جلسهی چهاردهم از دورهی دهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی مسافر احسان، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری موقت مسافر حسین با دستور جلسهی « از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احسان هستم یک مسافر، خدا رو شاکرم از این که فرصتی نصیب بنده شد تا در اینجا حضور داشته و خدمت شما عزیزان باشم و از این بابت خیلی خوشحالم. من نسبت به شعبهی طارم یک حس خیلی خوبی دارم چون لحظات خوبی را در اینجا گذراندهام و خاطرات خوبی را از این شعبه دارم. هیچ وقت شروع به کار این شعبه و تمام اتفاقاتی که برای رسیدن به این نقطه در این شعبه به وقوع پیوست را فراموش نمیکنم. دستور جلسهی امروز در مورد از فرمانبرداری تا فرماندهی میباشد.

عنوان دستور جلسه به گونهای هستش که انسان بعضی اوقات فکر میکند که راهنمایان و مسئولین کنگره عمدا این دستور جلسه را گذاشتند تا بتوانند راحتتر به افراد تسلط داشته باشند که شما فرمانبردار خوبی باشید تا بتوانی زندگی خوبی داشته باشی و... در صورتی که از نگاه من اصلا اینطوری نیست. مهمترین بحث برای رسیدن به هر نوع موفقیتی اعم از موفقیت مالی، سلامتی، فرهنگی و...نیاز به این است که انسان بر خودش مسلط باشد. شاید این امر به نظر آسان باشد ولی بینهایت سخت و دشوار است.
مسئلهای که این جا مطرح میباشد این است که انسان مصرف کنندهی مواد مخدر بر خودش مسلط نیست، انسان مصرف کنندهی الکل و سیگار بر خودش مسلط نیست، انسانی که غرق رسیدن به ثروت است بر خودش مسلط نیست و یا انسان تک وجهی و یا تک بعدی که فقط به دنبال یک چیز است بر خودش مسلط نمیباشد. ما انسانهایی را میبینیم که فقط به دنبال رسیدن به لذت هستند و یا فقط به دنبال رسیدن به پول میباشند اینها بر خودشان مسلط نیستند. انسانی موفق میشود که بر روی خودش مسلط باشد و احساسات و عواطفش در اختیار خودش باشد نه در اختیار مواد مخدر، الکل، پول و احساسات دیگران.
ما انسانهای بسیاری را دیدیم که احساساتشان درگیر تایید دیگران میباشد، مثلا میگوییم من زمانی حالم خوب است که همسرم حالش خوب باشد و یا پول زیادی در جیبم داشته باشم و یا مثلا من زمانی حالم خوب است که فلان اتفاق برای من رخ داده باشد و یا من مواد مخدر مصرف میکنم که حالم خوب شود، چرا ؟ و با خودمان میگوییم به خاطر این که هزار جور مشکل دارم و وقتی مواد مصرف میکنم مشکلات را فراموش میکنم! انسان مسلط بر خود، انسانی است که تمام موانع ذهنی خودش را بر طرف کرده باشد، انسانی موفق میباشد که موانع زندگی خودش را رفع کرده باشد.
بعضا انسانها میگویند ما اصلا دنبال موفقیت نیستیم و ما مثلا یک گرم تریاک مصرف میکردیم اگر این را مصرف نکنیم همه چیز خوب میشود. ولی من به شما قول میدهم اگر مصرف آن یک گرم را هم کنار بگذارد باز حالش خوب نمیشود. تنها رمز آرامش، تسلط بر خود میباشد، انسان زمانی میتواند بر خودش تسلط پیدا بکند که فرمانده وجود خودش باشد. فرماندهی وجود خود را به دست گرفتن موضوع حائز اهمیتی میباشد. بله من مصرف مواد مخدر را به خاطر این میخواهم کنار بگذارم که فرماندهی حال و احوالم در دست خودم باشد، محبتی که به دیگران میکنم به خاطر خودم باشد نه به خاطر مصرف مواد مخدر، خشمم به خاطر خودم باشد نه به خاطر مصرف مواد مخدر و...
کلا همه چیز به خاطر خودم باشد این خیلی مهم است که من برای خودم چگونه زندگی کنم. انسان برای رسیدن به فرماندهی وجودی، در قدم اول باید موانع را از سر راه بر دارد، حال این موانع یک جاهایی ممکن است مواد مخدر باشد و یا پول، الکل و... باشد که باید کنار برود. هیچ چیزی مهمتر از حال من نیست. مهمترین داشتهی ما حال خوب خودمان است. اگر حال من خوب باشد آن وقت است که همه چیز برای من شیرین و دلچسب میشود و احساساتم درست کار میکند. پس برای رسیدن به فرماندهی وجودی، مهمترین قدم تسلط پیدا کردن به خودمان میباشد.
پیشنهاد من به کسانی که سفر میکنند این است که از راهنماهای خودتان بپرسید من چطوری به حال خوب میرسم و حال خوب اصلا در گروی چه چیزی میباشد؟ مطمئنا به شما خواهند گفت که چگونه فرمانبرداری کنید تا فرمانده وجود خودتان بشوید. برای هیچ کسی و هیچ ساختاری فرمانبرداری نکنید. بلکه به خاطر خودتان فرمانبرداری کنید،تا حالتان خوب شود. اگر سیدی مینویسید نه به خاطر این است که مجبور هستید، بلکه برای این است که حالتان خوب شود، شاید اوایل ذهنتان مقاومت کند ولی اثر سیدی نوشتن را خواهید دید. اگر راهنما از شما کاری را میخواهد حتما انجام بدهید، نه به خاطر این که راهنماست و زورش میرسد که این حرف را میزند.

نه، این طور نیست، شما انجام بدهید مطمئنا تاثیرش را خواهید دید و حالتان خوب خواهد شد. همهی انسانها اینگونه هستند که وقتی میخواهند یک تغییراتی در زندگی خودشان بوجود بیاورند ذهنشان بینهایت مقاومت میکند. ولی اگر از سد مقاومت ذهنی عبور کنید بدون شک به آرامش خواهید رسید. به نظر من در این ده ماه سفر صرف این که فقط بیایید و بروید هیچ معجزهای و هیچ درمانی اتفاق نمیافتد، درمان زمانی اتفاق میافتد که شما بیهوده و بیخودی روی این صندلی ننشسته باشید، بلکه برای یک هدفی نشسته باشید. از این که به صحبتهای من توجه نمودید از همهی شما ممنونم.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
527