چهار سال پیش، وقتی که وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم فقط و فقط هدف من درمان نیکوتین و سیگار بود. من معجزه کنگره۶۰ را دیده بودم. زمانی که تصور میکردم مسافر من هرگز نمیتواند از بند اعتیاد رها شود به رهایی رسیده بود. آن زمانی که ایشان در حال سفر بود، هرگز نتوانست مرا قانع کند که به کنگره۶۰ بیایم و همسفر او بشوم؛ زیرا فقط توهم دانایی داشتم و به خیال خود هیچ مشکلی نداشتم، تمام مشکلات را از او میدانستم.
تا اینکه با مصرف سیگار تخریب زیادی به جسم خود وارد کردم. شبها به دلیل تپش قلب شدید از خواب بیدار میشدم و احساس بسیار بدی داشتم. مسافر من توصیه کرد برای درمان به کنگره۶۰ بیایم. آقای مهندس دژاکام در صحبتهایشان میفرمایند: «مشکلات لعنت خداوند نیستند.» و دقیقاً این مشکلات برای من لعنت نبودند؛ بلکه رحمت بودند چراکه باعث شدند من وارد کنگره۶۰ شده و با ورود به لژیون ویلیاموایت رفتهرفته از خواب سنگین بیدار بشوم.
اصل اساسی برای رهایی از نیکوتین بعد از خواست و اراده مسافر، فرمانبردار بودن در لژیون، حضور مستمر و پالایش حسها در این مسیر است. مهمترین چیزی که در این مسیر به من کمک کرد، همزاد پنداری با راهنما بود. هر مشکل و مسئلهای که بیان میشد، راهنما بهخوبی تجربه خودشان را در موردی مشابه در اختیار من و همه دوستان قرار میدادند. بسیاری از سؤالهایی که در ذهن من به وجود میآمد با مشارکت راهنما تقریباً پاسخ داده میشد و گرهای از گرههای ذهنی من باز میشد.
زمانی که در حال سفر ویلیاموایت بودم به اصرار خانواده سفری ترتیب داده شد. وقتی موضوع را با راهنمای خود مطرح کردم ایشان گفتند بهتر است در سفر اول مسافرتهای غیرضروری انجام نشود و تصمیمهای مهم گرفته نشود. اکنون که خود را با دوران سفر مقایسه میکنم، متوجه اهمیت این توصیه میشوم. از قدیم بزرگان میگفتند که عقل سالم در بدن سالم است. در طول سفر ویلیاموایت، جسم من در حال بازسازی بود و نمیتوانستم درست تصمیم بگیرم؛ اما اکنون بعد از چند سال رهایی بهخوبی قدرت تجزیه و تحلیل مسائل مهم را دارم.
همه اینها را مدیون کنگره۶۰، آقای مهندس دژاکام و راهنمای خود هستم. قطع به یقین میتوانم زندگی خود را به دو بخش تقسیم کنم، زندگی من قبل از کنگره۶۰ و زندگی من بعد از کنگره۶۰ و رهایی از بند نیکوتین. به فرمایش دکتر امین دژاکام هر سه ضلع دانایی باید به یک اندازه رشد کند؛ اما متأسفانه من فقط به دنبال آموزش بودم و بقیه اضلاع مثلث دانایی در من رشد نکرده بود. با وارد شدن به لژیون ویلیاموایت، عملی کردن آموزشها و تفکر کردن توانستم در این زمینه به دانایی مؤثر دست پیدا کنم.
امروز وقتی در جمع عزیزان کنگره۶۰ بهعنوان عضو کوچکی ایستادهام، از یک انجماد ذهنی رها شدهام و بر یک عادت غلط و ضد ارزشی پیروز شدهام. در زمان مصرف نیکوتین، سیگار تنها وسیلهای برای آرامش من نبود؛ بلکه پوششی برای پنهان کردن ضعفها، ترسها و تنهاییهای من بود. با مصرف هر نخ سیگار، تکهای از آگاهی خود را قربانی میکردم تا در لحظهای کاذب و بیمعنا آرامش پیدا کنم. در آن زمان میدانستم سیگار مضر است؛ اما این دانستن در من هیچ تغییری ایجاد نمیکرد.
من فقط دارای اطلاعات بودم؛ اما رهایی آغاز یک بیداری بزرگ برای من بود. با رهایی از بند نیکوتین از آن حالت نیمهخواب خارج و با حقیقت خود روبهرو شدم. من با حقیقت ترسهای خود و با حقیقت تنهاییام روبهرو شدم و این همان دانایی است. دانایی در من متولد شد و خود واقعیام را بدون هیچ نقاب دودآلودی شناختم. با کامل کردن سفر نیکوتین و رسیدن به رهایی به دانایی مؤثر دست یافتم.
دانایی مؤثر؛ یعنی وقتی طوفان نیاز به نیکوتین در من به پا میشود، من نه با تکیه بر عادات غلط و ضد ارزشی؛ بلکه با تکیه بر آگاهی و دانایی عملی ایستادگی کنم. یعنی دانش من از رهایی به مهارت زندگی تبدیل شود و من امروز بتوانم با حرکت در این مسیر زیبا دانشمند مسیر خویشتن باشم. از خداوند بزرگ خواستارم کسانی که خواسته قلبی رهایی از بند نیکوتین را دارند به این مسیر و گذرگاه سخت و در عین حال سهل رهنمون سازد.
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر سمیه (نمایندگی شیخ بهایی)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
73