جلسه دوازدهم از دوره بیست و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودهن به استادی دستیار اسیستانت آموزش همسفر سوگل، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه دانایی ، دانایی موثر و سواد روز سهشنبه ۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
باعث افتخار من است که در جمع شما هستم و از ایجنت همسفر نازنین و از نگهبان و دبیر ایشان و لژیونی که خدمتگزار هستند تشکر میکنم. من به اینجا آمدهام که از شما انرژی دریافت کنم و از شما آموزش بگیرم. اول، هفته دیدهبان را خدمت دیدهبانان کنگره۶۰ تبریک میگویم انشاءالله مستدام باشند. دلیل رشد و حفظ و بقای مجموعه کنگره۶۰ این است که ما در کنار همدیگر هستیم. بنیانهای کنگره و کسانی که زحمت میکشند برای ما، برای این که بتوانیم این کمیت و این کیفیت را به نحوه احسنت حفظ کنیم و همینطور رشد پیدا کنیم و در کنار همدیگر باشیم و به حال خوش برسیم.
خدا را شکر در کنگره متوجه شدیم که درمان فقط در حیطه مسافر من نیست، مسافر من هم جسم او و هم روان او تخریب شده و ما هم جسم و هم روانمان تخریب شده است. حالا ما با افکارمان به جسم خودمان آسیب زدیم؛ اما مسافران با مصرف مواد به خود آسیب زدهاند. به نظر من اگر الان در این دستور جلسه دعوت شدم و دارم از شما آموزش میگیرم همیشه در مشارکتها میگوییم که دستور جلسه و تاثیر آن روی من، مثلاً وادی چهارم و تاثیر آن روی من، باید به این فکر کنم که اگر الان اینجا هستم و درباره دانایی موثر میخواهم یک مشارکتی بکنم چه فایدهای برای من داشته است؟ حتما یک نقطهای بوده که به من اشاره شده است. که من باید یک مقدار فکر کنم. من اگر تمام متون، تمام نوشتارها را حفظ باشم؛ ولی نتوانم آن را عمل بکنم چه فایدهای دارد، این دانایی موثر است.
دانایی موثر به من میگوید تعریف دانایی یعنی چه؟ دانایی یعنی قدرت یا تشخیص ماهیت یک خواسته در هر شکل و هر لباس، خیلی وقتها ما میدانیم این کار بد است؛ ولی دقیقا چه کار میکنیم؟ میرویم گولش میزنیم یعنی همان سربازان دانایی که در کتاب۶۰ درجه و در جزوه جهانبینی هم گفته شده، دچار خطا میشوند و تصمیم اشتباه میگیرند که در غیر این صورت عقل هیچ گاه اشتباه نمیکند. ما همیشه در دعای کنگره میگوییم چه کار کنیم که به فرمان عقل نزدیک شویم. هیچ وقت عقل فرمان اشتباه نمیدهد ولی از روی خالص بودنش میشود گولش زد.و همین طور که خود ما نفس خودمان را گول میزنیم و جهتش را عوض میکنیم و به بیراهه میکشانیم، در صورتی که همه میدانند آن کاری که انجام میدهد اشتباه است حتی اگر در نفس لوامه هم باشد میداند اشتباه است اما انجام میدهد و برای او اهمیتی ندارد و نفس لوامه مرحلهای است که با او کار دارد تا از این مرحله عبور کند.
ولی مسئله این است که من دارم الفبای کنگره ۶۰ را یاد میگیرم و چون تمام اینها را قبلاً خواندهایم حالا چه در دروس دینی و چه در دانشگاه خواندهایم و آشنایی داریم ولی آیا توانستهایم از آن استفاده بکنیم؟ آیا من سوگل از درسی که خواندهام استفاده کردهام؟ نه؛ زمانی میتوانم از آن چیزی که یاد گرفتهام حتی اگر هم خیلی هم کم باشد استفاده بکنم که عملیاش بکنم و میدانم که یک تغییری کردهام، همیشه راهنمای من به من میگفت هر کاری که کردی و یک تغییری کردی یک بار بزن به پشتت بگو باریکلا. یعنی از آن نقاط که تغییر کردیم کوچولو کوچولو بزنیم پشت خودمان و تشکر کنیم که توانستهایم او را تغییر بدهیم. همیشه ما فکر میکنیم نمیشود چیزهای خوب برای بقیه است نه؛ میشود برای ماهم است، قرار نیست یک باره وارد تغییرات بزرگ بشویم
ولی من سوگل کم، کم، کم، کم وارد بشوم من واقعاً به این فکر کردم که خدایا حالا من مثلاً همه اینها را بلد هستم، همه سوالها را بلد هستم، چه کار کردهام آیا استفاده کردهام؟ چه فایدهای برای من داشته است. من همیشه به بچهها میگفتم که بچهها این مسابقه نیست. دارید از مسیر خارج میشوید، همه میگفتند سوال امتحانی بدهید، گفتم مسیرتان دارد تغییر میکند، سوال امتحانی بدهم که شما شال بیاندازید که چه فایدهای داشته باشد.آیا شما توانستهاند حال یک نفر را خوب بکنید؟ یکی با حال خوب برود و اصلا حرف نزنید بنشینید که برای شما حرف بزند، میدانید که چقدر تخلیه میشود. این تراپیهایی که میروند همین است، شخص مینشیند و حرف میزند و میگوید چقدر خوب بود در صورتی که آن مشاور اصلاً هیچ راهنمایی نکرده است ولی همین که نشسته و گوش کرده، با دل و جانش گوش کرده است باعث شد که حال آن شخص را خوب بکند.
پس من باید اول هدف خودم را برای راهنما شدن، برای کسانی که میخواهند راهنما بشوند مشخص بکنم. هدف من چه است؟ راهنمای بیسواد، راهنمایی که نتواند کارش را درست انجام بدهد چه فایدهای دارد. این یک چیزی که من به عنوان سوگل باید بفهمم که من اگر دارم یاد میگیرم، حداقل خدا را شکر توانستهام یاد بگیرم و کم، کم، کم کم تغییر کنم. خب انسان است و ممکن است در خیلی مراحل نتواند ولی باز هم آن تلنگر در من بوجود آمده است.در دین خودمان هم است که روایت داریم تا وقتی که انسان نمیداند گناهکار نیست ولی وقتی دانست گناهکار شناخته میشود. میخواهم بگویم:که سعی کنید که از مسیر کنگره خارج نشوید، از هدف کنگره خارج نشوید. هدف کنگره این است که حال همدیگر را خوب کنیم، حسهایمان را خوب و پالایش بکنیم.
آن فردی که مصرف کننده است انرژیهایش همه منفی شده است. همیشه میگویند همسفر و مسافر با هم وارد کنگره بشوند چرا؟ چون یک موقعی میشود مسافر رشد میکند ولی همسفر پایین مانده، چرا؟ چون مسافر در اینجا آموزش گرفته، وارد دانایی شده و همسفر آموزش نگرفته است. آن موقع باز هم ممکن است خیلی مشکل به وجود بیاید، شاید مسئله مواد مخدر حل شده باشد ولی مشکل در جهان بینیهای آنها به وجود بیاید. پس باید در کنار همدیگر رشد پیدا کنند. اضلاع دانایی موثر هم باید در کنار همدیگر رشد کنند یعنی من نمیتوانم بیایم اینجا یاد بگیرم، یاد بگیرم، ولی هیچ؛ همین. تجربهام را کسب کنم، سر لژیون هم کسب کنم ولی وقتی اجرایی نکنم، چه فایدهای برای من دارد؟ اضلاع آن باید در کنار همدیگر مانند یک مثلث متساوی الضلاع رشد کنند.
مراتب دانایی را وقتی میخوانیم در علم و فلسفه هم بوده است ولی دوتا آن است که واقعاً در دانایی صدق میکند، یعنی مرحله علم الیقین نیست، عین الیقین و حق الیقین است. اکثرا همه را تجربه میکنیم ولی دانایی در علم الیقین به دست نمیآید، زمانی دانایی را به دست میآوریم که ما تجربه را هم به دست آورده باشیم، بعد چه کار میکنیم؟ به فرض مثال یک خانم در کنار مسافر سالیان سال مصرف نکرده ولی زندگی کرده است و سختیهای آن را کشیده این میشود چه؟ میشود علمالیقین، اما باز هم نتوانسته از حال مسافر آگاه بشود.
زمانی که عادت ماهیانه در ما به وجود میآید به خاطر تغییرات هورمونهای ما است و اینها خودش حال ما را خراب میکند. همانطور که آقایان نمیتوانند تجربه کنند. هیچ چیز نمیتواند این حال خرابی ما را درست کند چون قبل از آن، حالتهای روحی و روانی به ما دست میدهد و حال ما بد است. این یک درصد از آن چیزی است که یک مصرف کننده میخواهد مصرف نکند، قطع ناگهانی میکند و مبتلا شده. ما یک مقدار خیلی کوچک را درک میکنیم پس باید در کنار آنها باشیم، رشد کنیم و از آن چیزی که داریم به نحوه احسنت استفاده کنیم. حداقل کم یاد بگیریم ولی پربار یاد بگیریم عملی بکنیم و امیدوارم من سوگل هم بتوانم همین طور در ادامه به این مطالبی که میگویم عمل کنم.
تقدیر و تشکر از خدمتگزاران قبلی پذیرایی و معرفی خدمتگزاران جدید

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر سهراب
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر نسیم ( لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نسبم (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا
- تعداد بازدید از این مطلب :
157