English Version
This Site Is Available In English

تیراندازی قلب را سبک و اعتماد به نفس را زیاد می‌کند

تیراندازی قلب را سبک و اعتماد به نفس را زیاد می‌کند

اولین جلسه از دور اول کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی باشگاه تیر و کمان اصفهان به استادی دیده بان محترم دکتر امین دژاکام و نگهبانی ایجنت مسافران مسافر مرتضی و دبیری ایجنت همسفران همسفر حدیث با دستور جلسه هفته دیده‌بان روز جمعه ۱۴۰۵/۶/۱۳ ساعت ۱۰ برگزار گردید.

سخنان استاد:

سلام دوستان امین هستم یک مسافر، این جلسه هم سوپرایز شما بود خیلی خوب است که این جمع و فضا و شرایط را داریم که کنار همدیگر بتوانیم یکسری چیزها را یاد بگیریم و پیشرفت کنیم. من سعی میکنم مطالبم راجع به تیر و کمان و برای شما راهگشا باشد من بهار سال ۸۵ با تیراندازی آشنا شدم. در پارک طالقانی فنسی بود که در آن آموزش تیر و کمان می‌دادند ابتدا جناب مهندس و خانم کماندار ثبت نام کردند و دو ماه بعد من برای ثبت نام رفتم تیر و کمان یک درس کلیدی در مقاطع زندگی من داشت، وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم که تیر و کمان اگر نبود یکسری اتفاقات برای من به شکل دیگری رقم می‌خورد. قدرت زیادی در این ورزش نهفته است هم تمرکز و هم آرامش درون است. خیلی ویژگی‌های خاصی در تیر و کمان است که این را تبدیل می‌کند به یک ورزش هنری که بعضی‌ها ‌می‌گویند این ورزش یک مدل هنر است و ورزش محسوب نمی‌شود، وقتی هنر وارد ورزش می‌شود مسئله قلب هم پیش می‌آید قلب را سبک و اعتماد به نفس آدم را زیاد می‌کند و حال آدم را خوب و درد و رنج انسان را کم می‌کند. شما اگر این کار را انجام می‌دهید احساس سبکی می‌کنید و احتمالا این را تجربه کرده باشید از این توانایی باید استفاده درست بکنید. این ورزش زبان آدم را دراز می‌کند ولی باید در جهت درستی از آن استفاده کرد.

من رشد خودم را در این ورزش احساس کردم و تا قبل از آن خیلی گره‌های بدی داشتم و ناکامی‌ها و افسردگی‌های زیادی همراه من بود. در سال ۸۴ که من ورزش تیر و کمان را شروع کردم و چند وقت بعد موسیقی را شروع کردم این دو به سراغ من آمدند و کمکم کردند تا اینکه عضو تیم تیر و کمان شدم بعد مربی شدم بعد مربی پایه۳ شدم چند سال بعد رفتم فدراسیون و ادامه دادم تا سال ۹۲ در باشگاه تیر و کمان ما فعالیت داشتیم و میزبان تیر و کمان بودیم در استان تهران که قوی‌ترین تیم بود در مجموع این ورزش در استان تهران بار این رشته زیاد هست چون تعداد اعضا زیادتر و تعداد اعضای تیم ملی هستن در آن از نظر سطح بار زیادتری دارد خیلی قوی‌تر از بقیه شهرها هستند. ما دوسال  در باشگاه میزبان مسابقات بودیم و بالای ۱۵۰ نفر تیرانداز می‌آمدند و لیگ برگزار می‌شد یعنی هر جمعه مسابقات برگزار می‌شد. برنامه‌ریزی، تدارکات و صبحانه آنها با کنگره۶۰ بود و ما پذیرایی شایسته‌ای انجام می‌دادیم اعضا می‌آمدند صبحانه می‌خوردند صبحانه هم مثل هتل پنج ستاره شامل تخم مرغ، عسل، سوسیس، گردو ، پنیر، مربا و...بود.

خانم‌شهبازی و آقا‌مهدی سال ۹۰ آمدند و خیلی زحمت کشیدند، سال ها در باشگاه فعالیت کردند ما دو سال این کار را کردیم و هر بار ۱۰ تا ۱۲ یا ۱۴ مسابقات لیگ بود۱۶۰ یا ۱۷۰  تیرانداز می‌آمدند و ما ۵ یا ۶ تیم داشتیم. سال ۹۰ ما اول شدیم و سال دوم ما سوم شدیم البته در مجموع تمام تیم‌ها اواخر هم در مسابقات لیگی که برگزار شد کنگره رتبه سوم شد. تیم تیراندازی با تیم راگبی هم‌زمان متولد شد یعنی هم‌زمان که آقا بهروز به کنگره آمدند و از آقای مهندس اجازه می‌گیرد برای تاسیس تیم راگبی که آن موقع آقای ترابخانی و آقای نمکی و خیلی از دیده‌بانان دیگر در تیم راگبی بودند یک سری از دیده‌بانان در تیم راگبی بودند و یک سری در تیم تیراندازی. آقای خدامی و آقای حکیمی و آقای مهندس هم در تیم تیراندازی بودند و مربی راگبی هم به من می‌گفت شما به تیم راگبی بیایید و من را تشویق می‌کرد برای تیم راگبی خلاصه خیلی جالب بود این دو ورزش رشد کردند که برای شناساندن کنگره خیلی موثر بود و اتفاقات خوبی رقم خورد.

ولی پیامی که داشت این بود که تیر اندازی را انگار خدا در مسیر کنگره گذاشت به این جهت که پیامی باشد برای درمان و رهایی انسانها اینجا آقای عباس امیرمعافی آمدند نزد آقای مهندس و نمی‌خواستند به تیم تیراندازی بروند اما آقای مهندس به اجبار ایشان را به تیراندازی فرستادند اما ایشان می‌گفتند من از تیراندازی خوشم نمی‌آید تیراندازی به من ربطی ندارد اما رفت تیراندازی و ۵ یا ۶ ماه بعد از رفتن به تیراندازی در  رکوردگیری تیم ملی شرکت کرد و نفر دوم کشور شد بعد مجری تلوزیون شد و بعد خیلی‌ها به واسطه این اتفاق به کنگره آمدند بعد به آلمان رفت یک کتاب هم نوشته بود که سرنوشت خودش بود این اتفاقات مهم بود چرا؟ چون شما می‌گویید که روشی داریم به اسم DST که انسان‌ها را چکار می‌کند؟ خوب می‌کند این را فقط خود ما مسافران و همسفران می‌دانیم پس بقیه چی؟ بقیه که بیرون از کنگره هستند و این مسائل را باور نمی‌کنند و می گویند چی را خوب می‌کنه شیشه‌ای کیه؟ معتاد کیه؟ اما وقتی که یک مصرف کننده شیشه و هرویین و تریاک می‌آید و در رکوردگیری تیم ملی شرکت می‌کند و نفر دوم می‌شود داستان عوض می‌شود. یا در تیم راگبی مثلا ایمان افروز، عباس رسولی اینها کسانی بودند که در کنگره درمان شدند، اینها وقتی که مصرف‌کننده بودند آمدند درمان شدند و  بعد از کنگره رفتند در تیم ملی راگبی اینها آزمون دادند اول شدند و از نظر امتیاز  به قول معروف دعوت شدند و  جزو نفرات اول بودند و انتخاب شدند بخاطر شایستگی انتخاب شدند.

وقتی این اتفاق می‌افتد این دیگر سند بی عیب و نقص است این‌ها از نظر امتیاز و توانایی به این نقطه رسیدند که نفر اول بودند و انتخاب شدند به خاطر شایستگی انتخاب شدند این اتفاق که می‌افتد این سند بی‌عیب و نقص است در هیچ کجای دنیا مصرف کننده شیشه حتی اگر قطع مصرف کند اگر مواد را کنار بگذارد حس اینکه سطل آشغال را در کوچه بگذارد ندارد چه برسد به اینکه برود تیم ملی راگبی و مسابقات آسیا و در برابر شرکت کننده‌های انگلیسی قرار بگیرد و مدال بیاورد. سال ۹۵ تیم راگبی در مقابل تیم قطر بود من رفتم که همراه تیم باشم البته من به ورزشکارها آموزش می‌دادم و چون مربی بودم و جهان‌بینی ورزش بلد بودم به آنها درس می‌دادم و آنجا با آنها همراه شدم.۴۰ درصد بچه‌های تیم‌ملی، بچه‌های کنگره ۶۰ بودند و خوب هم بازی کردند اسم آن تیم قطر بود یا انگلیس بود یا اسکاتلند بود وگرنه اعضا آن از قطر نبودند چون پول دارند بازیکن‌ها را می‌خرند این یک پدیده است در واقع یک سند بی‌عیب و نقص است، وقتی می‌گوییم دو صد گفته چون نیم‌کردار نیست اینجاست ، شما همه جا می‌گویید کنگره خوب است متد DST خوب است، درمان خوب است، OT خوب است ولی اینها کجا خودش را نشان می‌دهد؟ آنجایی که می‌رود در تیم ملی مسابقه می‌دهد و مقام می‌آورد، امتیاز می‌گیرد و برگزیده کشور می‌شود و مقام می‌آورد این می‌شود کردار، می‌شود سند بدون عیب و نقص.

پس ورزش برای ما یک جور سند بود یک پیام بود که کنگره درمان قطعی و واقعی است. یعنی یک شخصی که مصرف کننده بوده را می‌گیرد و از درون آن یک قهرمان ورزشی بیرون می‌آورد. شاید از ۱۰ هزار نفر آدم عادی یکی برود تیم‌ملی ولی از درون معتادین کسی تیم ملی برو نیست و این خیلی خیلی هنر کند می‌رود یک گوشه در خانه بنشیند. حالا ما برایمان عادی شده و اینقدر این چیز ها را می‌بینیم  که برایمان عادی شده ولی در دنیا اینطوری نیست. پس این اتفاقات افتاد در دهه ۸۰ تا کنگره را به همه بشناساند جایگاهش مشخص بشود و آن را بشناسند و این اتفاق افتاد. ولی این یک جنبه بیرونی و صور بیرونی و رسالت بیرونی کنگره است در ورزش. رسالت داخلی آن چیست؟ سلامتی، همه اعضای کنگره باید به سلامتی خود توجه کنند چطوری؟ با تغذیه کامل، جهانبینی درست با ورزش با جونز با لژیون ویلیام وایت همه اینها کمک می‌کند ما به سلامتی برسیم با این کار به خانواده و به جامعه کمک کردیم.

بدنی که قوی و سالم است دیر ناامید می‌شود  انسانی که ۳ دقیقه زیر آب می‌ماند با کسی که ۱۰ ثانیه زیر آب می‌ماند فرقی نمی‌کند!؟ یک آدمی که ده‌بار خودش را از بارفیکس می‌کشد بالا با آدمی که نمی‌تواند یک بار هم بکشد بالا فرقی نمی‌کند؟! چرا خیلی فرق می‌کند. انسانی که جسم قوی دارد با انسانی که جسم ضعیف دارد فرق نمی‌کند؟ چه کسی زودتر ناامید می‌شود؟ آن کسی که بدنش ضعیف‌تر است!. پس ورزش فقط تفریح نیست یک آئین زندگی است اگر یک جایی آتش‌سوزی بشود و نتوانی خودت را بیرون بکشی میمیری، اگر روی درختی آویزان باشی اگر بارفیکس بلد باشی خودت را میکشی بالا در غیر این صورت می‌افتی و میمیری، فرق آن مرگ و زندگی است. اگر در عمق بیست متری زیر آب نتوانی نفست را نگهداری میمیری.

این اتفاقات افتاد تا این که در تیر و کمان خوردیم به یک سنگ سفت، حالا می‌خواهم به شما واکسن بزنم  سال ۹۳ در لیگ ورزشی که من هم مسئول آنجا بودم دیدم آنجا هیچ کس نمی‌داند که ما مصرف کننده مواد هستیم یعنی این ۱۵ تیم آمدند در زمین کنگره نان کنگره را می‌خوردند در زمین کنگره می‌چرخیدند مسابقه می‌دادند اما هیچ کس نمی‌داند اینها چه کسانی هستد، این مثل این است که بروید منزل یکی مهمانی و ندانید میزبان کیست. ما این همه هزینه کردیم اینها را آوردیم در زمین که به آنها این پیام را بدهیم که ما مصرف کننده بودیم و الان خوب شدیم اما دیدیم هیچ کدام از اینها نمی‌داند من از آنها سوال کردم کنگره۶۰ چه هست؟ گفتند یک تیم هستند دیگه، من متوجه شدم مشکل از خودمان است کرم از خود درخت هست. سالهای قدیم اگر کسی مصرف کننده بود و درمان می‌شد می‌رفت خودش را سپر می‌کرد می‌گفت ببین من عملی بودم مصرف کننده بودم خوب شدم طرف می‌گفت من هم خواهرم یا برادرم مصرف کننده هست پس خوب می‌شود؟ بقیه جاها اصلا به روی خودشان نمی‌آورند جناب مهندس گفتند کسی که درمان شده اضافه وزن همراهش باشد و آن را به دیگران بدهد او می‌خواهد دانش را منتقل کند شما رها شدید  وقتی نمی‌روید جایی بگویید و خجالت می‌کشید بگویید من مصرف کننده بودم حالا یکی قبول دوتا قبول ما نزدیک ۶۰ نفر عضو داشتیم ۵ نفر از اینها نرفتند بگویند که ما اینجوری بودیم همه پنهانکار، کافر.

آنجا من پیش خودم واقعا تنم لرزید گفتم آینده تیر و کمان ما نابود هست ما رفتیم در تاریکی  چرا؟ چون علت وجودی خودمان را نقض کردیم؛ یعنی آن دلیلی که ما آمدیم در تیم، شما برای چه آمدید در تیم؟ وقتی تیراندازی می‌کنید برای دل خودتان هست این قبول اما وقتی می‌روید در تیم لباس کنگره را می‌پوشید میروید مقابل تیراندازها تیر می‌زنید برای چه هست؟ برای این است که مقام بیاوری؟ برای این که رشد بکنی؟ دنبال خواسته خودت هستی؟ اشکالی ندارد اگر درونش این باشد اشکالی ندارد ولی اولویت چه هست؟ من رفتم در کنگره در تیم تیراندازی تیر می‌زنم، برای اعلام رهایی تیر می‌زنم ولی یادم میرود برای چه تیر زدم و سقوط میکنم و این اتفاق برای ما افتاد زیرا ما اصل خودمان را گم کردیم ریشه خودمان را گم کردیم اما ما دوباره برگشتیم و دوباره شروع کردیم به کار کردن این در مراحل تکامل مدام تکرار می‌شود. آن موقع اصفهان هم درخواست زیادی داشت ولی ما این کار را نکردیم زیرا خودمان هنوز مشکل داشتیم.

الان رویکرد ما به ورزش چه هست؟ورزش کردن جنبه درونی آن سلامتی است و جنبه بیرونی آن اگر کسی بخواهد بیاید عضو کنگره بشود و لباس کنگره را بپوشد نباید از اینکه عضو کنگره هست شرمسار باشد اگر شرمسار باشد نباید این لباس تن او باشد باید در بیاورد بدهد به یکی دیگر، هیچ اجباری هم نیست که حتما باید این کار را بکنید هیچ اجباری نیست که بیایید در تیم کنگره  باشید می‌توانید بیایید در کنگره کارتان را انجام بدهید و بعد بروید باشگاه بیرون از کنگره، ولی وقتی آمدی در زمین کنگره مربی از کنگره هست آب از کنگره هست آموزش از کنگره هست باید قدر آن را بدانی شکر نعمت بکند یک تبعاتی دارد همه قرار نیست بیایند در تیم ملی این اصلا مهم نیست اصلش این است که تیر و کمان باعث سلامتی ما بشود، کیفیت زندگی ما در ورزش تیر و کمان بهتر بشود، حال ما بهتر بشود، شاداب بشویم، خوش زبان‌تر بشویم، هدف اصلی این است. حالا یکسری هم انگیزه دارند، دوست دارند، تلاش می‌کنند، می‌آیند می‌رسند به تیم ملی و این خیلی عالی است اما کسانی که می‌آیند باید یادشان باشد باید این احساس را به کنگره داشته باشند که رهایی مهم است برای چه پیام رهایی مهم هست؟ برای اینکه ما را قبول کنند؟ نه، ما را قبول کردند البته هنوز هم باید لازم است یعنی می‌گویند آقای فلانی این تیم که می‌گویید مصرف کننده هستند این تیم ملی از اینها است آن وقت آن آدم نمی‌توانست هرچه دلش می‌خواست بگوید چون یک سندی وجود داشت که نمی‌توانست انکارش کند ولی اصل کار این است که اینجا می‌آییم رشد بکنیم.

من با آقا مهدی و خانم شهبازی صحبت کردم چندین ماه پیش، چون کسانی که قرار بود بیایند اینجا، بایستی هم مربی باشند، هم تیر‌‌اندازهای ماهری باشند در واقع مهدی و خانم شهبازی بودند که هم باتجربه و هم خیلی عالی بودند که  خدا را شکر خدمت را پذیرفتند و انشالله موفق باشند به آنها افتخار می‌کنیم خیلی در این مسیر خوب کار می‌کنند.

هدفمان چه هست؟ داستان تیر و کمان چه هست؟ ما یک فنسی بود داشتیم ورزش می‌کردیم آمدند آن فنس را از ما گرفتند و ما را بیرون انداختند بچه‌های کنگره هم می‌خواستند بروند به زور بگیرند ما هم مواد فروش داشتیم هم گردن‌گیر داشتیم هم خفت گیر داشتیم الان هم داریم الان دکتر، مهندس، کارمند داریم آن موقع از آنها بیشتر داشتیم، آقای مهندس گفتند هیچ کاری نکنید فقط بروید ثبت نام کنید، وقتی رفتند همه کنگره ثبت نام کردند باشگاه دید هیچ کسی نیست همه کنگره‌ای هستند یعنی مثلا ۷۰ نفر داخل باشگاه بودند ۳ نفر غیر کنگره ای بودند که وارد جلسات کنگره می‌شدند با ما چایی می‌خوردن باشگاه تیر و کمان بعد از یکماه دوباره افتاد دست خودمان؛اینکه چه جوری شروع شد؟ داستانش این بود نه این که ما خیلی باکلاس باشیم که برویم تیراندازی یاد بگیریم

هدف ما این است که شما رشد کنید این موانع را از جلوی شما برداریم یعنی می‌خواهیم در اصفهان اندازه ظرفیتمان هرکسی که به ورزش تیر و کمان علاقمند هست و در کنگره پخته شده و تجربه کسب کرده و خدمت کرده و پختگی لازم را دارد بتواند از این امکانات استفاده کند چه همسفرها و چه مسافرها. اگر ما ورزش می‌کنیم برای سلامتی خودمان است کیفیت زندگی بالا برود و اگر می‌خواهید وارد تیم بشوید باید آن پیام رهایی و درمان را بدهید و آن شوق و اشتیاق را درون خودتان داشته باشید و در دل آن ممکن است افتخاراتی هم باشد. اگر من آمدم تیر اندازی چون خودم مربی تیر اندازی بودم سابقه داشتم و عنوان سوم دارم در تهران در تیراندازی و همین‌جوری نیست و در کنگره بر اساس تجربیات افراد به آنها خدمت داده می‌شود. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما ممنونم.

 

تایپیست: همسفر ستایش
عکاس: مسافر نیما
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مرضیه نمایندگی تیر و کمان اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .