ششمین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر راهنما مهدی، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.
خدا را شکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر توانستم این جایگاه را تجربه کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم . از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر میکنم؛ چرا که هر چه امروز داریم، از زحمات بیدریغ این خانواده بزرگ است. همچنین از راهنمای محترم خودم، آقا امیرحسین، تشکر میکنم که با صبر و حوصلهای که داشتند، آفتاب دانش را به تاریکیهای درون ما تاباندند تا ما هم به روشنایی و درمان برسیم.
دستور جلسه این هفته ما **«دانایی، دانایی مؤثر و سواد»** است. آقای مهندس در طول سال دستور جلساتی را برنامهریزی و تدوین میکنند که هر کدام بار علمی و اهمیت خاص خودشان را دارند.
برای تعریف دانایی، در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و جزوه جهانبینی استاد امین، تعریفهای زیبایی آمده است . دانایی یعنی **تواناییِ تشخیص ماهیت خواستهها در هر لباس و شکلی** . در جهانبینی، ساختار عقل به صورت یک قلعه تصویرسازی شده است که سربازانی دارد. این سربازان مانند یک فیلتر عمل میکنند؛ یعنی خواستههای نفس (چه معقول و چه نامعقول) را بررسی و فیلتر کرده و سپس دستور را به عقل میرسانند تا فرمان نهایی صادر شود. هر چقدر دانایی ما بیشتر باشد، این فیلتر قویتر عمل میکند و پالایش بهتری انجام میدهد؛ اما کسی که دانایی کمتری دارد، فاقد این قدرت تشخیص است و فریب نیروهای منفی را میخورد.
البته هیچ انسانی نادان مطلق نیست و همه ما تا حدودی از دانایی نسبی برخورداریم. حتی خود من زمانی که مصرفکننده بودم و در مسیر تاریکی اعتیاد قرار داشتم، در حد خودم دانا بودم؛ چرا که همیشه تلاش میکردم بهترین مواد و بهترین راه مصرف را پیدا کنم! اما آن دانایی در مسیر اشتباه و ضدارزشها بود.
مثلث دانایی از سه ضلع **تفکر، تجربه و آموزش** تشکیل شده است. در دانایی عمومی، این مثلث معمولاً مختلفالاضلاع است؛ یعنی میزان تفکر، تجربه یا آموزش ما به یک اندازه رشد نکرده است. اما «دانایی مؤثر» زمانی اتفاق میافتد که یک مثلث متساویالاضلاع در دل دانایی ما شکل بگیرد؛ یعنی هر سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش کاملاً با هم برابر و متقارن رشد کنند . در این مرحله است که ما نهتنها ماهیت خواستهها را تشخیص میدهیم، بلکه میتوانیم به آن عمل کنیم.
برای مثال، همه ما میدانیم پرخوری کار بدی است و لژیون تغذیه سالم (جونز) چقدر مفید است؛ این تشخیص، همان دانایی ماست. اما اگر توانستیم به این دانسته عمل کنیم و پرخوری را کنار بگذاریم، به دانایی مؤثر رسیدهایم. رسیدن به دانایی مؤثر کار سختی نیست و فقط کافی است آن را آرامآرام از کارهای خیلی کوچک و روزمره زندگیمان آغاز کنیم.
ما یک دانایی خاص داریم که تخصص در یک رشته مشخص است، اما کنگره روی «دانایی عام» تمرکز دارد که انسان را به تعادل و آرامش حقیقی میرساند.
موضوع آخر ارتباط این مفاهیم با «سواد» است. سواد صرفاً گرفتن یک مدرک تحصیلی در یک رشته خاص و مهندسی و دکتری نیست. سواد واقعی باید کلی و عام باشد؛ مثل سواد اقتصادی، سواد اجتماعی، سواد خانواده و سواد عاطفی و رابطه. ما در کنگره افراد باسواد و تحصیلکرده زیادی را دیدهایم که در درمان اعتیاد خود درمانده بودند، چون سواد درمان و تعادل را نداشتند. در مقابل، افرادی هم بودند که خواندن و نوشتن بلد نبودند اما با آموزشهای کنگره رها شدند؛ این یعنی سواد واقعی.
سواد به معنی «سیاهی را آباد کردن» است؛ یعنی از دل تاریکیها نور معرفت بیرون کشیدن. الگوی بینقص این موضوع، خودِ جناب مهندس دژاکام هستند که در اوج تاریکی اعتیاد، خودشان را درمان کردند و این سواد و آبادانی را در اختیار تکتک ما قرار دادند. امیدوارم همه ما به این سواد کلی برسیم و بتوانیم آن را از خانواده خودمان شروع کنیم.

در ادامه تصاویر رهایی مسافر ابراهیم با راهنمایی مسافر محمود:


- تعداد بازدید از این مطلب :
153