هشتمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی راهنمای محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر قدیر و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه "دانایی،دانایی موثر و سواد"روز سهشنبه ۱۴۰۵/۰۶/10ساعت۱۷ آغاز به کار نمود

سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر امیدوارم حال همه شما خوب باشد. در ابتدا از ایجنت، گروه مرزبانی و نگهبان محترم سپاسگزارم که امروز این فرصت را در اختیار من قرار دادند. دستور جلسه امروز ما درباره «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. من معمولاً سخنانم را با یک سؤال آغاز میکنم؛ چه در لژیون و چه در جلساتی که در جایگاه استاد جلسه هستم. امروز از خودم پرسیدم چه سؤالی بپرسم تا نقطه تفکری برای بحث دانایی ایجاد شود. به این نتیجه رسیدم که بپرسم: «چه چیزی باعث میشود یک فرد از خود، خواستهها و زمانش بگذرد تا خدمتگزار دیگران شود؟» ما خدمتگزاران زیادی در شعب داریم؛ از دوستان مرزبان، ایجنت، اوتی (OT)، سایت، صوت و تمام کسانی که در حال حاضر خدمت میکنند. از خدمات کوچک گرفته تا مسئولیتهای بزرگتر مانند راهنما، دیدهبان یا جناب مهندس. به نظر شما چه اتفاقی میافتد که یک نفر از زندگی و خواستههایش میگذرد تا خدمت کند؟ پاسخی که به نظرم منطقی است این است: وقتی «دانایی» در انسان ریشه بدواند، او از بسیاری از تعلقاتش میگذرد. زمانی که انسان به یک جهانبینی یا نقطه تفکر میرسد که در آن دیگران نیز به اندازه خودش مهم هستند، با خود میگوید: «اگر میتوانم به خودم کمک کنم، چرا به دیگران کمک نکنم؟ من نباید فقط به فکر خودم باشم.» بنابراین، پاسخ این است که کسی خدمت میکند که دارای «دانایی مؤثر» باشد. شاید برخی از عزیزان که در ابتدای راه هستند یا هنوز با ساختار کنگره60 و آموزشها آشنا نیستند، بپرسند دانایی چیست؟ ما در کنگره60 آموختهایم که جمعآوری اطلاعات به تنهایی «دانایی» نیست و لزوماً هر کسی که سواد بالایی دارد، دانا نیست. ممکن است من یا هر یک از شما در شغل خود متخصص باشیم و مهارتهایی داشته باشیم که دیگران ندارند، اما سؤال اینجاست: آیا این دانستهها و سواد من، تغییری در وجودم ایجاد کرده است یا خیر؟ به عنوان مثال، من میدانم که خشم و عصبانیت مضر است، اما وقتی فریاد میزنم، دانایی من کجاست؟ میدانیم دروغ گفتن اشتباه است، اما وقتی منافع شخصیمان به خطر میافتد و دروغ میگوییم، دانایی کجاست؟ میدانیم قضاوت کردن نادرست است، اما وقتی پشت سر دیگران صحبت میکنیم، آن دانایی کجا رفته است؟ کنگره تفاوت میان «دانستن» و «توانستن» را بیان میکند. بخش اول دانایی، «دانستن» است و دانایی مؤثر، یعنی «توانستن».

یعنی دانایی در حرفهای ما نیست، بلکه در «انتخابهای ما» تجلی مییابد. کسی که انتخاب میکند خدمت کند، در واقع دانایی را به مرحله کمال رسانده است؛ او آموزش گرفته، تجربه کرده، تفکر نموده و اکنون مسئولیتی را پذیرفته است. وقتی فردی خدمت میکند و احساس شادی و آرامش میکند، متوجه میشود که برای رسیدن به این حال خوب، نیازی به مصرف مواد یا هزینههای تخریبگر نیست. او میبیند که با یک مهمانداری ساده یا چیدن صندلیها، آرامشی مییابد که پیشتر در مواد جستجو میکرد. پس چه کسی خدمت میکند؟ کسی که داناست؛ و چه کسی داناست؟ کسی که آموزش میگیرد، تجربه میکند و به این تفکر میرسد. یکی از این خدمتگزاران، «دیدهبان» است. من معتقدم نباید به دیدهبانی صرفاً به چشم یک جایگاه یا مقام نگاه کنیم؛ بلکه دیدهبان کسی است که مسئولیت خدمت در کنگره60 را پذیرفته است. این پذیرش، حاصل آموزش، تجربه و تفکر است. طبیعتاً این مسئولیت باید با معیاری سنجیده شود و آن معیار، «نتیجه» است. اگر صادقانه نگاه کنیم، کسانی که پس از رهایی به خدمت میپیوندند، خروجی بسیار باکیفیتی دارند. هر کسی را که میبینید، پیشتر درگیر مصرف مواد شدیدی مانند شیشه یا کراک بوده، اما اکنون چهرهای باز، حال خوب و تعادلی در زندگی دارد. این نشان میدهد که خدمت دیدهبانان، مهندسان و راهنماها واقعاً اثرگذار بوده است. اگر امروز سفر دومیها آرامش و تعادل دارند، قطعاً اثر خدمت تکتک ماست.
من عبارت «هفته دیدهبان» را به معنای «هفته دیده شدن خدمت» به کار میبرم. نباید فکر کنیم این هفتهای است که فقط باید پاکت بدهیم؛ بلکه هفتهای است برای تفکر در این مورد که «من چقدر یاد گرفتم؟ این دانایی مؤثر چقدر در من جاری شده و چقدر توانستهام آموزشها را عملی کنم؟» چون دانستن بدون عمل، فایدهای ندارد. به نظر من، هر یک از اعضای کنگره60 باید قدردان زحمات خدمتگزاران باشند. در کنگره60، قدردانی از طریق «پاکت» انجام میشود تا مبنای یکسانی وجود داشته باشد و از تفاوتهای سلیقهای یا مادی جلوگیری شود. نکته مهم این است که تمام فرآیندهای کنگره60 بر اساس تفکر است، نه سلیقه. بنابراین برای جلوگیری از هرگونه سوءتفاهم یا قضاوت، قدردانی را به وسیله پاکت انجام میدهیم. مبلغ داخل پاکت معیار اصلی نیست، بلکه مهم این است که این عمل در شأن خود ما و در شأن آرامشی باشد که در زندگی به دست آوردهایم. سپاسگزاری از دیدهبان، در واقع همان «دیدن دیگران» است که در ابتدای سخنانم به آن اشاره کردم. در پایان، میخواهم بگویم که آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، «دلنوشتهها» هستند. در جشنهای راهنما، دیدهبان یا ایجنت، آن کلامی که با عشق مینویسید بسیار ارزشمند است. من بارها دلنوشتههای زیبایی خواندهام که حتی بدون نام بودند، اما حس عمیقی داشتند؛ جملاتی مثل: «آقای دیدهبان، من خدمتی که تو میکنی را میبینم و قدردان تو هستم» یا «آرامش زندگیام را مدیون تو هستم». دیده شدنِ خدمتگزاران بسیار لذتبخش است. از طرف دیگر، کسی که شرایط مالی دشواری دارد، پاکت خالیاش پذیرفته است، اما کسی که توانایی دارد و پاکت را خالی یا بدون دلنوشته میگذارد، به نظر من در شأن او و شأن «شعبه شفا» نیست. شعبه ما شعبهای است که چندین شعبه دیگر از دل آن افتتاح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهایت، همانطور که این صندلی جایگاهی برای نجات و رسیدن به آرامش است، آن پاکت قدردانی نیز جایگاهی است برای شکرگزاری از نعمات و اثبات این مطلب که ما علاوه بر دیدن دیگران، خودمان را نیز یافتهایم و آموزشهای کنگره0 را در عمل پیاده میکنیم. امیدوارم در روزپنجشنبه جشن خوبی داشته باشیم. خواهشمندم به تمام دوستان، بهویژه سفر دومیها اطلاع دهید که با لباس مرتب و لژیون کامل در جلسه حضور یابند تا در شأن خود و شعبهمان باشد. از تمام خدمتگزاران کنگره60 تقدیر و تشکر میکنم. پوزش میطلبم اگر سخنانم طولانی شد. ممنون از توجه شما.
در ادامه رهایی و ورود به سفر دوم مسافرین هادی حجت و مرتض لژیون شانزده با راهنمایی راهنمای محترم، مسافررضا اعلام گردید

با تشکر از لژیون خدمتگزار ( لژیون مرزبانی) و اعضای با محبت نمایندگی شفا که به بهترین نحو همکاری و خدمت نمودند.

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر مصطفی ل۱۹
عکاس: مسافر صابر ل۱۱
تایپ: مسافرین احمد ل۱۱
ارسال خبر: مسافر احمد ل۱۱
- تعداد بازدید از این مطلب :
369