آقای مهندس در سیدی جاذبه ۲ در مورد حس صحبت کردند و فرمودند: اولین شروع در هر چیزی، حس است که مانند یک گیرنده عمل میکند؛ اگر ما هر حسی به دنیای پیرامون خود داشته باشیم، این حس به خودمان بازتاب میشود، فرقی نمیکند، حس مثبت یا منفی باشد. سالهای اول زندگی به مسافرم اعتماد کامل و حس خوب داشتم و زندگی بر وفق مراد بود تا زمانی که فهمیدم او یک مصرفکننده است و دیگر حس من نسبت به او تغییر کرد. همیشه به دنبال تجسس در امور کارهای او بودم و خشم من روز به روز بیشتر میشد. این کار باعث شد که جن درونی من را به سمت ضدارزشها سوق دهد؛ چون من هیچ اطلاعات و آگاهی در مورد یک مصرفکننده نداشتم و همیشه فکر میکردم، کنار گذاشتن مواد کار سختی است؛ زیرا ذهن او درگیر مواد شده و اولویت او مصرف است. هیچگاه نتوانستم در طول این سالها به کسی بگویم که همسر من یک فرد مصرفکننده بوده است؛ چون آدمی با منیت بالا بودم و همیشه به دنبال سرزنش کردن آدمهای اطرافم بودم.
شعارم این بود که در انتخاب همسر باید دقت داشته باشیم؛ اما این منیت باعث شد که خودم درگیر یک فرد مصرفکننده شوم. همیشه به دنبال آدمهای همحس در زندگیام بودم؛ اما از این طریق به سمت تاریکیها بیشتر حرکت میکردم و مسیر اشتباه را انتخاب مینمودم؛ اما زمانی رسید که اذن ورود من و مسافرم به کنگره۶۰ صادر شد؛ اما من به خاطر منیتی که داشتم، چند سال بعد وارد کنگره۶۰ شدم. تا آن زمان در تاریکیهای خودم غرق شده بودم و دیگر نمیخواستم در این مسیر باشم؛ اما تغییرات و آن حس خوب را در مسافرم دیده بودم و این برایم امیدوارکننده بود. همیشه آدمی بودم که در قبال کارهایی که انجام میدادم، از دیگران توقع داشتم و این کار فقط حس و حال من را خراب میکرد؛ اما در کنگره۶۰ اولین درس بزرگی که یاد گرفتم، بخشیدن بود. بخشیدن توقع من را نسبت به آدمها کم کرد و کمکم حس خوبی گرفتم تا آدمهای اطرافم را بیشتر دوست داشته باشم و پیرامون خود را قشنگتر ببینم.
زمانی که آقای مهندس فرمودند: جهان بر پایهٔ اضداد است، منِ فاطمه تصمیم گرفتم حسهای بدم را کنار بگذارم و به دنبال کسانی باشم که حال دلم را خوب میکنند. به سوی ارزشها حرکت کردم تا جرقهای برای روشن کردن نور درون وجودم باشم. در کنگره۶۰ با کسانی آشنا شدم که با هم همحس بودیم و میتوانستیم همدیگر را درک کنیم. من در آموزشهای کنگره۶۰ توانستم به تکامل برسم و آن عزت نفسی که از دست داده بودم را در جمع این دوستان و با کمک آموزشها بالا ببرم و از بندهای کینه، نفرت، غیبت و ... رها شوم؛ البته برای رهاشدن از این ضدارزشها نیاز به زمان است؛ اما زمانی که از این بندها رها شویم و آموزشها را به خوبی ببینیم، میتوانیم بذرهای خوبی در این دنیا بکاریم و در آخرت با کولهباری از خوبیها وارد شویم؛ زیرا این کار باعث میشود که همیشه به آن آرامش و آسایش دست پیدا کنیم. با کاربردی کردن این آموزشها میتوانیم مسیر زندگی خودمان را تغییر دهیم. تغییر کردن کار بسیار سختی است؛ اما این کار شدنی است؛ فقط باید خواستن را در وجود خود داشته باشیم.
منبع: سیدی جاذبه ۲
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر خورشید رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
42