English Version
This Site Is Available In English

دانایی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که به عمل تبدیل شود

دانایی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که به عمل تبدیل شود

دومین جلسه از دور چهل و پنجم کارگاه‌های آموزشی ویژه مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی ایمان با استادی راهنما مسافر فرزاد و نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر میثم با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» در روز چهارشنبه 11 شهریور ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خوشحالم که بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم تا بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم. امیدوارم حال همه عزیزان خوب باشد. در مورد مبحث «دانایی مؤثر» و تأثیر آن بر درمان، که موضوع دستور جلسه است، باید بگویم اهمیت این موضوع بر هیچ‌کس پوشیده نیست. دستور جلسات با دقت انتخاب می‌شوند؛ زیرا در واقع خوراک اصلی من برای درمان و رشد هستند. شاید در ظاهر تصور من این باشد که تنها «اوتی» باعث درمان می‌شود، اما حقیقت این است که مسائل دیگری که شاید در نگاه اول چندان به چشم ما نیایند و راهنما به ما آموزش می‌دهد، تأثیر بسیار زیادی در درمان ما دارند؛ چه در سفر اول برای رسیدن به درمان و چه در سفر دوم، برای اینکه بتوانم خصلت‌ها و خصوصیات بد خود را به صفات خوب تبدیل کنم، خود را تزکیه و پالایش نمایم و در جهت درست، رشد و حرکت کنم.

من با هدف تغییر و رشد وارد کنگره شدم. در ابتدا هدفم مصرف مواد مخدر و رسیدن به درمان بود. در اوایل ورود به کنگره و نشستن در لژیون، راهنما به من آموزش داد که چه کاری درست و چه کاری نادرست است، چه کاری را باید انجام بدهم و چه کاری را نباید انجام بدهم. من با یادگیری و دانشی که از لژیون و راهنمای خود کسب کردم، باید آن دانش را به عمل تبدیل می‌کردم. اگر دانایی داشته باشیم، اما نتوانیم آن را به عمل تبدیل کنیم، هنوز به دانایی مؤثر نرسیده‌ایم. دانایی مؤثر یعنی دانشی که به وسیله آن بتوانم تشخیص بدهم چه چیزی درست و چه چیزی غلط است و سپس آن تشخیص را به عمل تبدیل کنم. من هیچ‌وقت تغییر نخواهم کرد، مگر اینکه به نقطه تشخیص برسم و پس از تشخیص، حرکت کنم. برای مثال، بدانم که اعتیاد خوب نیست، دیر بیدار شدن از خواب درست نیست، باید داروی خود را به‌موقع مصرف کنم و بسیاری از مواردی که شاید در نگاه اول برای من کوچک و کم‌اهمیت به نظر برسند، اما وقتی راهنما آنها را گوشزد می‌کند، متوجه می‌شوم که برای حرکت در مسیر درست، رعایت تمام آنها ضروری است و باید به آنها عمل کنم. من به دلیل تجربیات تلخی که در اثر اشتباه کردن و نداشتن تجربه درست داشتم، متوجه شدم که تنها دانستن کافی نیست و باید دانسته‌هایم را به عمل تبدیل کنم. به همین دلیل، سفر من دوباره تکرار شد.

در مبحث دانایی، سه ضلع وجود دارد: تفکر، تجربه و آموزش. اگر این سه ضلع به صورت متعادل رشد کنند، دانایی مؤثر شکل می‌گیرد. من در کنگره آموزش می‌گیرم و به من گفته می‌شود چه کاری را انجام بدهم و چه کاری را انجام ندهم. در مورد آموزش‌ها تفکر می‌کنم و سپس وارد مرحله تجربه می‌شوم. مشکل من بیشتر در قسمت تجربه بود. یعنی در بسیاری از موارد تشخیص می‌دادم که باید در یک موضوع حرکت خاصی انجام بدهم، اما آن را انجام نمی‌دادم. نداشتن تجربه درست و تکرار نکردن عمل صحیح، پس از مدت‌ها در درون من به شکل یک رفتار درآمد؛ رفتاری که گاهی ناخودآگاه به سمت آن حرکت می‌کردم. در دانایی مؤثر، قوت و قدرتی وجود دارد؛ چراکه دانایی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که به عمل تبدیل شود. از طرف دیگر، اگر دانایی داشته باشم اما به آن عمل نکنم، همین موضوع می‌تواند به راحتی من را در جهت منفی حرکت دهد. در مقابل، اگر دانایی خود را به عمل تبدیل کنم، می‌تواند من را در مسیر مثبت قرار دهد و به مقصد برساند. آن معجزه‌ای که از آن در درمان اعتیاد صحبت می‌شود و شاید در هیچ جای دیگری به آن اعتقاد نداشته باشم، در حقیقت در حرکت خود من نهفته است.

من در یک نقطه تشخیص می‌دهم که یک حرکت درست است و حرکت دیگری نادرست. تشخیص می‌دهم که مصرف مواد مخدر دیگر مسیر درستی برای من نیست. اما اگر نتوانم فرمان راهنمای خود را اجرا کنم، این تشخیص به تنهایی کافی نیست. زمانی که بتوانم فرمان راهنما را اجرا کنم، دانایی من به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود و آن معجزه در همین نقطه اتفاق می‌افتد. من همیشه یک مثال می‌زنم: دانایی من مانند نوشته‌ای روی شن‌های ساحل دریاست؛ نوشته‌ای که با یک موج می‌تواند از بین برود و هیچ اثری از آن باقی نماند. اما وقتی در اثر تمرین و تکرار، در طول زمان، فرمان‌های راهنما را اجرا می‌کنم، این تمرین و تکرار مانند این است که قلم و چکش را در دست خود گرفته‌ام و دانایی را مانند حکاکی روی سنگ، در وجود خود حک می‌کنم. در این صورت، دانایی مؤثر به یک صفت تبدیل می‌شود که آن را با خود حمل می‌کنم و در طول زمان باید مرتباً آن را تمرین و اجرا کنم.

دستور جلسات سال‌هاست که تکرار می‌شوند، اما دلیل این تکرار این است که من بتوانم هر بار چیزی از آنها یاد بگیرم و در زندگی خود به کار ببرم. اگر من تشخیص بدهم که دروغ گفتن کار درستی نیست، اما به خاطر منافع شخصی، پول یا هر دلیل دیگری دروغ بگویم، نه‌تنها هیچ تغییری در من اتفاق نمی‌افتد، بلکه در جهت منفی نیز حرکت می‌کنم. امیدوارم بتوانم از این دستور جلسه و از مبحث دانایی مؤثر به خوبی استفاده کنم و از گذرگاه‌های سخت زندگی عبور کنم. هیچ چیزی نمی‌تواند من را از گذرگاه‌های سخت عبور دهد، مگر حرکت خودم. راهنما زمانی می‌تواند به من کمک کند که وقتی به من می‌گوید: «فلان کارت اشتباه است، آن را انجام نده»، من واقعاً انجام ندهم؛ و وقتی انجام کاری را از من می‌خواهد، آن را انجام بدهم. در غیر این صورت، راهنما به تنهایی نمی‌تواند کاری برای من انجام دهد. در نهایت، این حرکت خود من است که می‌تواند مرا به مقصد برساند و باعث شود آن معجزه اتفاق بیفتد.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید ممنونم

تایپ: مسافر رضا
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی
عکاس خبری: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .