دوازدهمین جلسه از دور پنجاهوپنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پارک لاله، به استادی راهنمای محترم مسافر علیاکبر، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر وحید، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، اکبر هستم، یک مسافر.
خوشحالم که سعادت دارم امروز در این جایگاه خدمت کنم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان که بسترساز این بستر هستند، سپاسگزارم و به نگهبان، دبیر و همه خدمتگزاران نمایندگی خدا قوت میگویم. امیدوارم جلسه خوبی مانند همیشه در کنگره ۶۰ داشته باشیم.
در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» مختصر صحبت میکنم و امیدوارم از تجربیات و مشارکت شما نیز بهرهمند شویم.
زمانی که در سفر اول با این دستور جلسه روبهرو شدم، ارتباط آن با درمان اعتیاد برایم روشن نبود. من فقط میخواستم مصرف مواد را کنار بگذارم و نمیفهمیدم پوشیدن پیراهن سفید، نوشتن سیدی، حضور بهموقع در کنگره و انجام این دستورها چه ارتباطی با درمان دارد. تصور میکردم اگر دارو را طبق برنامه مصرف کنم، برای درمان کافی است.
اما بهتدریج که در مسیر آموزش قرار گرفتم، فهمیدم در دوران اعتیاد چه چیزی را از دست دادهام. فرمانده بودن در واقع به معنای داشتن اختیار است. در زمان مصرف، اختیار انسان بهتدریج در اختیار نیروهای تاریکی قرار میگیرد و مواد مخدر ابزاری میشود که انسان را به جاهایی میبرد که شاید در شرایط عادی هرگز به آنجا نمیرفت.
این اتفاق یکباره نیفتاده است. هیچکس از ابتدا با مصرف زیاد و چند نوع ماده شروع نکرد. مصرف از مقدار کم آغاز شد و بهتدریج افزایش پیدا کرد و ظرفیت تخریب نیز بیشتر شد. بنابراین برای برگرداندن این وضعیت هم نمیتوان یکباره به نقطه اول برگشت.
در کنگره یاد میگیریم همانطور که در مسیر اعتیاد ذرهذره فرماندهی خود را از دست دادهایم، در مسیر درمان نیز باید قدمبهقدم آن را به دست بیاوریم. مسیر این تغییر، فرمانبرداری است؛ از همان کارهای سادهای که از روز اول به ما آموزش داده میشود: حضور بهموقع، پوشیدن پیراهن سفید، نوشتن سیدی، مشارکت، اعلام سفر و بهتدریج پذیرفتن مسئولیت و خدمت.
این آموزشها شاید در ابتدا برای یک تازهوارد ساده یا حتی بیارتباط با درمان به نظر برسد، اما با قرار گرفتن در فضای کنگره و پذیرش این فرامین، کمکم تغییر در انسان شکل میگیرد و اختیار دوباره به او برمیگردد.
استاد امین نیز در این زمینه نکته مهمی را مطرح میکند و آن این است که برای فرمانبرداری، نباید فرمانده خود را قضاوت کنیم. نزدیکترین فرمانده به یک مسافر، راهنمای اوست. من خودم در مورد راهنمای DST و راهنمای سیگارم این قضاوت را داشتم؛ چون دلیل بعضی دستورها را نمیدانستم، پذیرش آنها برایم سخت بود.
بهتدریج فهمیدم راهنما، مرزبان و دیگر خدمتگزاران در جایگاه خود، در مسیر نجات من از تاریکی قرار دارند. بنابراین باید فرامین را بپذیرم؛ همانطور که نمیتوانم مقدار یا زمان مصرف دارو را خودسرانه تغییر بدهم، نمیتوانم روش درمان را هم مطابق سلیقه خودم انتخاب کنم.
نکته مهم دیگر این است که فرامین را با چه حسی اجرا میکنیم. اگر کاری را فقط از روی اجبار و ناچاری انجام دهیم، بازخورد خوبی نخواهد داشت. باید با حس خوب و با درک اینکه این مسیر برای بازگرداندن اختیار و توانمندی ماست، فرمانبرداری کنیم.
وقت من برای مشارکت به پایان رسید. از مشارکت شما بهرهمند میشویم.

عکس و ضبط: مسافر رضا از نمایندگی امیرکبیر
ویراستار: مسافر امید از نمایندگی ارتش
بارگذاری: مسافر وحید از نمایندگی لوئی پاستور
تهیه شده در گروه مرزبانی سایت پارک لاله
- تعداد بازدید از این مطلب :
84