اولین جلسه از دور سوم لژیون سردار نمایندگی بروجن به استادی مسافر حمزه، نگهبانی مسافر محمد، و دبیری مسافر عباس روز سه شنبه مورخ 10 شهريور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حمزه هستم، یک مسافر.
قبل از هر چیز تشکر میکنم از ایجنت محترم، نگهبان، دبیر و خزانهدار که اجازه دادند خدمت کنم و خیلی خوشحالم که اینجا در شعبه بروجن هستم. یادم میآید اوایل لژیون مالی، چهار نفر بودیم و نيم کیلو شیرینی میگرفتیم و باز هم اضافه میآمد. و امروز خوشحالم، به خاطر اینکه هر شعبهای که در استان میرویم، چقدر حضور فعال دارند. در مورد دانایی و دانایی مؤثر که دستور جلسه زیبایی است، در مورد لژیون سردار. لژیون سردار جای دوستداشتنیای است برای منِ حمزه و از سال ۹۷ حضور دارم و الان که سال ۴۰۵ است، سال قبل یک پهلوانی به نام همسفرم داشتیم، ولی دیدم که بیشتر از اینها من بدهکارم به کنگره و خودم را امسال اعلام کردم؛ که البته این جایگاه یک دانایی لازم دارد که میتوانم بگویم من به آن دانایی نرسیدهام. هم پول به دست آوردن و هم جمع کردن آن کار راحتی نیست، ولی اینجا روال آن کار را به من نشان داد. چون زمانی دو یا سه برابر الان کار میکردم، ولی همیشه گیر هزار تومان بودم. ولی از زمان ورود به کنگره همیشه دلم میخواست سال آینده کمک بیشتری به خودم بکنم. و به همین خاطر وقتی صحبت پنج میلیون بود، من سعی میکردم به دو برابر آن فکر کنم. یا به قول خانم مرجان که میگویند: «از اول سال من یک پسانداز دارم که شاید ۷۰ میلیون یا ۹۰ میلیون است؛ هر چقدر که میشد برای کنگره میدادم.» و مسئله دیگر در مورد دانایی مؤثر، وقتی که من سر کار میرفتم، سعی میکردم تعداد کاری را که انجام میدادم بیشتر کنم. و از چه زمان سرداری، چه الان، وقت پرداخت جیبم به درد میآمد. و این روال همان دانایی مؤثر است که من قدرت بخشش پیدا کردم. و تعهدی که دادهام برایم مهم بوده. و چون مرزبان مالی بودهام و باخبر بودهام که این پولها کجا خرج میشوند. و روزی با یک پراید مدل پایین به کنگره میآمدم و با یک حال خراب که راهنمایی تازهواردین من آقا محمد بودند. و تا چند ماه اول نمیدانستم که کجا هستم و چه کار میکنم. حتی ۱۴ ماه سفر اول را هم متوجه نشدم. اما سفر دوم بود که خیلی چیزها متوجه شدم؛ اینکه به چه علت به کنگره میآیم و کنگره چیست. و از بیشتر شدن شعبهها یا ساختمانهای شعبهها که انجام میشوند، خوشحالم و فرقی نمیکند من در کدام شعبه هستم، چون هدف ما یکی است. و در آخر، شاکر خدا هستم به خاطر کنگره و آموزشهایش. که بعد از ۱۰ سال که اینجا هستم، هر وقت که میخواهم وارد کنگره شوم، از بس که آموزشهایش خوب است و برای من تازگی دارد که انگار روز اول ورود من است. و امیدوارم که در ساختن ساختمانهای کنگره تلاش کنیم. حتی موقع گردش سبد همیشه شرکت کنم. قشنگی لژیون سردار یا گلریزان، آن تفکری است که قبل از آن انجام میدهم. و اگر تعهدی دادیم، باید آن را انجام دهیم. ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

نگارش: مسافر امیرعباس (لژیون یکم)
تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت
عکس: مرزبان خبری مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
124