لژیون درمان سیگار راهنمای محترم مسافر محمود در روز یکشنبه مورخه 15 شهریور ماه 1405 راس ساعت1530 آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر:
بهخاطر انرژی، شادی و شعف هرچه دامنهٔ اختیار انسان گستردهتر میشود — یعنی هرچه تواناییهای کنترلی او بر جسم و رفتارها بیشتر شود — احساس سرور و شعف درونی او نیز افزایش مییابد. نمونههای ساده و روزمره این روند را در رشد کودکان میبینیم: نوزادی که ابتدا چهار دست و پا میرود، بهتدریج میایستد و روی دو پا راه میرود؛ لحظهای که کودک برای نخستینبار روی پای خود قدم برمیدارد، شادی و شعف شدیدی در او و اطرافیانش پدید میآید. وقتی کودک ناگهان میافتد، این افتادن خود نشانهٔ آن است که توانایی درونی برای ایستادن و راه رفتن وجود داشته اما تا آن لحظه به فعلیت نرسیده بوده است. دستیابی به این توانایی، موجی از سرور درونی ایجاد میکند.

مثال دیگر یادگیری تکلم است. کودکی که سخن گفتن را نمیداند، روزی با گفتن یک کلمه والدینش را شگفتزده و خوشحال میکند؛ گویی دنیا را فتح کرده است. پیش از آن، کودک از نظر فیزیکی امکانات تولید صدا (حنجره، ریهها، دستگاه صوتی) را داشته اما قادر به استفادهٔ کامل از آنها نبوده است. هنگامی که توانایی بیان فراهم میشود، شادی درونی و رضایت حاصل میشود. همین الگو در موارد دیگر نیز تکرار میشود.انسانها اغلب قابلیتهایی بالقوه در خود دارند؛ مثلاً علاقه یا شایستگی برای نواختن ساز، یادگیری زبان، یا انجام یک ورزش. این قابلیتها تا زمانی که به عمل درنیایند بالقوه باقی میمانند. تبدیلِ توانایی بالقوه به توانایی بالفعل به زمان، تمرین و تکرار نیاز دارد. هر کس که به تکرار و تمرین متعهد شود، میتواند آن «نرمافزار» درونی را فعال کند و مهارت را به دست آورد. نمونههای ورزشی و هنری این روند را بهروشنی نشان میدهند: ورزشکاری که بارها و بارها تمرین میکند تا وزنهای را بالای سر ببرد یا فوتبالیستی که شوتزنیاش را آنچنان تمرین میکند که توپ را دقیقاً در نقطهای کوچک از دروازه مینشاند. این دستیابی به مهارت، علاوه بر پاداشتهای مادی و اجتماعی، خود سبب شعف و رضایت عمیق درونی میشود که گاهی سالها ادامه پیدا میکند و بارها و بارها یادآوری میشود.

وقتی فرد بتواند فرمانهایی را که به جسمش میدهد مستقیماً اجرا کند، حس تسلط و سرور بهوجود میآید. مثال سادهتر: وقتی کسی تصمیم میگیرد سیگار را ترک کند و پس از دورهای تلاش بالاخره به رهایی برسد، چون توانسته فرمانی را که صادر کرده بهاجرا درآورد، احساس پیروزی و شادی میکند. برعکس، زمانی که فرمان صادر میشود اما اجرا نمیشود، حس ناتوانی و ناکامی پدید میآید. بسیاری از انسانها بارها خواستهاند کاری را انجام دهند اما نتوانستهاند به آن برسند؛ علت غالباً نرسیدن به سطح لازم از تمرین، صبر یا سازماندهی است.قابلیت تبدیل احساس به حرکت یا بیان هنری نیز از مصادیق فرماندهی جسم است. هنرمندی که بتواند احساس خود را با سازش بیان کند یا رقصندهای که موسیقی را به حرکات بدن تبدیل کند، نشان داده که به درجهای از هماهنگی میان ذهن و بدن رسیده است که فرمانهای درونی را بهصورت طبیعی و دقیق اجرا میکنند. این توانایی، بر خلاف فرمانهای صوری و آموزشی که میخواهیم با دستورات لفظی دقیقاً اجرا شوند، از نوعی «حس درونی» و هماهنگی ناخودآگاه میان عضلات و شنیداری ناشی میشود. به همین دلیل رقص یا اجرای موسیقی که روان و دلنشین است، نه تنها برای بیننده لذتبخش است، بلکه برای اجراکننده نیز لذت و شعف درونی بههمراه دارد.ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.

عکاس وتایپ: مسافر احمد ( لژیون ویلیام )
بارگذاری : گروه خبری و سایت نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
85