دانایی تنها به این معنا نیست که بگوییم: من آدم دانایی هستم؛ پس هر عملی را با شناخت کافی و اطلاعات درست انجام میدهم، نه اینطور نیست. براساس این سیدی، دانایی مؤثر نیز وجود دارد؛ یعنی ممکن است افرادی درباره موضوعی خاص اطلاعات زیادی داشته باشند و حتی بتوانند آن را به راحتی برای دیگران توضیح دهند؛ اما خود آنها نتوانند در زندگی از آن موضوع استفاده کنند. دانایی زمانی مؤثر است که بتوانیم دانستهها، علم و دانش خود را در زندگی اجرا و کاربردی کنیم. این دانایی مؤثر مثلثی با اضلاع تجربه، تفکر و آموزش دارد. کسانی که در کنگره۶۰ مشغول خدمت به دیگر اعضا هستند، این نوع مشکلات مصرفکنندگان را با دل و جان تجربه کردهاند و در زندگی دیدهاند. به همین دلیل است که اکنون میتوانند به راحتی بهعنوان راهنمای تازهواردین یا راهنما به دیگران کمک کنند. یکی از بخشهایی که توجه مرا جلب کرد این بود که گاهی مسافر یا همان مصرفکنندهای که وارد کنگره۶۰ شده است، میگوید: من میخواهم رها شوم و میدانم که در این مسیر میتوانم به رهایی برسم؛ اما نمیتوانم این کار را انجام دهم؛ اگر میدانیم کاری درست است و باید انجامش دهیم؛ اما نمیتوانیم انجامش دهیم؛ باید بررسی کنیم که کدام بخش از دانایی ما هنوز تکمیل نشده است.
به نظر من برای اینکه شخص به رشد برسد و رها شود؛ باید روی هر سه ضلع بهخوبی کار کند. ممکن است فرد تجربه زیادی داشته باشد؛ اما چون آموزش درستی ندیده است، تجربهاش بهتنهایی نمیتواند باعث رشد او شود. برعکس نیز همینطور است؛ ممکن است فردی آموزشهای درست زیادی دیده باشد؛ اما چون آنها را تجربه و اجرا نکرده است، نمیتواند به دانایی مؤثر دست پیدا کند. بخش دیگری که برایم خیلی جالب بود، تکرار آموزشها بود. گاهی وقتی مطلب آموزشی را میشنویم و یاد میگیریم، فکر میکنیم و آن را کاملاً متوجه شدهایم و دیگر نکته جدیدی در آن نیست، در حالی که هنوز در زندگی مشکل داریم. این مشکلات نشانه آن است که هنوز به مفهوم واقعی آن آموزشها دست پیدا نکردهایم و نتوانستهایم آنها را درک کنیم. از آنجا که ما در مسیر یادگیری این آموزشها و در حال تغییر هستیم، تکرار این آموزشها باعث میشود، بعدها با علم و دانش بیشتری که کسب کردهایم از همین آموزشهای تکراری نکات جدیدی دریافت کنیم و چهبسا نوع نگاهمان به این مطالب فرق کند؛ پس نباید از تکرار آموزشها خسته شویم و این فکر که دیگر مطلبی برای آموزش وجود ندارد، اشتباه است.
از این مطلب برداشت کردم که وقتی در زندگی دچار مشکل میشوم، ابتدا به جای مقصر دانستن دیگران و خدا، خودم را بررسی کنم و به درون خودم برگردم؛ زیرا شاید هنوز آموزش لازم را دریافت نکردهام و تجربه کافی ندارم. شاید نیاز است تغییری در خودم ایجاد کنم. هدف در کنگره۶۰ یادگیری و رشد است؛ پس افراد نباید با این ذهنیت وارد شوند که من همهچیز را بلد هستم؛ حتی کسی در جایگاهی است که به دیگران آموزش میدهد؛ باید خود را برای یادگیری آماده کند؛ اگر تغییرات مثبت و واقعی در افراد اتفاق بیفتد، بدون آنکه کاری انجام دهیم بر دیگران تأثیر مثبت میگذاریم. در نهایت برداشت من این است که دانایی مؤثر و واقعی وقتی ارزش دارد که در رفتار و زندگی شخص دیده شود. دانستن و جمعآوری اطلاعات درست به تنهایی کافی نیست؛ باید تفکر کنیم، آموزش ببینیم و آنگاه تجربیات و آموختههای خود را کاربردی و عملی کنیم. به نظر من یکی از نشانههای رشد انسان این است که دانستههایش کمکم در طول زندگی به عمل تبدیل شوند و در زندگیاش اجرا شوند.
منبع: سیدی دانایی موثر
نویسنده: همسفر یگانه رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر خورشید رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
23