سیزدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور در روز سهشنبه با استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافرحسین ودبیری مسافر محمد،با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»در تاریخ 1405/06/10 رأس ساعت 17آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام، علیرضا هستم، مسافر.در ابتدا از استاد زرگرانی و مرزبانی تشکر و قدردانی میکنم که یک بار دیگر اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم. شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که چنین حال خوشی را به من عطا کرده و امیدوارم جلسه خوبی داشته باشیم؛ هم از نظر بار معنوی و هم از نظر بار آموزشی. از خداوند میخواهم مطالبی را که در ذهن دارم بتوانم به زبان بیاورم و حق مطلب را ادا کنم.
در مورد دانایی میخواهم از تجربیات خودم صحبت کنم. دوستانی که سیدیهای استاد امین، بهخصوص سیدیهای مربوط به جهانبینی، را شنیدهاند، میدانند که جهانبینی افراد با یکدیگر متفاوت است؛ همانطور که جهانبینی افراد متفاوت است، دانایی آنها نیز با هم فرق میکند.
استاد امین دانایی را در قالب یک مثلث توضیح میدهند: تفکر، آموزش و تجربه. ایشان میگویند که تنها تفکر نمیتواند برای رسیدن به دانایی کافی باشد و این سه ضلع باید در کنار یکدیگر رشد کنند.
ما زمانی فکر میکردیم خیلی چیزها را میدانیم، اما با تجربههایی که در گذشته داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که واقعاً خیلی چیزها را نمیدانستیم. زمانی که با مواد آشنا شدیم، به دلیل همان جهل و ناآگاهی وارد مسیری شدیم که اصلاً نیازی به آن نداشتیم. تقریباً همه مواد را امتحان کردیم و حدود بیستودو سال بهصورت حرفهای مصرفکننده بودیم.
حتی در مورد مصرف کردن هم آموزش درستی نداشتیم. با دوستانمان مصرف میکردیم و فکر میکردیم همین که روش مصرف را بلدیم، یعنی دانایی داریم. اما بعدها متوجه شدیم که این دانایی واقعی نبوده است.
اگر دانایی و آگاهی بیشتری داشتیم، هیچوقت سر از ناکجاآباد درنمیآوردیم. کمکم فهمیدیم چه اشتباهی کردهایم و وارد چه مسیر اشتباهی شدهایم.
بعد متوجه شدم که با تفکر بهتنهایی نمیتوانم مسیرم را اصلاح کنم. باید آموزش میگرفتم، باید سر کلاس مینشستم و چیزهایی را که قبلاً فکر میکردم میدانم، کنار میگذاشتم. وقتی واقعاً چیزی نمیدانیم، باید قبول کنیم که نیاز به آموزش داریم.
آقای مهندس میفرمایند: «با عقابها بپرید و با مگسها نپرید.» یعنی سعی کنیم در کنار کسانی قرار بگیریم که خودشان در مسیر رشد و موفقیت حرکت کردهاند و از تجربههای آنها استفاده کنیم.
در آموزشهای جهانبینی، درباره ساختار عقل و انسان و نیروهایی که انسان با آنها درگیر است، مطالب زیادی یاد میگیریم. یاد میگیریم که انسان گاهی خوب و بد را تشخیص میدهد، اما درگیر نیروهایی میشود که میتوانند او را به سمت ارزشها یا ضد ارزشها ببرند.
گاهی خواستهای که در ذهن ما شکل میگیرد، خواسته عقل نیست و ممکن است خواسته نفس باشد. مسئله مهم این است که بتوانیم ماهیت خواستهها را تشخیص بدهیم.
استاد امین میفرمایند یکی از مشکلات اساسی انسان در همین تشخیص است. وقتی نتوانیم تشخیص بدهیم خواستهای که داریم از کجا میآید، ممکن است بر اساس یک خواسته نفس عمل کنیم، در حالی که تصور میکنیم تصمیم درستی گرفتهایم.
من حدود بیست سال بر اساس خواستههای نفس خودم زندگی کردم و نتیجهاش را هم دیدم. وقتی آموزش بگیریم و از تجربههای خوب دیگران استفاده کنیم، میتوانیم کمکم وارد مسیر درست شویم.
البته حرکت در این مسیر و تغییر کردن آسان نیست، اما غیرممکن هم نیست. خیلیها امروز در کنگره هستند که سالها مصرفکننده بودند و توانستهاند تغییر کنند. وقتی این افراد را میبینیم، متوجه میشویم که آنها الگوهای بسیار خوبی برای ما هستند.
در کنگره یاد گرفتهام که دانایی فقط دانستن نیست؛ یکی از مهمترین بخشهای دانایی، تشخیص درست است. باید بتوانیم ماهیت خواستهها و مسیر درست را تشخیص بدهیم.
امروز خدا را شکر میکنم که به این دانایی رسیدهام که باید مسیرم را تغییر بدهم. در کنگره یاد گرفتم که فقط دانستن کافی نیست؛ باید دانایی به مرحلهای برسد که بتوانم آن را در عمل اجرا کنم. این همان چیزی است که به آن دانایی مؤثر میگوییم.
ممکن است کسی بداند سیگار یا مواد برایش ضرر دارد، اما همچنان مصرف کند. در این حالت، دانایی او فقط در حد «میدانم» باقی مانده است. دانایی مؤثر زمانی است که این دانستن بتواند باعث حرکت و تغییر در رفتار ما شود.
استاد امین همیشه تأکید دارند که تفکر، آموزش و تجربه باید با هم رشد کنند. یکی از ضعفهای من همیشه این بوده که سعی میکردم نقاط ضعفم را بپوشانم و بیشتر روی نقاط قوتم تمرکز کنم.
در حالی که یکی از مهمترین کارها این است که انسان نقاط ضعف خودش را ببیند و روی آنها کار کند.
برای مثال، اگر پرندهای دو بال داشته باشد که یکی بزرگ و دیگری کوچک باشد، نمیتواند درست پرواز کند و تعادل داشته باشد. تفکر، آموزش و تجربه هم باید در کنار یکدیگر و بهصورت متعادل رشد کنند. هرچه دانایی بیشتر شود، تعادل نیز بیشتر میشود.
دانایی الزاماً به معنی سواد و تحصیلات دانشگاهی نیست. ممکن است فردی تحصیلات عالی داشته باشد و حتی استاد دانشگاه باشد، اما در بعضی مسائل زندگی دانایی مؤثر نداشته باشد.
ممکن است یک نفر دانش ساختن یک بمب را داشته باشد، اما دانایی لازم را نداشته باشد که تشخیص دهد ساختن آن بمب در چه شرایطی درست یا غلط است. اینجا تفاوت بین علم و دانایی خودش را نشان میدهد.
علم و دانش به ما میگویند «چگونه» کاری را انجام دهیم، اما دانایی به ما کمک میکند تشخیص دهیم چه کاری را، کجا، چه زمانی و با چه هدفی انجام دهیم.هرچه دانایی ما بیشتر شود، به تعادل نزدیکتر میشویم.
در کنگره آموزشهایی میگیریم که شاید در هیچ جای دیگری نمیتوانستیم آنها را یاد بگیریم. گاهی با خودمان میگوییم ای کاش زودتر با این آموزشها آشنا شده بودیم.
فردا هم، انشاءالله، جشن دیدهبانان را داریم. به نظر من کنگره مکان بسیار مقدسی است؛ مکانی که به انسان سلامتی، آرامش و حال خوش میدهد؛ چیزهایی که با هیچ پولی نمیتوان آنها را خرید.
دیدهبانان افرادی بسیار دلسوز و زحمتکش هستند که با عشق و محبت برای کنگره و برای ما تلاش میکنند. شاید ما بیرون از کنگره نتوانیم عمق این محبت و زحمات را بهدرستی درک کنیم، چون خودمان سالها در تاریکی بودهایم.
مبنای کار ما در کنگره بر اساس عشق و محبت است. انتظار ما نباید این باشد که دیگران بیشتر از این برای ما کاری انجام دهند؛ بلکه باید خودمان بیشتر تغییر کنیم و بیشتر قدردان باشیم.
در جشن دیدهبانان، به نظر من هدف فقط این نیست که هدیهای بدهیم یا کاری انجام دهیم؛ هدف اصلی این است که یاد بگیریم چگونه از انسانی که برای ما خدمت کرده و زحمت کشیده، تشکر و قدردانی کنیم.
خدا را شکر میکنم که دیدهبانان با وجود اینکه هر کدام شرایط و زندگی خودشان را دارند، با دلسوزی و از روی عشق و محبت خدمت میکنند.
آقای مهندس هم هیچ کاری را بدون تفکر انجام نمیدهند. هر دستور جلسهای که در کنگره قرار میگیرد، پشت آن تفکر و هدف مشخصی وجود دارد. خدا را شکر میکنم که در کنگره با یک علم بهروز و پویا روبهرو هستیم که دائماً در حال پیشرفت است.
امیدوارم جشن دیدهبانان، جشن بسیار خوبی باشد و همه ما بتوانیم به نوعی و هر اندازه که در توانمان هست، قدردان باشیم.
هرکس به هر اندازهای که از کنگره برداشت کرده و در زندگیاش از آموزشها استفاده کرده است، به همان اندازه باید سپاسگزار باشد؛ هم از کنگره و هم از خداوند که این مسیر را در برابر ما قرار داده است.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، بسیار ممنون و سپاسگزارم.

(1)(33)(1).gif)
در ادامه جلسه جشن گل نمادین به مناسبت رهایی مسافران راهنمای محترم مسافر محمد و راهنمای محترم مسافر قاسم برگزار گردید


ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
46