همسفران ورزشکار رشتههای ورزشی تنیس روی میز و دارت از پارک ارغوان نیشابور و ایراندخت شهرکرد در مورد دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد» بیان کردند:
همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) رشته ورزشی تنیس روی میز:
هر انسانی که بیشتر سختی ببیند برای او اتفاقات خوبی میافتد، زیرا در دل سختی بزرگ شده است و باعث میشود نقطه تحمل خود را در هر مسئله بالا ببرد و خود را کنترل کند. وقتی در خانوادهای پیوند محبت باشد و گرهای باز شود انرژی عجیبی دریافت میکند. تنها تفکر کردن در مشکلات کارساز نیست؛ بلکه به دنبال آن باید آموزش و تجربه باشد تا شخص بتواند تجربه کند و بعد از تجربه آموزش ببیند سپس تفکر کند به این سه ضلع مثلث دانایی میگویند. زمانی که عقل به انسان فرمان میدهد آن موقع اگر به دانایی موثر برسد میتواند پیرو فرمان عقل باشد و تصمیم عجولانه نگیرد. دانایی به سواد نیست؛ چون بعضی افراد سواد خیلی زیادی دارند؛ ولی کارهایی میکنند که از عقل به دور است؛ بنابراین رشد و دانایی در هر انسانی یعنی به تعادل و قدرت تشخیص و به تکامل عقل رسیدن است؛ باید سعی کنیم به دانایی برسیم؛ زیرا تعادل در برابری و رشد متقارن نیروها بهوجود میآید. انسان همیشه برعکس عمل میکند. در دانایی هم ضلع ضعیف را پنهان میکنیم؛ به همین دلیل رشد انسان خیلی مواقع سخت میشود، چون تقویت کردن قسمت آسیب دیده، بهسختی صورت میگیرد؛ ولی زمانی که با مقاومت مقابله کند نتیجه درخشان میشود.

همسفر محبوبه رهجوی همسفر صفیه (لژیون اول) نمایندگی عطار نیشابوری (رشته ورزشی دارت):
میزان دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، مانند انسان به لباس پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید. همه ما میتوانیم خوب و بد را از یکدیگر تشخیص بدهیم؛ اما باید بتوانیم زمانی که در موقعیت مشکلات قرار میگیریم، دانایی خودمان را به دانایی موثر تبدیل کنیم. انسان دانا انسانی است که خواستههایش را با تفکر و تعقل انتخاب میکند و به مرحله اجرا درمیآورد. قدیمیها با اینکه سواد زیادی نداشتند، اما انسانهایی آگاه، با کمالات و فهمیده بودند و میدانستند چه موقع باید سخن بگویند و چه موقع باید سکوت کنند. حرفهایشان از روی عقل بوده و رفتار و کردارشان را مدیریت میکردند. سواد نداشتند؛ اما ایمان داشتند. با اخلاق بودند و قضاوت، غیبت و تجسس در زندگی کسی نداشتند. حکم نابهجا صادر نمیکردند. آنها انسانهایی بودند که چندین قرن از رفتنشان میگذرد؛ ولی اسمشان به نیکی یاد میشود. در روزگاران ما تحصیلکردهها زیاد هستند. دکتر، مهندس، معلم؛ اما در زمینه شغلی خودشان مهارت دارند؛ ولی از نظر اخلاق، رفتار و حتی لباس پوشیدنشان اصولی و اجتماعی نیستند. پزشکان قدیمی با اخلاق، با معرفت، خوش سخن و خوش برخورد هستند و در بیشتر زمینهای درمانی مهارت خاصی دارند. برای مریضشان وقت میگذارند. به مریض ارزش میدهند؛ اما حالا هنوز دردت را نصفه برایشان میگویی نسخه مینویسند. جامعه پزشکی شاخهشاخه شده است و برای یک مریضی به ناچار به چند دکتر متخصص باید مراجعه کنید و چه قدر آزمایش و سونوگرافی باید انجام دهید که شاید دردت درمان شود یا نه؛ البته این را هم باید بگویم به قول قدیمیها همه را با یک چوب نباید راند؛ یعنی ممکن است انسان تحصیل کرده همه کمالات را هم داشته باشد. در خانوادهای دیده میشود مادر و پدر سوادی ندارند؛ ولی تربیت، آگاهی و دانایشان آنقدر زیاد است که فرزندانش به بهترین شغل و موفقیت میرسند و برعکس آن هم هست. نتیجه میگیریم اگر انسان به ندای عقلش گوش دهد میتواند بهترین و آگاهترین فرد زندگی خودش و اطرافیانش باشد.
رابطین خبری: همسفر نرگس مرزبان خبری پارک ارغوان نیشابور و همسفر اعظم مرزبان خبری پارک ایراندخت شهرکرد
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر سميه (رشته ورزشی والیبال) نمایندگی دنا شهرضا دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
107