English Version
This Site Is Available In English

از فرمان‌برداری تا فرماندهی: سفری برای بازگشت به خود

از فرمان‌برداری تا فرماندهی: سفری برای بازگشت به خود

جلسه هشتم از دوره پنجاه و هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حکیم هیدجی به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: 

فرماندهی یک هدف است و مسیر رسیدن به این هدف، فرمانبرداری است. آقای مهندس از سال ۹۷، «از فرمانبرداری تا فرماندهی» را به عنوان یکی از دستور جلسات هفتگی اعلام کردند. حدود چهار سال است که من وارد کنگره شده‌ام؛ اما تا سال ۹۷ نمی‌دانستم که مسافرم، مصرف‌کننده است؛ آن زمان آقای مهندس بر این موضوع تمرکز داشتند که فرمانبرداری را به من آموزش دهند. قرار است افراد بسیاری مثل من از این مسیر عبور کنند. گاهی از دیدن افرادی که می‌آمدند؛ اما درست سفر نمی‌کردند، ناراحت می‌شدم، همیشه صحبت‌های پیشکسوتان به من امید می‌داد که هر کس قرار است بیاید، می‌آید و هر کس قرار است بماند، می‌ماند.

وقتی وارد کنگره شدم، ذهنم پر از ناامیدی بود، نیروهای منفی فرماندهی افکارم را از من گرفته بودند و نمی‌توانستم آرامش داشته باشم. در مشارکت‌ها توانایی کنترل خودم را نداشتم و مدام گریه می‌کردم. فرماندهی از دستم رفته بود؛ اما در نهایت توانستم خودم را دوباره پیدا کنم. در کنگره ما آموزش می‌بینیم که فرماندهی یک هدف است و مسیر آن، فرمانبرداری. باید یاد بگیرم که چگونه یک فرمانبردار باشم. استادم را در مورد تحصیل یا مسائل دیگر قضاوت نکنم، تجسس نکنم و فقط روی خودم متمرکز باشم. باید فرمانبردار حرف راهنما باشم، چرا که او این مسیر را طی کرده و خودش آن را اجرا کرده است؛ پس کسی که مسیر را رفته، راحت‌تر می‌تواند فرمان لازم را به من صادر کند.

مسافر من نظامی است و در مقابل خستگی او می‌گویم: شخص مافوق می‌تواند آن کارها را خودش انجام دهد؛ اما وقتی از تو می‌خواهد آن را اجرا کنی، هدفش این است که تو آموزش ببینی و همراه با او به بالا کشیده شوی. در کنگره و بیرون از آن، برای فرمانده شدن هیچ راهی جز فرمانبرداری وجود ندارد. مهم‌ترین موضوعی که کنگره ۶۰ به ما می‌آموزد، به دست گرفتن فرمان افکار است؛ وقتی نتوانم افکار منفی را از ذهنم بیرون کنم، آن‌ها به کلام تبدیل می‌شوند و در این صورت، اطرافیان رنجیده و ناراحت می‌شوند. با این کار، دایره فرماندهی من رفته‌رفته کوچک‌تر می‌شود و وقتی دیگران را ناراحت می‌کنم، در ادامه مسیر کسی دوست ندارد برای شنیدن سخنانم به من نزدیک شود.

 وقتی افسار افکار منفی را در دست می‌گیرم و آن‌ها را کنار می‌گذارم، می‌توانم به بهترین‌ها فکر کنم و قطعاً بهترین‌ها از کلامم جاری می‌شود و عملکردم بهبود می‌یابد. این تحول تنها در مسیر کنگره اتفاق می‌افتد. ما در کنگره آموختیم که چگونه جسم مصرف‌کننده، فرماندهی را به مواد سپرده است و فرد نمی‌تواند بر جسم خود کنترل داشته باشد و شرایط سختی را تجربه می‌کند؛ اما اگر یک مسافر تازه‌وارد، در طول ۱۰ ماه اول سفر طبق دستور راهنما عمل کند و در مسیر آموزش باشد، به‌راحتی می‌تواند فرماندهی را از مواد پس بگیرد و کنترل جسمش را به دست آورد، این مسیر سخت اما شدنی است.

مطلب جالبی شنیده‌ام که می‌گوید: دانش و آگاهی را مانند یک لیوان آب در نظر بگیرید؛ وقتی فرد جرعه‌ای از آن می‌نوشد، تصور می‌کند همه چیز را می‌داند؛ اما نمی‌داند که خداوند در ته آن لیوان منتظر ماست. وقتی لیوان را سر می‌کشیم و با تمام وجود آگاهی و دانایی را می‌پذیریم، به ته آن می‌رسیم و خداوند در آنجا با عشق ما را در آغوش می‌گیرد. امیدوارم همگی در مسیر کنگره باشیم، آموزش ببینیم و به آن عشق الهی برسیم.

 تقدیر از دبیر اول همسفر معصومه توسط دبیر دوم همسفر مریم

مرزبان کشیک: همسفر فرنوش
تایپیست: همسفر لاله رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر فرنوش
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .