مضمون یا پیام این فایل آموزشی «خوی وحشی» این است که چگونه یک انسانی تلاشهایی که در زندگی انجام میدهد به بار نشسته و به نتیجه میرسد؛ اما در مقابل انسانی دیگر که تلاشهای بسیاری هم داشته و زحمت میکشد، به نتیجهای نمیرسد! درجهان بینی، مقولههای مختلفی مطرح شده که بهعنوان موانع باعث میشوند انسان به خواستههای خود نرسد؛ مثل منیت، شرک، کبر، حرص و ...
طبیعت خیلی الهامبخش است، در این بخش میخواهیم از طبیعت یک مقدار الگو بگیریم؛ در طبیعت ما درختان زیادی میبینیم که همه برای حفظ حیات انسان و تمام موجودات حیاتی هستند. وجود درختان کاملاً ضروری است؛ زیرا مقدار زیادی اکسیژن تولید میکنند و با آن یکلایه حفاظتی درست میکنند تا بازتابشهای خورشید را بتوانند دفع کنند و هرجا پوشش سبز وجود داشته باشد آنجا دمای هوا معتدل است؛ اگر انرژی خورشید به خاک زمین بتابد، مقدار زیادی از انرژی جذب خاک شده و بهسرعت به انرژی حرارتی تبدیل و باعث بالارفتن دمای هوا میشود. بخش زیادی از پوشش سبز در قالب جنگلها است، اگر برگردیم به دههزار سال پیش میبینیم خیلی از خوراکها ومیوههایی که الان ما داریم استفاده میکنیم دههزار سال پیش به این شکل نبودند، اگر هم بودند بهصورت ریز بودند و طعم و مزه خوبی نداشتند.
خیلی از این تنوعها در گیاهان ومیوهها طی همین ۲۰۰ سال به وجود آمده است؛ انسانها با دانشی که داشتند آنها را پرورش دادند؛ یعنی انسانها گیاهان را اهلی کردند، میوههایی که قبلاً جنگلی بودند دو سه تا خاصیت بیشتر نداشتند یا میزان محصولی که درختان تولید میکردند، خیلی کم و طعمش هم قابلاستفاده نبود؛ چرا؟ زیرا آن گیاهان و میوهها بهصورت وحشی بودند و انسان با دانش باغبانی آنها را اهلی کرد.
درگذشته جنگلها بهخاطر اینکه به حیات خودشان ادامه بدهند، بایستی دائماً برای حفظ بقا و نور با سایر گیاهان اطراف میجنگیدند؛ بنابراین آن شکل وحشی آنها کاملاً با آن طبیعت سازگاری داشت؛ اما نتیجهاش این بود که تمام نیروی آن گیاه یا درخت صرف بقا میشد و نمیتوانستند محصول باکیفیت تولید کنند.
زمانی که انسان آمد و درختان را در یک شرایط خاص و با علم کشاورزی پرورش داد، گفت: هر درخت با درخت دیگری باید فاصله مناسب داشته باشد و سایه این درخت مزاحم آن درخت نشود. سایه یک عامل منفی تلقی میشود و آفتاب بهعنوان نور، یک عامل مثبت است. باغی که بافاصله منظم، قالب درست و محاسبات مهندسی انجام بشود، میتواند محصولاتی از بهترین شکل خود تولید کند.
حالا برای انسان هم دقیقاً این قاعده صادق است، به چه صورت؟ ما آن جا باغبان و جنگل را داشتیم؛ اینجا انسان و مربی یا راهنما داریم. انسانی که خوی وحشی دارد برای حفظ و تثبیت خودش دائماً در حال جنگیدن با خود، اطرافیان، جامعه و خانوادهاش است و تمام تمرکز و انرژی خود را دائماً صرف دیگران میکند؛ اما در مقابل انسان دیگری هم وجود دارد که دقیقاً مثل درختی که در باغ زیر نظر باغبان کاشته شده و مشکلی با درختهای اطراف خودش ندارد، تمام تمرکز و انرژیاش بر اساس رشد خود و تولیدش است. اگر انسانها مربی و راهنما داشته باشند میتوانند مثل آن درخت رشد کنند.
رشد درخت با انسان تفاوتهایی دارد؛ یک درخت را بدون مشکل میتوان در باغی پرورش داد؛ اما در مورد انسان اینطور نیست، انسان اول باید با خودش کنار بیاید، یعنی انسان باید اول در درون خودش اهلی شده باشد تا بعد استاد بتواند برای پرورش او کاری انجام بدهد.
بعضی از انسانها خلقوخوی خوبی در ظاهرشان دارند؛ اما بهخاطر این است که کسی متوجه جهنم درونشان نشود، برعکس آدمهای که اهلی هستند ممکن است ظاهر سفت و سختی داشته باشند؛ اما بهخاطر این است که کسی به بهشت درون آنها آسیب نرساند. این دوتا کاملاً با هم متفاوت هستند.
اگر میخواهم بفهمم که آیا من آدم اهلی هستم یا آدم وحشی باید ببینیم که آیا تولید، زایش و خلق دارم یا خیر؟ آیا فقط سخن میگویم، تولیدم چه بوده است؟ یک نفر میبینید ده نوع مدرک دارد؛ اما این مدرکها به چه کاری آمده است؟ آیا استفاده داشته یا نه؟ اگر تولید و ثمرهای داشت میتوان گفت که آدم اهلی است.
انسانی که اهلی باشد با هیچکس کاری ندارد، یعنی ذهن او درگیر قیاس، رقابت و مبارزه نمیشود و اگر کاری هم میکند برای خود کار و لذتبردن از آن است؛ آن زمان امکان ندارد انسان آن فعلی که با عشق انجام میدهد، محکوم به پیروزی نباشد!
منبع: فایل صوتی «خوی وحشی» دکتر امین دژاکام
رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازه واردین همسفر طاهره
ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
150