English Version
This Site Is Available In English

اولویت دیده بان خدمت است

اولویت دیده بان خدمت است

جلسه چهارم از دور اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی جواد با استادی دیده بان محترم مسافر مجید و نگهبانی ایجنت محترم مسافر رضا و دبیری ایجنت محترم همسفران همسفر مریم با دستور جلسه (هفته دیده بان) در مورخ دهم شهریور ماه ۴۰۵راس ساعت ۱۶آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از حضور در نمایندگی جواد گلپایگان‌و این جشن هفتگی بسیار خرسندم؛ البته کمبود حضور من در گلپایگان به علت مشغله‌های بسیار بوده است و این به معنای کم‌اهمیتی این شهر نیست، زیرا هم کنگره و هم مسائل دیگر برایم اهمیت دارد. من ناسیونالیست نیستم، ولی به گلپایگان حساسیت دارم. رفت‌وآمد من به اصفهان و چهارمحال بیشتر است، چون می‌توانم همزمان به چند شعبه سرکشی کنم؛ ولی آمدن به گلپایگان فقط به همین شهر محدود می‌شد و پس از آن به تهران بازمی‌گشتم. ازاین‌رو دیده‌بانان دیگر از جمله اسیستانت ها زحمت سرکشی را بر عهده می‌گیرند و از تغییرات شعبه آگاه می‌شوند؛ هرچند گزارش‌های ماهانه نیز ما را در جریان می‌گذارند.دلیل امروز من، تبریک به جناب مهندس و خانواده‌شان است؛ ولی جشن فقط تبریک نیست، باید از وظایف راهنما گفت‌وگو کنیم تا تازه‌واردان با ساختار کنگره آشنا شوند. من جایگاه دیده‌بانی را امانتی می‌دانم که از سال ۸۰ به من سپرده شده است. پیش از تأسیس کنگره آقای مهندس همهٔ سیستم‌های امروزی را طراحی کرده بودند و این ساختار حاصل سال‌ها تفکر است. دیده‌بانان مسئولیت‌های گوناگون دارند؛ من دیده‌بان مالی، آقای ترابخانی دیده‌بان راهنما و خانم کماندار دیده‌بان همسفران هستیم. دیده‌بانان قوانین را طراحی می‌کنند، ولی اهرم قانون‌گذاری، شما اعضاو مرزبانان و راهنماها هستید. نقاط ضعف را در همان نمایندگی اصلاح و نقاط قوت را به جلسهٔ دیده‌بانان می‌بریم؛ چه‌بسا قوانین کلی از همین نقاط قوت استخراج شوند؛ همچنین دیده‌بانان موظف‌اند به شهرستان‌های زیرنظر خود سر بزنند.اولویت دیده‌بان، خدمت است؛ هرچند باید میان خدمت، کار و خانواده تعادل برقرار کند. قانون امروز برای آینده وضع می‌شود؛ زیرا آقای مهندس همواره تأکید داشتند که قوانین برای آیندگان نوشته شوند. ایشان بیست سال پیش مسئله‌ای را مطرح کردند که ما چهار سال پیش به آن رسیدیم. روزی فرمودند: نام اینجا را آکادمی بگذارم که همان شعبهٔ سهروردی بود؛ آن زمان دو جلسه در انقلاب و یک جلسه در سهروردی داشتیم و از جمعیت سی‌دو نفره بسیار خوشحالی می‌کردیم. ایشان می‌گفتند روزی شعبه‌هایی خواهیم زد که نمی‌دانیم در کدام نقطه از کشور قرار دارند و هدفی برای بیست سال بعد ترسیم کردند. آقای مهندس هیچ‌گاه چیزی را نگفتند که خود پیشتر اجرا نکرده باشند؛ برای نمونه، بحث سیگار را سال‌ها پیش خودشان قطع کردند.

هدف کنگره ۶۰ از روز اول، رهایی بوده و هرکس در این مسیر حرکت کرده و هرکس نه، خارج شده است. در گذشته نظم کنونی نبود؛ افرادی مثل من، با سقوط آزاد، پس از نه سال و نیم سفر کردند؛ ولی امروز همه قانون مند و هدفمند هستند. اوایل، تنها آقای مهندس، همسرشان و حدود هشت نفر بودند؛ سپس آقای غفور و ..... آمدند. روزی نان نداشتیم و با نخ پنیر نصف می‌کردیم تا به سه نفر کمک کنیم؛ آرزوی اجارهٔ یک اتاق را داشتیم، ولی امروز کلی نمایندگی داریم. اجارهٔ شعبهٔ شفای مشهد ۱۳۰ میلیون و یک شهر هفتاد میلیون تومان است؛ در برج چهار، ۷ میلیارد تومان فقط اجاره پرداخت کردیم. این پول‌ها همه از کمک‌های خود شماست و هیچ‌گاه از بیرون کنگره هزار تومان هم دریافت نکرده‌ایم.

در اصفهان، شخصی زمینی با هزینهٔ ۲۰میلیارد پیشنهاد داد، ولی آقای مهندس فرمودند: «گاوی که علف گدایی بخورد، خوب شخم نمی‌زند»؛ یعنی دست دراز نکردیم، زیرا همه‌چیز گام‌به‌گام نوشته شده است. اگر جلوی کار باز بود، من در اصفهان در یک هفته ۱۰ شعبه می‌زدم، ولی ایشان جلوی گسترش بی‌حساب را گرفتند. قانون امروز برای آینده است؛ سال ۷۹، آزمون کمک راهنمایی با۱۲ شرکت‌کننده شروع شد و آخرین آزمون، ۱۲۸۵۰نفر شرکت کننده داشت؛ یعنی پاسخ قانون سال ۷۹ در سال ۱۴۰۴ داده شد. دیده‌بانان وظیفه دارند عمیق بنگرند؛ من۲۶ سال رهایی و۲۵ سال دیده‌بانی دارم و به‌محض ورود به هر جا، همه‌چیز را بررسی می‌کنم.موفقیت کنگره به خاطر قانون‌مندی و نوشته‌های از پیش طراحی‌شده است. اگر شعبه‌ای خوب کار می‌کند، به خاطر گروه مرزبانی، راهنماها و اعضای خوب آن است. کنگره امروز فاصله‌ای با دیگران چون کرهٔ ماه دارد و این به کمک همهٔ شماست. هفتهٔ گذشته، گلپایگان دو رهایی آورد و یکصد نفر برای آن کار کردند؛۸ هزار خدمتگزار در کشور (آمار پارسال) برای ۱۵۰ تا رهایی در هفته تلاش می‌کنند. در کنگره، «من» معنا ندارد؛ همهٔ ما هستیم. اگر راندمان شما پایین آید، راندمان استان و کنگره پایین می‌آید. امروز من هستم، فردا ممکن است نباشم؛ هرکس وظیفه‌ای دارد و آثار افراد باقی می‌ماند.فردی سیاسی که از حضورش ناراضی بودیم، وقتی کنگره را بستند، بسیار تلاش کرد تا در بیست روز مجوز بگیرد و سپس از دنیا رفت. کار قائم به فرد نیست؛ ۲۰حسابدار در تهران و۱۸۰ مرزبان مالی در نمایندگی‌ها فعالیت می‌کنند. آقای مهندس سیستم را چنان طراحی کرده اند که اگر روزی نباشند، خللی نیافتد. سعی نکنیم به افراد تعصب داشته باشیم؛ کار ما مشارکتی و عمومی است.

تایپ ویرایش مسافر رضا 

تنظیم وارسال مرزبان خبری مسافر نریمان 

مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .