جلسه ششم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر اصغر با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد» سهشنبه 10 شهریور ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷ آغاز به فعالیت نمود.

خلاصه سخنان استاد:
در کنگره دانایی یک مثلث دارد که دارای سه ضلع است ، تفکر،تجربه و آموزش اگر من آموزش و تفکر داشته باشم ولی آموزش نبینم و تجربیات دیگر هم استفاده نکنم من به آن آگاهی نمیرسم در کنگره یک مثلث هم وجود دارد به نام مثلث جهالت که این متضاد آن مثلث دانایی است که شامل ترس، ناامیدی و منیت است. اگر من بخواهم تفکر کنم و حرکت کنم ترس مانع من شود من نمیتوانم به آن راه ادامه دهم.
درمورد تجربه، من اولین دفعهای که مصرف مواد داشتم با یکی از دوستانی که مصرف کننده بود رفتم مصرف کردم و بعد از سه چهار روز به او گفتم این تریاک چی هست که با اینکه دارای حال بدی بودم با کشیدن یک مقدار از آن حالم خوب شد و او گفت الان حالت طبیعی داری ولی اگر درگیر آن شوی و بخواهی به حالت طبیعی برگردی باید هر روز مصرف کنی تا به حالت طبیعی برسی.
من آن روز تجربه ایشان را نگرفتم و بزرگان میگویند همیشه سعی کنید از تجربه دیگران استفاده کنید نه تجربه دیگران را تجربه کنید و من استفاده نکردم و مصرفکننده شدم و واقعا روزاهایی میشد که باید حتما میآمدم و به سختی برسم به آن مکانی که مصرف میکنم و مصرف کنم تا بتوانم روی پای خود بمانم و به کارهایم برسم .
پس از تجربیات راهنمایمان که در لژیون ما میتوانیم خیلی استفاده کنیم در سیدی وظایف رهجو آقای مهندس میگویند راهنمای شما پزشک نیست، روانشناس یا تراپیست شما نیست ولی وقتی که من وارد سفر که شدم راهنمای محترم به رهجویان میگویند تا میخواهند پله عوض شود از آنها سوال میکنند یکی میگوید من کم خوابم ، یا پاهایم درد میکند و یا اینکه میگویند این مشکل را دارم و از لحاظ روحی بهم ریختهام ببنید چونکه دارای تجربه هستند ، و من مانند بعضی از دوستان مشکل بیخوابی داشتم و با یک راهکار خیلی ساده روی تجربیات خودشان یک راهکار به من دادند و راحت توانستم بخوابم یا آنهایی که مشکلاتی داشتند از لحاظ یبوست راهنما به آنها راهنمایی میکرد و از تجربیات راهنمایمان باید استفاده کنیم. و اگر استفاده نکنیم و نا امیدی سراغ ما بیاید نمیتوانیم تجربه کسب کنیم.
آموزش در کنگره فردی نیست و آموزش جمعی است، اگر کتابی به من بدهد و بگویند خودت برو بخوان یا اینکه بگویم خودم این کتاب را میخوانم و آموزش میبینم این کاری نیست چون برداشتی که من از این کتاب دارم و برداشتی که در کنگره است و راهنما سواد کنگره را دارد آن آموزش غلط به من میرسد ، و به آگاهی نمیرسم ولی وقتی که از تجربیات راهنمایم استفاده کنم به آگاهی میرسم .پس آموزش فردی نیست، حتما احتیاج به یک راهنما و معلم دارد. دانایی موثر، در سفر اول وقتی ما میخواستیم این کنگره را درست کنیم ، دوستانی از کرمان که رها شده بودند به آن آگاهی رسیده بودند به کمک ما آمدند آنجا ما دیدیم یکی داشت جوشکاری میکردیا یکی سرامیککاری میکرد و دست به دست همدیگر همه مجانی و از روی دل کارها را انجام میدادند و به آن دانایی رسیدند، که بتوانند اینجا به آن کار برسند ،که میشود دانایی موثر . من اگر به آن دانایی موثر رسیده باشم در یک حالت اعصبانیت نتوانم خودم را کنترل کنم پس به دانایی نرسیده ام ولی اگر بتوانم خودم را کنترل کنم پس به آن دانایی رسیدهام. سواد، باز هم مهندس در سی دی وظایف رهجو میگوید که شما هر سوادی هر علمی که دارید باید پشت در کنگره بگذارید و بیایید داخل، کسی که پزشک است وکیل است یا .... در هر شغلی و هر علمی که دارد باید بیرون از کنگره بگذارد. ما دوتا سواد داریم یکی عام یکی خاص یکی جراح قلب یا مغز است و آن سوادش در آن اندازه است اگر که تحصیلات دانشگاهی به درد من میخورد معتاد نمیشدم اگر علم آن را داشتم و از بچگی به ما میگفتند که دنبال اعتیاد نروید به درد نمیخورد و یا اینکه درگیر میشوید.چون من علم اعتیاد و کنگره را نداشتم و رفتم و اعتیاد پیدا کردم و سوادی که در کنگره است سواد عام است و ما دانشمندی بزرگوار در کنگره داریم آقای مهندس،خانم شانی دختر ایشان میگفتند که آقای مهندس هم مانند ما است و نمیخواد خیلی آن را مقدسش بکنید و خودشان هم در سی دی هایش میگویند که نمیخواد حتی به من بگویید آقای مهندس بگویید مهندس و واقعا خارج از ایران آن را پرفسور صدا میکنند واقعا علم آن بالاست کسی که اعتیاد را درمان کرد سیگار را درمان کرد و چاقی، اضافه وزن...و حالا دارند روی سرطان و بیماریهای خاص را درمان میکنند و در پایان من از زندگی آموزش گرفتم که زندگی پستی و بلندی دارد یک روز آن همه چی دارم و یک روز از آن چیزی ندارم یک روزهایی چیزهایی دارم نمیتوانم از آنها استفاده کنم و روزهایی است چیزی ندارم و دعا میکنم به آنها برسم. بعضی مواقع تاریخ مصرف چیزهایی که داریم میگذرد و از خداوند میخواهم در حال، زندگی کنیم. خیلی ممنون.

تایپ: مسافر رضا لژیون دوم
عکس: راهنما مسافر محمد
ویرایش و ارسال: مسافر محسن
مسافران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
183