیشتری را به دست میآورد و هیچ لذتی بالاتر از این نیست که انسان حداقل فرمانده شهر وجودی خودش باشد. پس از تسلط بر جسم، این فرماندهی ارتقا مییابد و به جایگاههای بزرگتری مثل **اداره یک لژیون یا اداره یک شعبه** میرسد. ورزش کردن هم نمونه بارز همین فرماندهی است؛ وقتی تصمیم میگیرید ۲۰۰ متر را در چند ثانیه سریع بدوید یا سر ساعت ۶ صبح بیدار شوید، اگر جسمتان از شما تبعیت کند یعنی فرماندهی دست شماست، اما اگر ساعت ۹ بیدار شوید یعنی هنوز فرمانده جسم خود نیستید.
الگوی موفق این فرماندهی، فوتبالیستهای بزرگی مثل مسی یا رونالدو هستند که وقتی شوت میزنند، پا به طور کامل تحت فرمان آنهاست و توپ دقیقاً به گوشه دروازه میرود که نشاندهنده اوج تسلط و لذتبخش بودن فرماندهی است. در نقطه مقابل، مصرف مواد مخدر اوج بیفرماندهی است که انسان را در پایینترین مرتبه قرار میدهد.
در پایان مجدداً این هفته و مراسم پیمان مرزبانی را تبریک میگویم و در ادامه فرصت را به مشارکت شما عزیزان میسپارم.

جلسه راهنماها با حضور اسیستانت محترم:

در ادامه مراسم تقدیر از مرزبانان شعبه:

%5B1%5D.jpg)
%5B1%5D.jpg)
%5B1%5D.jpg)
%5B1%5D.jpg)
%5B1%5D.jpg)
در ادامه مراسم پیمان و اهدای شال مرزبانی:






%5B1%5D.jpg)
عکس,تایپ,تنظیم و ارسال: مسافر امید (لژیون یکم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
215