جلسه سوم از دوره چهل و هفتم جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی راهنمای محترم مسافر حسن نگهبانی موقت مسافر ابوالفضل و دبیری موقت مسافر مهدی با دستور جلسه"دانایی، دانایی موثر و سواد" در روز سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ برگزار شد.
.jpg)
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر؛
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر اجازه داد در جلسات کنگره ۶۰ شرکت کنم و خدمتگزار باشم. هفته دیدهبان را تبریک عرض میکنم، از اسیستانت محترم آقای بهرام سپاسگزارم و از ایجنت محترم شعبه آقای مهران که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. همچنین سپاسگذار نگهبان و دبیر و بچههای لژیون هفتم هستم.
در مورد دستور جلسه امروز وقتی به خودم نگاه میکنم و نگاهی به گذشته خودم میکنم، میبینم چه لطفی شامل حال من شده است و یکی از دستور جلساتی که به جدیت روی من تاثیر گذاشت دستور جلسه: دانایی، دانایی موثر، و سواد است. بیتی از حضرت سعدی است که میفرماید:
توانا بود هرکه دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
وقتی نگاه میکنیم آقای مهندس وقتی ابتدای سی دی میخواهد به ما آموزش بدهد میفرمایند: خواهش میکنم برای رهایی خودمان از دست بزرگترین و نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است به خداوند پناه ببریم. امروز من خیلی به این جمله فکر کردم، آقای مهندس جایی خواهش نمیکند، چون این علم الهی است وآن را میپاشد و هر کس به اندازه سهم خودش از آن برمیدارد و کسانی اینجا میمانند که میخواهند بمانند، اینجا خواهش میکند و میگوید برای رهایی از بزرگترین و نیرومندترین دشمن خودمان، مگر ما داریم دشمنی بزرگتر از جهل و ناآگاهی خودمان، که من حسن را زمین زد و دنیایی برای من درست کرد که جهنم نام داشت. حالا اگر امروز من بخواهم از نیروی نادانی و جهل فاصله بگیرم، باید روی صندلی نشسته باشم. امروز کسانی به اینجا میآیند و به دانایی میرسند که مثلث دانایی را رعایت کنند. تجربه، تفکر، آموزش و همه چیز از درون آموزش بیرون میآید، همه چیز از بینش بیرون میآید، زندگی یک جنگ است، ما باید به کنگره بیاییم و مشق جنگ کنیم ما دیگر فرصت تکرار نداریم و قرار نیست ما همیشه به اینجا بیاییم و درجا بزنیم، من نمیتوانم همیشه یک سفر اولی یک ماه یا دو ماه سفر بمانم، من باید در اینجا خودم را به سلاح علم و دانش تجهیز کنم، اگر بخواهیم زیر چرخ دندههای مشکلات له نشویم و از زندگی بهره ببریم و زندگی را برای خودمان به بهشت تبدیل کنیم باید یاد بگیریم و خودمان را تجهیز کنیم، همینطور سرسری نمیشود، مگر ما چقدر توان داریم که هی برویم گریز بزنیم و دوباره برگردیم. کنگره این اجازه را به ما نمیدهد، من خودم را میگویم سالیان سال تمام دربها را میزدم ولی نشد، قطع مصرف هم کردم به مدت ۷یا ۸ سال ولی باز نشد، که ای کاش آن ۷ یا ۸ سال هم مصرف کننده بودم، چون خیلی به خودم آسیب زدم، من کمک کردن هم بلد نبودم، محبت کردن هم بلد نبودم، الباقی زندگی که دیگر هیچ.
زندگی مشق میخواهد، من فکر نکنم که اگر دیپلم یا فوق دیپلم یا لیسانس هستم سواد دارم، میتوانم زندگی کنم، بعضاً میبینیم که یک کلاس پنجم ابتدایی راهنمای یک دکتر است. پس ما باید به کنگره بیاییم وقت بگذاریم و زحمت بکشیم به قول شاعر نابرده رنج گنج میسر نمیشود.
این کلاسها یکشنبه و سهشنبه ندارد مگر ما زمان مصرف برایمان فرقی میکرد که امروز چند شنبه است، یا مثلاً امروز سهشنبه است مصرف نکنیم، خیر. برای بدبختی خودمان وقت گذاشتیم تا زندگیمان را از دست دادیم. حالا برای به دست آوردن و درست کردن هم باید وقت بگذارم، آموزش بگیرم و درست فکر کنم تا علم در مسیر الهی را یاد بگیرم و به تفکر درستی برسم.
در آخر اینکه اگر میخواهیم یک زندگی راحت داشته باشیم و در صلح و آرامش زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم در کنار ما با آرامش زندگی کنند و از زندگی که داریم لذت ببریم، باید یاد بگیریم و آموزش ببینیم.
واقعا علم کنگره ۶۰ علم شاخهای نیست و علم ریشهای است و در تمام جهات حرکت میکند. تمام مولفههایی که یک انسان باید داشته باشد، در تمام مسیر ما را به تکامل و پختگی میرساند، اگر دانایی ما موثر واقع شود باید آن را آموزش بگیریم و بیرون از این درب آن را اجرا کنیم و دوستان یادگیری و تکامل در مسیر بخشش انجام میشود ولژیون سردار ما را در این راه کمک میکند.
به افتخار خودتان و آقای مهندس کف بزنید و از همه شما سپاسگزارم.
تهیه وتنظیم: مسافر میلاد از لژیون ششم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
139