جلسه ششم از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئینزهرا، با استادی مسافر راهنما رضا، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" یکشنبه 15 شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
.jpeg)
به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه: از فرمانبرداری تا فرماندهی
سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر، ابتدا از نگهبان و دبیر محترم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم.
این دستور جلسه، دستور جلسهای خاص است؛ چرا که راهنمایان میخواهند مفهوم «فرمانبرداری» را به ما یادآوری کنند تا بتوانیم در نهایت، «فرماندهی جسم» خود را به دست بگیریم. جناب مهندس دژاکام، جسم انسان را به یک خانه، شهر یا کشور تشبیه میکنند که حاکم آن خودِ انسان است.
یک فرد سالم، پادشاهِ جسم خویش است؛ فرمانی که عقل صادر میکند، بهراحتی اجرا میشود و او از اجرای این فرمانها لذت میبرد. جسم ما شامل دو بخش صور پنهان و آشکار است. در وجود انسان نیروی قدرتمندی نهفته است که وقتی عقل فرمانی صادر میکند، بهراحتی قابلیت اجرا دارد و یک فرد سالم، تمامی امور خود را بدون مشکل به انجام میرساند.
افرادی که از سلامت کامل برخوردارند، سیستم ایکسشان سالم است و تخریب نشده؛ بنابراین بدن آنها مواد حیاتی و طبیعی را بهدرستی تولید میکند. با تولید این مواد درونی، انسان حس و حال خوبی را تجربه کرده و دستورات عقل را بهسادگی اجرا میکند. چنین انسانهایی زندگی بسیار منظمی دارند.
.jpeg)
اما در مقابل، یک فرد مصرفکننده با استفاده از مواد مخدر، باعث شده است که این مواد بیرونی جایگزین مواد درونی بدن شوند؛ بهطوری که دیگر تولیدات طبیعی متوقف میشود و شخص به مواد بیرونی وابستگی پیدا میکند. در این مرحله، عقل دیگر تصمیمگیرنده نیست؛ عقل فرمان صادر میکند، اما چون اطلاعات نادرست است، فرمانها به درستی اجرا نمی شوند.
شخص برای انجام کوچکترین کارها، مجبور است مواد مورد نیاز بدنش را از بیرون تأمین کند. در حقیقت، اختیار و فرماندهی جسم از دست او خارج شده و به مواد مخدر سپرده میشود. مواد مخدر است که زندگی او را مدیریت میکند؛ برای مثال، فرد ممکن است بخواهد صبح زود بیدار شود، اما این مواد هستند که اجازه یا دستور آن را صادر میکنند. بسیاری از امور زندگی فرد به همین دلیل، بهدرستی انجام نمیشود.
اما چگونه میتوان دوباره سلامتی را به دست آورد؟ پاسخ در «اطاعت و فرمانبرداری از راهنما» نهفته است. به همین دلیل است که راهنما بارها به رهجو میگوید: «سرِ خودت را با سرِ راهنما عوض کن.» دلیل آن این است که در مسیر فرمانبرداری، «چرا» وجود ندارد؛ فرمانبرداری در این جایگاه مطلق است. وقتی راهنما حکمی صادر میکند، این حکم قبلاً برای خودِ او صادر و اجرا شده است.
اگر من فرمانبرداری نمیکردم، هرگز این جایگاه را تجربه نمیکردم. بزرگترین فرمانده ما، جناب مهندس دژاکام هستند؛ ایشان کاری را که خود انجام نداده باشند، به دیگران توصیه نمیکنند. برای مثال، مواد خود را درمان کردند و سپس راه آن را در اختیار دیگران گذاشتند. یا در مورد سیگار، تا زمانی که آن را درمان نکردند، کسی را تشویق به درمان سیگار نکردند، اما وقتی خودشان به درمان رسیدند، راه را برای دیگران باز کردند.
راهنمایان کنگره ۶۰ بهترین فرماندهان این مسیر هستند. اگر میخواهی در آینده فرماندهی جسمت را به دست بگیری، بدان که فقط کسانی فرماندهان خوبی میشوند که در سفر اول و دوم، فرمانبرداران خوبی بودهاند. یک راهنما بر اساس تجربه، تفکر و آموزشی که فرا گرفته، فرمان را صادر میکند. پس اگر من فرمانبردار خوبی باشم، باید دستورات راهنما را بدون چون و چرا انجام دهم.
حکمی که راهنما برای من صادر میکند، جز خیر و برکت، چیزی در پی ندارد. زمانی میتوانم ادعا کنم که فرمانده جسم خویش هستم که در آرامش باشم، بتوانم برای خودم تصمیم بگیرم و آن را اجرا کنم. آن زمان است که فرماندهی جسم در اختیار من است؛ چرا که فرمانبرداری در کنگره، یعنی تسلیم شدنِ بی قید و شرط.
تایپ و تنظیم: مسافر محمد لژیون سوم
عکاس: مسافر محمد لژیون سوم
با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
115