اولین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه: «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، مصطفی هستم، یک مسافر.
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که این اجازه را به من داد تا در این مکان قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از نگهبان جلسه و راهنمای محترم، آقای محمد طهماسبی، تشکر میکنم که این اجازه را به من دادند تا در این جلسه خدمت کنم. سال 1394 وقتی اولین بار وارد شعبه عمان سامانی شدم، اولین جملهای که از زبان نگهبان جاری شد، ما را دعوت کرد به چهارده ثانیه سکوت و پناه بردن به خداوند از دست نیرومندترین دشمن خودمان؛ یعنی جهل و نادانی خودمان.
ما در کنگره ۶۰، ۵۲ دستور جلسه داریم که بخش عمده آنها در طول سال در کارگاههای آموزشی مطرح میشوند. این دستور جلسات، خوراک فکری ما هستند و کمک میکنند مسیر رسیدن ما به رهایی و خروج از تاریکی اعتیاد هموار شود.
یکی از این دستور جلسات، «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. من خودم همیشه فکر میکردم آدمهای باسواد هیچوقت دچار اعتیاد نمیشوند. اما یک اتفاق در شعبه عمان سامانی باعث شد نگاه من به مفهوم سواد و دانایی کاملاً تغییر کند. یک استاد دانشگاه به شعبه آمده بود. مشاور از ایشان پرسیده بود: «هر دانشی که دارید و هر سوادی که دارید، آیا توانسته به درمان اعتیاد شما کمک کند؟» ایشان پاسخ مثبتی نداشتند. مشاور به ایشان گفتند که باید این دانستهها را پشت در بگذارند و وارد کنگره شوند. ایشان ناراحت شدند و از کنگره رفتند؛ اما مدتی بعد دوباره برگشتند و در زمان رهایی، از تجربه سفرشان صحبت میکردند. نکته جالب این بود که راهنمای ایشان، دانشجوی خودشان در دانشگاه بود. من همانجا فهمیدم که صرفاً سواد و اطلاعات، لزوماً در مسیر زندگی به انسان کمک نمیکند. سواد بیشتر در حد دانستن است؛ اما دانایی چیزی فراتر از آن است. استاد امین در بحث دانایی اشاره میکنند که ممکن است انسانهایی با استعداد بسیار بالا و توانایی حل پیچیدهترین مسائل وجود داشته باشند، اما از آرامش و تعادل کافی برخوردار نباشند. اینجا بود که مفهوم مثلث دانایی برای من روشنتر شد. در جزوه جهانبینی میخوانیم که «دانایی»، قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی است. اما زمانی که این قدرت تشخیص را به اجرا درمیآوریم، تبدیل به «دانایی مؤثر» میشود. در مسیر رسیدن به دانایی مؤثر، موانعی مثل ترس، جهالت، ناامیدی و منیت وجود دارد. من تا زمانی که نتوانم بر ترسم غلبه کنم، نمیتوانم سیگارم را درمان کنم. اگر بدانم سیگار برایم مضر است، اما همچنان به مصرف آن ادامه بدهم، فقط اطلاعات دارم. زمانی که بتوانم این دانستن را به عمل تبدیل کنم و سیگارم را درمان کنم، آن دانایی تبدیل به دانایی مؤثر شده است. در کنگره ۶۰، ما از طریق آموزش به دانایی میرسیم؛ از طریق دستور جلسات، سیدیها و آموزشهایی که هر هفته دریافت میکنیم. اما سؤال این است که این دانایی چه زمانی مؤثر میشود؟ وقتی من از خودم بپرسم: «چقدر از چیزهایی را که یاد گرفتهام، در زندگیام اجرا کردهام؟» این موضوع دقیقاً به وادی پنجم ارتباط دارد: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، خود را کامل میکند.» یعنی تفکر بهتنهایی کافی نیست. باید حرکت کنیم و آنچه را آموختهایم، به اجرا دربیاوریم. اگر بدانم اعتیاد بد است و هیچ حرکتی برای درمان آن انجام ندهم، این دانستن فایدهای ندارد. اما وقتی وارد کنگره میشوم، آموزش میگیرم، راهنما انتخاب میکنم، در جلسات شرکت میکنم، دستور جلسات را دنبال میکنم و از آموزشها در زندگیام استفاده میکنم، دانایی من کمکم به دانایی مؤثر تبدیل میشود. حتی مشارکت کردن در جلسه میتواند عبور از دیوار ترس باشد. وقتی در خدمت کردن قدم برمیدارم، از منیت عبور میکنم و وقتی با وجود ناامیدی ادامه میدهم، از ناامیدی عبور کردهام. در کنگره همیشه درباره سه ضلع جسم، روان و جهانبینی صحبت میکنیم. جسم با داروی OT، طبق برنامهای که راهنما تعیین میکند، به سمت درمان میرود. جهانبینی هم با آموزشها، سیدیها و دستور جلسات رشد میکند؛ اما ضلع روان هم بسیار مهم است. استاد امین در یکی از آموزشهای مجازی به نکته زیبایی اشاره کردند و گفتند که این آموزشها در دل روان انسان، بدون آموزش و خدمت، مؤثر نمیشوند. خوشا به سعادت مسافرانی که از همان سفر اول خدمت خودشان را آغاز میکنند؛ چون خدمت، یکی از راههای رشد روان و رسیدن به آرامش است. کنگره مسیر را برای ما مشخص کرده است. برای رسیدن به رهایی، جسم، روان و جهانبینی باید در کنار هم رشد کنند. در نهایت، هدف ما فقط قطع مصرف نیست؛ هدف، رسیدن به تعادل و آرامش است. همانطور که همیشه گفته میشود: «درمان فوق ترک است و تعادل، فوق درمان.» و این تعادل زمانی اتفاق میافتد که دانستههای خودمان را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم؛ یعنی آنچه را یاد میگیریم، در زندگی به اجرا دربیاوریم و در جهت آن حرکت کنیم. من در پایان شکرگزار خداوند هستم که مسیر کنگره ۶۰ را برای من باز کرد؛ مسیری که در آن میتوانم آموزش بگیرم، خدمت کنم و دانستههایم را به عمل تبدیل کنم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارش: مسافر احسان (لژیون هشتم)
عکاس: مسافر مسلم (لژیون دوم)
ویرایش و تنظیم خبر: مسافر کرامت
- تعداد بازدید از این مطلب :
154