واژههای فرمانبرداری و فرماندهی دو کلمه با معناهای متفاوت هستند؛ ولی در عین حال مکمل یکدیگرند. نکته حائز اهمیت این است که در شرایط سخت بپذیریم که از دیگران کمک بگیریم و از نفس اماره خود دوری کنیم. ما در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ آموختیم که هر چیزی یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد.
صور آشکار فرماندهی همان تصور یک فرمانده است با زره جنگی که به سربازان خود دستور میدهد. صور پنهان آن، این است که مغز به دست دستور میدهد که قلم را در دست بگیرد؛ یعنی فرماندهی این جسم در اختیار من است و از من تبعیت میکند. فرمانبرداری کار آسانی نیست و در عمل کار بسیار سختی است؛ ولی برای رسیدن به فرماندهی و حال خوش، باید فرمانبرداری انجام دهم.
فرمانبرداری در اصل پیشنیاز رسیدن به فرماندهی است. به گفته دکتر امین دژاکام فرماندهی یک هدف است و به زبان سادهتر، به ما آموزش میدهد که چگونه بر انجام کارها تسلط داشته باشم. فرماندهی به این معناست که به نیروهای درون و برون خود تسلط کافی داشته باشم و اگر تصمیم به انجام کار یا حرکتی داشتم، بتوانم بهراحتی برای خود و دیگران انجام دهم.
مسئله بسیار مهم این است که موضوع فرماندهی در انسان سالم و بیمار بهخصوص در بیماری اعتیاد با یکدیگر متفاوت است. یک فردی که مصرفکننده است و در تاریکی به سر میبرد فرماندهی آن شخص در اختیار مواد مخدر است و کارهایی که قبلاً میتوانست انجام دهد، دیگر قابل اجرا نیست. یا نمیتواند کار کندیا باید حتماً مواد بیشتری مصرف کند تا بتواند کار انجام دهد.
حتی در بعضی اوقات از یک ماده به ماده دیگری روی میآورد. مثلاً از تریاک به شیره و یا از کرک به شیشه میرود. پس فرد مصرفکننده این جابهجایی مواد را انجام میدهد تا فرماندهی را که قبلاً داشته دوباره به دست بیاورد. فرمانبرداری از نیروهای منفی و قدم گذاشتن در مسیر مصرف مواد مخدر و اعتیاد، ما را به جایی میرساند که فرماندهی خویش را به انسان دادهایم.
اکنون باید مسیر معکوس اجرا شود و برای رسیدن به فرماندهی خویش ابتدا باید از فرمانبرداری شروع کنیم. فرمانبرداری از نیروهای الهی، قدرت مطلق، مربی و راهنمایان، باید فرامین را اجرا کنیم. فرماندهی شهر وجودی و نزدیک شدن به فرمان عقل که شکلگیری آن از درون آغاز میشود؛ بنابراین در عملکرد و وضعیت بیرونی ما خود را به نمایش میگذارد و میتوانیم نتیجه آن را در رفتارها و زندگی بیرون ببینیم.
کسی که فرمانبردار فرامین الهی و فرمانده باکفایتی برای شهر وجودی خود باشد، میتواند برای دیگران نیز فرمانده خوبی باشد. قطعاً یک فرمانده ابتدا یک فرمانبردار بوده است و چون همیشه فرمانده از فرمانبرداری به وجود میآید، این موضوع بسیار اهمیت دارد که از درون و بیرون و برعکس، ابتدا باید فرمانده جسم، جان و صور پنهان خودمان باشیم و در شهر وجودی خودمان به فرماندهی نسبی رسیده باشیم. امیدوارم همه ما انسانها به مرحله فرمان عمل رسیده باشیم و فرمانبردار عقل خود باشیم، نه نفسمان. پس آن کنیم که فرمان است.
منابع: مقالات دیدهبان تحقیقات مسافر خدامی، سی دی فرمانبرداری تا فرماندهی دکتر امین، مطالب سایت
نویسنده: مسافر نیکوتین مائده رهجوی راهنمای ویلیاموایت همسفر فریده (نمایندگی سلمان فارسی)
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر فریده (نمایندگی سلمان فارسی)
ویدایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
42