همسفر اعظم همراه مسافر محمود با آنتیایکس اپیوم، با داروی درمان OT به روش DST با راهنمای مسافر صابر و همسفر اکرم به مدت ۱۱ماه و ۶ روز سفر کردند و اکنون ۵ سال و ۶ماه آزاد و رها هستند، ورزش ایشان در کنگره شطرنج و بدمينتون میباشد. با الطاف الهی همسفر اعظم در حال حاضر در جایگاه نگهبان سایت و نگهبان صوت در حال خدمت میباشند.
.jpg)
گفتو گویی با ایشان انجام دادهایم که تا از تجربیات چندین سال حضور و خدمت در کنگره ایشان استفاده کنیم شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.
چه عواملی باعث افزایش دانایی انسان میشود؟
در کنگره ۶۰، دانایی از تفکر، تجربه و آموزش به دست میآید. انسان با آموزش صحیح، تفکر کردن روی آموختهها و کسب تجربه میتواند دانایی خودش را افزایش دهد. البته فقط جمعآوری اطلاعات کافی نیست؛ باید بتوانیم آموزشها را در زندگی تجربه کنیم و از تجربیات خودمان هم درس بگیریم. به نظرم یکی از مهمترین عوامل رشد دانایی، پذیرش آموزش و خارج شدن از حالت منیت و خودمحوری است.
آیا ممکن است فردی در زمینهای اطلاعات زیادی داشته باشد؛ ولی دانایی او پایین باشد؟
بله. چون اطلاعات با دانایی یکی نیست. ممکن است فردی اطلاعات زیادی درباره یک موضوع داشته باشد؛ اما در زمان تصمیمگیری نتواند از آن اطلاعات استفاده کند. در آموزشهای کنگره، دانایی به معنی توانایی تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباس است؛ بنابراین ممکن است کسی اطلاعات زیادی داشته باشد؛ ولی در شرایط سخت نتواند انتخاب درست انجام دهد، در این صورت اطلاعات او هنوز به دانایی مؤثر تبدیل نشده است.
نقش تفکر، تجربه و آموزش در رسیدن به دانایی مؤثر چیست؟
این سه مورد، مثلث دانایی را تشکیل میدهند و هر سه لازم و مکمل یکدیگرند. آموزش باعث میشود مطالب جدید را یاد بگیریم، تفکر کمک میکند آن آموزش را تجزیه و تحلیل کنیم و تجربه باعث میشود آن را در عمل محک بزنیم.
وقتی این سه در کنار هم قرار بگیرند، دانایی ما از حالت تئوری خارج میشود و میتواند به دانایی مؤثر تبدیل شود، یعنی: بتوانیم در موقعیتهای مختلف، تشخیص و انتخاب درست داشته باشیم.
آیا باسواد بودن بهتنهایی میتواند باعث دانایی و موفقیت باشد؟
خیر. سواد میتواند ابزار بسیار خوبی برای آموزش و کسب اطلاعات باشد؛ اما سواد بهتنهایی دانایی نمیآورد. ممکن است فردی تحصیلات بالایی داشته باشد؛ ولی در زندگی نتواند تصمیمهای درستی بگیرد. از دیدگاه کنگره، برای رسیدن به دانایی؛ باید در کنار آموزش، تفکر و تجربه هم وجود داشته باشد. موفقیت واقعی هم زمانی اتفاق میافتد که انسان بتواند دانستههایش را در زندگی به کار بگیرد.
از نظر شما بزرگترین مانع تبدیل دانایی به دانایی مؤثر چیست؟
به نظر من یکی از بزرگترین موانع، منیت است. وقتی انسان تصور میکند همهچیز را میداند، دیگر پذیرای آموزش نیست. همچنین ترس، ناامیدی و خواستههای نامعقول میتوانند مانع عمل کردن به دانستهها شوند. گاهی میدانیم کاری درست نیست؛ ولی به دلیل اینکه نفس ما آن خواسته را میخواهد، برخلاف دانسته خود عمل میکنیم. بنابراین فقط دانستن کافی نیست؛ باید روی خودمان کار کنیم تا بتوانیم در زمان انتخاب، دانایی خود را به کار بگیریم.
تفاوت دانایی با دانایی مؤثر چیست؟
به زبان ساده، دانایی یعنی بدانم؛ دانایی مؤثر یعنی بتوانم آن دانسته را به کار بگیرم. ممکن است من بدانم صبر کردن بهتر از عجله کردن است؛ اما اگر در اولین شرایط سخت کنترل خودم را از دست بدهم، آن دانایی هنوز در من مؤثر نشده است. در دانایی مؤثر، آموزش و دانستن وارد عمل و زندگی واقعی میشود، یعنی: دانستههای من روی انتخابها، رفتار، روابط و تصمیمهای من تأثیر میگذارد، بنابراین تفاوت اصلی این است که دانایی در مرحله شناخت است، اما دانایی مؤثر در مرحله تشخیص و عملکرد خودش را نشان میدهد.
اگر بخواهید یک پیام کوتاه درباره اهمیت دانایی مؤثر به دیگران بدهید، چه میگویید؟
دانایی زمانی ارزشمند است که بتواند زندگی ما را تغییر دهد؛ دانستن کافی نیست؛ باید بتوانیم دانستههایمان را به عمل تبدیل کنیم.
چرا در کنگره۶۰ دانایی را صرفاً کافی نمیدانیم و بر دانایی مؤثر تأکید داریم؟
چون ممکن است یک انسان اطلاعات و دانش زیادی داشته باشد؛ اما در زمان تصمیمگیری نتواند از آن استفاده کند. در آموزشهای کنگره، دانایی بهتنهایی تضمینکننده عملکرد درست نیست. دانایی مؤثر یعنی: توانایی تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباس. یعنی،: انسان بتواند در موقعیتهای مختلف، خواسته درست را از نادرست تشخیص دهد و انتخاب صحیح داشته باشد. بنابراین هدف فقط افزایش اطلاعات نیست، بلکه تغییر در نگرش، رفتار و عملکرد است.

نقش سواد در کنار دانایی و دانایی مؤثر چیست و چه جایگاهی در زندگی انسان دارد؟
سواد و تحصیلات میتوانند ابزار بسیار خوبی برای کسب اطلاعات و آموزش باشند؛ اما سواد بهتنهایی مساوی با دانایی نیست. ممکن است فردی تحصیلات بالایی داشته باشد؛ ولی در زندگی تصمیمهای درستی نگیرد. از طرف دیگر، ممکن است فردی تحصیلات دانشگاهی زیادی نداشته باشد؛ اما از تجربه و آموزش، دانایی بالایی به دست آورده باشد. به نظر من سواد میتواند ابزار کسب آموزش باشد؛ آموزش در کنار تفکر و تجربه، دانایی را شکل میدهد و زمانی که این دانایی در زندگی به درستی به کار گرفته شود، به دانایی مؤثر نزدیک میشویم.
عشق خدمت در کنگره را در چه چیزی میدانید؟
عشق خدمت را در کمک کردن بدون چشمداشت میدانم؛ اینکه بتوانم بخشی از توان، زمان و تجربه خودم را برای رشد و آرامش دیگران در اختیارشان قرار بدهم. در کنگره خدمت فقط یک مسئولیت نیست؛ بلکه فرصتی برای تزکیه، آموزش گرفتن و رشد خود انسان است. وقتی میبینم خدمتم میتواند حتی یک نفر را یک قدم به حال خوب و رهایی نزدیکتر کند، ارزش واقعی خدمت را بیشتر درک میکنم.
تجربه شخصی خودتان را راجع به این دستور جلسه برای ما بفرمایید؟
تجربه من این است که در گذشته خیلی وقتها فکر میکردم اگر مطلبی را بدانم؛ پس حتماً میتوانم آن را انجام بدهم؛ اما در عمل متوجه شدم بین دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد. آموزشهای کنگره به من کمک کرد که بیشتر روی خودم کار کنم و ببینم آیا چیزی که میگویم واقعاً در رفتارم هم دیده میشود یا نه. به مرور متوجه شدم وقتی آموزش را میگیرم، درباره آن تفکر میکنم و بعد در زندگی تجربهاش میکنم، تغییر واقعی اتفاق میافتد. برای من، دانایی مؤثر یعنی اینکه آموزشها فقط در ذهنم باقی نمانند؛ بلکه در رفتار، انتخابها، ارتباط با خانواده و نوع خدمتم دیده شوند. به همین دلیل این دستور جلسه برای من یادآوری میکند که مسیر رشد، فقط بیشتر دانستن نیست؛ بلکه به دانستهها عمل کردن و تبدیل شدن به انسانی بهتر است.
از همسفر اعظم سپاسگزاریم که وقت خودشان را در اختیار ما گذاشتند.
طراحان سؤال: راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم)، راهنمای تازهواردین همسفر معصومه
مصاحبه کننده: راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
ویرایش: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون اول) دبیر سایت
تنظیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران پروین اعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
20