سالهای زیادی میگذشت که در تاریکیها زندگی میکردم. ترس و ناامیدی در تمام وجودم رسوخ کرده بود؛ چرا و چگونههایی در ذهنم جولان میداد و تمام ذهنم را به هم ریخته بود. خیلی وقتها با وجود سواد و اطلاعاتی که داشتم، باز هم در تصمیمگیریهای ساده زندگی، بر سر دوراهی قرار میگرفتم. اطلاعات و دانستههایم فقط وزنهای بودند که در ذهن داشتم، فقط باری اضافه بودند که با خود حمل میکردم؛ ولی نحوه صحیح استفاده از آن را نمیدانستم. هربار که متوجه مصرف یا ترک مواد مسافرم میشدم دنیایی از چراها و چگونگیها، ذهنم را مثل خوره میخوررد. خیلی به آن فکر میکردم یا از اینترنت جستجو میکردم. جسته گریخته اطلاعاتی را دریافت میکردم؛ اما برایم کافی نبود و همیشه کمبودهایی وجود داشت.
زمانی که مسیر کنگره برای من و مسافرم باز شد، فانوسی برای حرکت از تاریکی به سمت دنیای نور و روشنایی شد. رفتهرفته ترس و ناامیدیها کنار رفتند و هرچه زمان بیشتر میگذشت من بیشتر میفهمیدم که سواد، به تنهایی کافی نیست و انسان دانا، کسی نیست که سواد زیادی دارد؛ بلکه دانا کسی است که از اشتباهات درس بگیرد، تجربه کسب کند، برای آموختن و آموزش گرفتن تلاش کند و منیت را برای آموختن کنار گذارد. تفکر درستی در مورد جهان اطراف و اطرافیان داشته باشد و دانستههایش در رفتار و کردارش دیده شود.
در جزوه جهانبینی از سخنان استاد امین آموزش گرفتم: دانایی وقتی اتفاق میافتد که تفکر، تجربه و آموزش در کنار یکدیگر باشند. در مسیر کنگره آموختم؛ دانایی مؤثر یعنی دانستههایت چراغی باشند نه تنها برای روشن کردن راه خودت؛ بلکه نوری برای روشنتر شدن راه دیگران باشم. از خداوند میخواهم با تفکر، تجربه و آموزش به دانایی برسم و آنچه آموختم را بتوانم در زندگی خود کاربردی و عملی کنم، با دانایی مؤثر به زندگی خود معنا و مفهوم بدهم و آن را زیباتر کنم؛ بنابراین آموختن بدون عمل، مانند کشاورزی است که زمین را شخم میزند؛ اما درون آن بذری نمیکارد. او در حال فعالیت است؛ اما محصولی برداشت نمیکند. من تصور میکنم سواد مانند بذری است و دانایی مؤثر مثل بارانی است که باعث به بار نشستن آن میشود.
وقتی به زندگی خود قبل و بعد از ورود به کنگره فکر میکنم؛ به نظر من سواد آموختن حروف الفبای زندگی است. دانایی قدرت ساختن جملات پر معنا از کنار هم قرار گرفتن حروف و کلمات است. دانایی مؤثر نوشتن داستان زندگی به گونهای است که نه تنها برای خودمان؛ بلکه برای دنیای اطراف و اطرافیان نیز زیبا و راهگشا باشد. خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزار هستم از اینکه اذن ورودم را به کنگره صادر کرد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت آموزشهای ناب کنگره سپاسگزارم. از راهنمای خوبم همسفر زهرا و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ که محیطی آرام و با آرامش را فراهم میکنند هم کمال تشکر را دارم.
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما خانم زهرا (لژیون دوم) رشته ورزشی بدمینتون
رابط خبری: همسفر عصمت مرزبان خبری پارک لاله (هاتف) نجفآباد
ویرایش و ارسال: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم) نمایندگی کوروش آذرپور (رشته ورزشی شنا) دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
120