English Version
This Site Is Available In English

داناییِ مؤثر زمانی معنا پیدا می‌کند که به کار آید و اثری ملموس و ماندگار بر جای گذارد

 داناییِ مؤثر زمانی معنا پیدا می‌کند که به کار آید و اثری ملموس و ماندگار بر جای گذارد

هفتمین جلسه از دور شصت و نهم  کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60  ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی راهنمای محترم مسافر علی اکبر، نگهبانی مسافر روزبه و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «سواد، دانایی و دانایی مؤثر » چهارشنبه یازدهم شهریور ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی اکبر هستم یک مسافر

 

 

دستور جلسه سواد، دانایی و دانایی مؤثر است.

از شما سپاسگزارم که فرصت دادید تا در مورد «دانایی» و به ویژه «داناییِ مؤثر» گفتگو کنیم. پیش از هر چیز، لازم است به نقش سواد در این زمینه اشاره کنم. سواد در واقع می‌تواند ابزاری برای احتساب و سنجش باشد؛ به این معنا که وجود سواد به ما امکان می‌دهد مطالب را بهتر درک کنیم و به ژرفای معنا دست یابیم.

از سوی دیگر، سواد نه تنها عاملی برای درک بهتر است، بلکه می‌تواند به عنوان یک بازدارنده نیز عمل کند.

گاهی فردی که در حوزه‌ای دارای مدرک تحصیلی بالایی، همچون دکتری، یا شأن اجتماعی والایی است، ممکن است در برابر پذیرش مطالب جدید و ناآشنا مقاومت کند. دست‌کم آنچه در کنگره شصت مشاهده می‌شود، این است که دشمن اصلی ما، جهل و ناآگاهی است. ما به اینجا می‌آییم تا با کسب آگاهی، از نادانی فاصله گرفته و به دانایی دست یابیم.

باید توجه داشت که «دانایی عام» وجود دارد که عموماً مبتنی بر تجربه و آموزش افراد شکل می‌گیرد؛ اما آنچه در این جلسات با عنوان «داناییِ مؤثر» از آن نام برده می‌شود، نقطه‌ی اوج داناییِ خاص ماست؛

دانایی‌ای که در کنار هم و در تعامل با یکدیگر به کار گرفته می‌شود. این فضا، فضایی برای آموزش، کشف و ارتقاء سطح آگاهی است.

به طور کلی، آموزش‌هایی که در کنگره ارائه می‌شوند، باید جنبه‌ی کاربردی داشته باشند؛ زیرا دانایی زمانی مؤثر واقع می‌شود که به کار آید و نتیجه‌ای ملموس به همراه داشته باشد. داناییِ مؤثر آن است که اثری نیک و برندِ نیشی (یعنی تأثیری ژرف و ماندگار) بر جای گذارد.

در این میان، خودِ دانایی بر سه رکن اساسی استوار است: تجربه، تفکر و آموزش. در حوزه‌ی درمان اعتیاد، داشتن تجربه‌ی زیسته اهمیت فراوانی دارد. کسی که خود با اعتیاد و مواد مخدر آشنا بوده و آن را تجربه کرده است، می‌تواند بهتر با بیمار ارتباط برقرار کند؛ مشروط بر اینکه نگاهش متکی بر علم و تجربه‌ی دقیق باشد. تجربه‌ی شخصی وقتی ارزشمند می‌شود که فرد بتواند بارِ منیّت را کنار بگذارد و بدون پیش‌داوری، به یاری دیگران بشتابد. اگر تجربه‌ای وجود نداشته باشد، نمی‌توان به درستی راهنمایی کرد.

کسی که وارد کنگره می‌شود، ممکن است تصور کند از داناییِ کافی در زمینه‌ی مواد یا درمان برخوردار است؛ در حالی که بسیاری از این دانسته‌ها نه علمی و نه دقیق است. به همین دلیل، جایگاهی با عنوان «راهنما» برای او تعیین شده است. راهنما کسی است که در او اضلاع مثلث دانایی (تجربه، تفکر و آموزش) شکل گرفته و پرورش یافته است. او با تکیه بر این سه رکن، به درجه‌ای از دانایی دست یافته که توانسته است ذره‌ذره، مسیر رشد را طی کند و اکنون می‌تواند به تازه‌واردان کمک کند تا بر تجربه، تفکر و آموزشِ راهنمای خود تکیه زنند و این آموخته‌ها را به دیگران نیز منتقل کنند.

باز هم از وقتی که در اختیار من گذاشتید، سپاسگزارم.

 

عکس و بارگذاری: مسافر کوشیار لژیون نهم

تایپ و ویرایش: مسافر علی لژیون ششم

 

وبلاگ نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .