English Version
This Site Is Available In English

دست یافتن به عقل الزامی است

دست یافتن به عقل الزامی است

جلسه سیزدهم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنما محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه: «وادی ششم و تاثیر آن روی من» شنبه 24 مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱7 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدارو شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم.  دستور جلسه: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم؛ امسال چهارمین سال است که من با این دستور جلسه در این جایگاه می‌نشینم. به خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم که هنوز چیزهایی درون من هست که به فرمان عقل نرسیده است.

مهندس می‌فرماید فرمان عقل یعنی کارهای ساده‌ای که انجام می‌دهیم مثل ظرف شستن، مسواک زدن، آشغال‌ها را سر ساعت بیرون گذاشتن و چیزهای خیلی ساده نه چیزهای خیلی عجیب و غریبی که میگن، مثل قله‌های رفیع انسانیت و غیره.
داشتم با خودم فکر می‌کردم و دیدم که من در بحث مواد مخدر به درمان رسیدم، در مصرف سیگار نیز به درمان رسیدم ولی شاید هنوز در خیلی از مسائل دیگر به فرمان عقل نرسیده باشم، فرمان عقل دارای طیف است؛ در سفر جونز من کمی جلو رفتم اما متاسفانه رها کردم شاید بیرون و در محیط کارم هنوز به فرمان عقل نرسیده باشم شاید در روابطم هنوز به فرمان عقل نرسیده باشم .
عقل کار خودش را انجام می‌دهد جمله ای که گفته شده این است: عقل در تکامل همانند ماشین تابع خود است، عقل مثل یک ماشین است و هر فرمانی که به‌ او داده شود را اجرا می کند حالا آن فرمان اگر از نفس اماره باشد که عموماً هم خواسته‌هایش خوب نیست، باز هم توسط عقل اجرا می شود. البته خواسته‌های خوب هم داریم جناب مهندس تقسیم می کنند و در اینجا می‌گویند نفس، بعد روح و جن.
نفس اماره هم می‌تواند جن باشد و هم روح. خواسته ما درمان است. ما برای درمان اعتیاد خواسته داریم، برای اینکه سیگار را درمان کنیم خواسته داریم برای رفتن به طرف ارزش‌ها خواسته داریم؛ در واقع این رو بیان می‌کند که عقل همانند یک ماشین است.
به قول راهنماییم عقل مثل چرخ‌گوشت است وهرچه بدهیم چرخ می‌کند گوشت بدهیم چرخ می‌کند پیاز بدهیم چرخ می‌کند آهن هم بدهیم شاید چرخ کند اما خود چرخ‌گوشت را خراب می‌کند چون مناسب آن کار نیست.
همانند مواد مخدر، شما اگر به جسم مواد بدهید استفاده می‌کند اما به جسم آسیب می‌زند، در مورد عقل هم همین است بستگی به داده‌هایی دارد که به عقل می‌دهیم ؛ در واقع برمی‌گردد به حس و به قول جناب مهندس که می‌گویند چه چیزی برداشت می‌کنیم.
روح یک خواسته‌ای دارد و جن هم یک خواسته، مثالی که خودم درک کردم این است که همانند یک ماشین که یک راننده و دو سرنشین دارد، یکی می‌گوید این طرف برو و دیگری می‌گوید آن طرف برو یکی می‌گوید سرعتت را زیاد کن و به هیچ چیز توجه نکن دیگری می‌گوید نه اینگونه عمل نکن و یواش برو و راننده باید تصمیم بگیرد که به حرف کدام یک گوش بدهد.
در قدیم تا وادی ششم را عنوان می‌کردند و می‌گفتند اگر کسی تا وادی ششم که فرمان عقل است عمل کند تمام است یعنی وادی اول که تفکر است و تا وادی پنجم که عمل می‌کنیم و وادی ششم که تکمیلش می‌کنیم. وادی هفتم وادی حقیقت، به نوعی ادامه مسیر است این حقیقت را تا وادی ششم اگر منه سفر اولی درست اجرا کنم و هرچه راهنما می‌گوید انجام دهم، راهنما می‌گوید سر وقت دارو بخورم و من سر وقت بخورم، مقداری که می‌گوید را رعایت کنم، می‌گوید سر وقت بیا و من سر وقت بیایم.
جالب این است در بعضی از گروه‌های دیگر که مربوط به ترک اعتیاد است می‌گویند که عقل ما خراب است و رو به زوال رفته‌ایم و یا سلامت عقل دیگر نداریم جناب مهندس کاملاً برعکس می‌گوید که عقل ما کاملاً درست کار می‌کند اما چون حس‌هایمان خراب شده است کارهای اشتباه انجام می‌دهیم.
من خودم زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم تا چند مدت به فرمان‌ها درست عمل نمی‌کردم و یا متوجه نمی‌شدم، خوب البته اوایل سفرم بود و طبیعی هم بود اما وقتی که کارها را طبق فرمان راهنما انجام می‌دهیم گویا عقل کل می‌آید و به عقل جزء غالب می‌شود.
من عقل جزء هستم و زمانی که گوش به فرمان راهنما شدم رها شدم دقیقا در همین رفتار و کرداری که گوش به حرف راهنما دادم رها شدم و هر جا که با حس‌های خراب خودم جلو رفتم با مشکل مواجه شدم و بعد با تزکیه و پالایش راه را ادامه دادم، جناب مهندس می‌گوید هیچ راهی به غیر از تزکیه و پالایش وجود ندارد مثل انرژی درمانی یا مدیتیشن و یا غیره، با هیچ کدام نمی‌شود خوب شد و فقط باید به فرمان عقل رسید و فرمان عقل هم چیزهایی هستند که ما نمی‌دانستیم که اگر می‌دانستیم قطعا معتاد نمی‌شدیم و یا زودتر خوب می‌شدیم بنابراین اینجا باید گوش به فرمان راهنما باشم تا به درمان برسم.
برای بیرون هم قوانینی هستند، در سی‌دی آخر جناب مهندس در مورد شریعت و طریقت سخن می‌گویند که شریعت یعنی قوانین.
دین قوانینی دارد مثل اینکه مشروب نخورید حرام است یا گوشت فلان حیوان را نخورید حرام است منظور از حرام یعنی ضرر دارد مهندس هم می‌گویند هر نوع خمری استفاده کنید به سیستم ایکس شما آسیب میزند و ما هم گفتیم چشم و استفاده نکردیم و به درمان رسیدیم. طریقت هم یعنی عمل کردن یعنی همان وادی ششم و در ادامه‌ی

راه است که به حقیقت می‌رسید یعنی بعد از یک سال که شما شریعت و طریقت کنگره ۶۰ را عمل می‌کنید، حقیقتش این است که به رهایی و به حال خوش می‌رسید و راه دیگری نیست؛ به قول جناب مهندس راه مستقیم یک راه است و بجز این راه، راه دیگری نیست و هر راه دیگری فقط مسیر را طولانی‌تر می‌کند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردین از همه شما سپاسگزارم.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .