رهجویان راهنما همسفر سعیده از لژیون دوم در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» بیان کردند:
همسفر فتانه:
فرمانده به معنای کسی است که دستور میدهد یا فرمانی را صادر میکند و فرمانبردار کسی است که از دستور اطاعت میکند یا فرمان را به اجرا در میآورد. این فرمان دادن یا فرمانروایی ممکن است در جهت ساختن و یا ساخته شدن باشد و ممکن است در جهت تخریب کردن باشد. پس من باید با تفکر لازم و رسیدن به دانایی بتوانم در جهت درست فرمانبرداری کنم و این میسر نمیشود مگر اینکه، تحت آموزش صحیح در کنار کسی که خودش روزی از یک فرمانده دانا و لایق فرمانبرداری میکرده قرار بگیرم. آن شخص و آن مکان جایی نیست به جز کنگره۶۰ و راهنمایانی که با محبت و صبر خود، راه درست را نشان میدهند و من وظیفه خود میدانم که این آموزشها را گرفته و به آنها عمل کنم. منیت را از خود دور نمایم چرا که منیت باعث میشود در پی فراگیری آموزشها نباشم و فکر کنم که خودم خیلی خوب بلد هستم. همچنین قبول کنم که تمام مشکلات از خود من است و دستورات عقل را به عنوان فرمانده اجرا نمایم، به درستی سیدیها را بنویسم و در کنارش آموزشهایی که داده میشود را به انجام و عمل برسانم. قوانین کنگره را رعایت کرده و ایمان و اعتقاد کامل به راهی که در پیش من نهاده شده داشته باشم تا به فرمان عقل نزدیک شوم و این فرمانبرداری درستی است که با انجام آن انشالله در آینده فرمانده لایقی شوم، زیرا با اجرای فرمانها در کنگره، در جلسات، در لژیون در کنار راهنمای داناست که مرا به جهت راستی، درستی و تکامل پیداکردن میبرد. تا فرمانبرداری درست انجام نشود فرمانده لایقی نتوان شد. خداوند را شکر که مرا در مسیر کنگره و آموزشهای ناب آن قرار داد. امیدوارم که بتوانم فرمانبردار درستی باشم و آموزشها را به طور صحیح فرا بگیرم و با عشق عمل نمایم و آرامآرام فرمانده لایقی برای جسم و روان خود شوم تا بتوانم به انسانهایی که مانند خودم در جهل و نادانی خود فرو رفتهاند یاری برسانم. بسیار سپاسگزارم از جناب مهندس و خانواده ایشان و همچنین از راهنمایان عزیز که همه به نوعی از فرماندهان قابل ستایش و احترام هستند.
همسفر زهره:
فرماندهی امری مهم و یکی از خواستههای انسان است. لازمه یک فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است. با فرمانبرداری از عقل میتوان به فرماندهی آن رسید، این کار آسانی نیست ولی قابل اجراست. من میتوانم با فرمانبرداری عقل از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم تا به کارهای بزرگ برسم مثلاً حضور به موقع در جلسات، خواندن پیام، مشارکت کردن، نوشتن سیدی. زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشم که هدف مشخصی داشته باشم مثلاً وقتی در لژیون به راهنما چشم واقعی میگویم که هدف درمان داشته باشم. برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری یک سری بایدها و نبایدها وجود دارد، بایدها انجام ارزشها و نبایدها انجام ندادن ضدارزشهاست. یکی از مواردی که باعث میشود فرماندهی عقل ضعیف یا متوقف شود، منیت است. منیت نقطه مقابل آموزش است اجازه نمیدهد که دانایی رشد کند، دانایی که متوقف شود نفس اماره فرماندهی را از عقل میگیرد پس انسان برای فرماندهی باید آموزشپذیر باشد. فرماندهی یعنی وادی ششم، یعنی (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.) با فرمانبرداری از عقل میتوانیم به فرماندهی آن برسیم، فقط کافی است که از کارهای کوچک شروع کنیم. فردی که در اعتیاد است، فرماندهی درون خود را از دست داده و اکنون باید با فرمانبرداری از راهنما یا استاد خود از تاریکی بیرون بیاید.
ارسال و ویرایش: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نماینگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
66