جلسه دوم از دوره سیوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر زینب با دستورجلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
ابتدا از گروه مرزبانی، راهنما همسفر طاهره و راهنما همسفر سحر سپاسگزارم و ماندنم در کنگره۶۰ را مدیون راهنمایان خود هستم و تشکر میکنم که به من اجازه دادند برای دریافت آموزش بیشتر، در این جایگاه قرار بگیرم.
دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»
بسیاری از آموزشهایی که ما در کنگره۶۰ دریافت میکنیم، ازکتاب «عبور از منطقه منطقه۶۰ درجه زیر صفر» است که با تصاویر آشنا میشویم و از طریق تصاویر آموزش میگیریم. در کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» در وادیهای آخر از اضلاع مثلث استفاده شده است. در جزوه جهانبینی ۱ و ۲ نیز دکتر امین از اضلاع مثلث استفاده کردند و با حکایت، تمثیل و داستان به ما آموزش میدهند تا بهتر متوجه شویم.
دستور جلسات کنگره۶۰ بر اساس خواسته و نیاز مسافر و همسفر، بهگونهای برنامهریزی شده است تا بهتر بتوانیم به خواستههایمان، حال خوش و تعادل برسیم. در جزوه جهانبینی ۱ و ۲ از اضلاع مثلث جهالت نام برده شده است؛ ترس، منیت، ناامیدی و اضلاع مثلث دانایی نیز تفکر، تجربه و آموزش میباشد. ما پیش از ورودمان به کنگره در تاریکی بودیم؛ از آنانی که مصرف مسافرشان کم بوده تا آنهایی که مصرف بالایی داشتند. همه ترس داشتیم، ناامید بودیم، اصلاً نمیتوانستیم تفکر کنیم، منیت بالایی داشتیم و اصلاً نمیتوانستیم آموزش بپذیریم و قبول کنیم که مسافرمان مصرفکننده است.
همه ما میدانیم که با چه حالی وارد کنگره۶۰ شدیم. به کنگره آمدیم و بعد از سه جلسه وارد لژیون شدیم. راهنما آموزش میدهد و با مشارکت دوستان، من فاطمه تجربه کسب میکنم. اما تفاوت من فاطمه پیش از کنگره و بعد از کنگره باید چه چیزی باشد؟ قبلاً که آموزش ندیده بودم، حالم بد بود، بلد نبودم با مسافرم، با خانواده و دیگران چگونه برخورد کنم. به هم میریختیم و آن حس بد و آن ناراحتی را به همه انتقال میدادم. از زمانی که به کنگره آمدم، در لژیون راهنما به من آموزش میدهد و من از تجربیات راهنما و همسفران دیگر استفاده میکنم.
اگر مسافر من پله کم میکند و حالش خوب نیست یا چون سفر اول است و هنوز در اوج تاریکی است، من به اینجا آمدهام. آمدهام تا آموزش دریافت کردهام و اگر آموزشهای راهنما و تجربیاتی که دوستان در لژیون گفتند را انجام دادم، نشانه این است که من آموزش دریافت کردهام و تجربهام را در قالب یک آموزش در کنگره عملی میکنم.
زمانی فکر میکنم که آیا این کاری که من الان انجام دادم نسبت به کاری که قبلاً انجام میدادم تفاوت دارد؟ متوجه میشوم تفاوت زیادی دارد. من راهنمایی کردند و دیگر آن بحثها و ناراحتیها را با مسافر خود ندارم. بنابراین من به اینجا آمدهام دانایی کسب کردهام و این دانایی به دانایی مؤثر تبدیل شده است. البته شاید یک سفر اولی یا یک تازهوارد که به تازگی به کنگره آمده است، سیدی «جهانبینی» را گوش نکرده است و با جزوه جهانبینی آشنایی ندارد با خود بگوید که اضلاع مثلث دانایی و مثلث دانایی مؤثر که یکسان است، پس چرا تفاوت دارند؟
بله، در ظاهر یکسان هستند؛ اما مثلث دانایی در حد دانستن است. من میدانم منیت بد است، میدانم ناامیدی بد است، میدانم ترس بد است؛ اما وقتی آموزش بگیرم و از این حیطه خارج شوم و به عمل تبدیلش کنم، اینجاست که میگویم دانایی به دانایی مؤثر تبدیل شده است. درحقیقت، دانایی مؤثر یک مثلث کوچک است که داخل مثلث دانایی قرار میگیرد.
مثلث دانایی بزرگتر است و اضلاعش با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال اگر من سالها به کنگره میآیم، حتی خدمتگزار باشم، آموزش دریافت میکنم؛ اما این آموزشها را عملی نمیکنم و فقط تجربه کسب میکنم. یا فقط فکر میکنم. چگونه پسانداز کنم یا چگونه با مسافرم برخورد کنم. اگر اینگونه پیش بروم اضلاع مثلث دانایی من برابر نیستند؛ اما اگر آموزش و تفکر را به عمل تبدیل کنم، اضلاع با یکدیگر برابر میشوند و رشد میکنند. درنهایت، به یک اندازه فکر میکنم، آموزش میگیرم و به یک اندازه تجربه میکنم و این تجربه را کاربردی میکنم.
قسمت آخر دستورجلسه سواد را بیان میکند. گذشته همیشه پدر و مادرهایمان به ما میگفتند مدرسه بروید تا حداقل سواد خواندن و نوشتن را داشته باشید. سواد به معنی توانایی خواندن و نوشتن است. اما به این معنی نیست که من چون سواد دارم، سطح داناییام بالا است و از پس مشکلات خو برمیآیم. من پیش از کنگره همیشه حسرت دوستانی را میخوردم که باسواد بودند. تصور میکردم اگر به مشکل برخورد کنند، بهواسطه سوادی که دارند از پس مشکلات خود برمیآیند و نمیگذارند به جاهای باریک کشیده شود؛ اما خداوند را شاکرم که با آمدن به کنگره دیدگاهم تغییر کرد. اطرافیان، دوستانمان را میبینیم که دکتر، معلم، مهندس هستند و مدرک تحصیلی بالایی دارد؛ اما با مشکلاتی مانند اعتیاد، مشکلات اقتصادی، ورشکستی و… روبهرو هستند.
بنابراین سواد ربطی به دانایی ندارد. البته سواد خیلی خوب است و باید سطح سواد خود را بالا ببریم. بزرگان قدیمی را دیدهایم که سواد نداشتند، اما بسیار دانا بودند. بنده زمانی که سیدی «آداب معاشرت» را گوش میدهم، میبینم تمام ویژگیهایی که مهندس دژاکام اشاره میکند، پدربزرگ مادری بنده رعایت میکرد و دانا بودند با اینکه سواد نداشتند. بنابراین هشیار باشیم که اگر به کنگره میآییم، آموزش میگیریم، آنها را عملی کنیم تا به تعادل و حال خوش برسیم که دانایی مؤثر یعنی همین.
سیدی «خوشبختی» را که مینوشتم، تصمیم گرفتم با دقت نکات آن را یادداشت کنم و متوجه شدم حتی در یک تا دو دقیقه اول، نکات آموزشی زیادی وجود دارد که من و خیلی از ما رعایت نمیکنیم؛ از شروع کردن با «بسمالله الرحمن الرحیم» و معرفی کردن خودمان در پیامها گرفته تا توجه به چهارده ثانیه سکوت، پناه بردن از جهل و نادانی به خدا و دقت به تاریخ، ساعت و روز تشکیل جلسه. این نکات به ما یادآوری میکند که گاهی به مسائل به ظاهر کوچک توجه نمیکنیم، در حالی که همین مقدمه سیدی که هنوز وارد بحث اصلی نشده، دارای هشت تا ده نکته آموزشی در زمینه آداب معاشرت است.
«اهدا تقدیرنامه لژیون سردار»

«ارائه ۳۰سیدی همسفر نرگس، همسفر پریسا، همسفر زهرا»

«ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر فیروزه، راهنما همسفر آسیه»

«ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر طیبه، راهنما همسفر اکرم»


مرزبانان کشیک: همسفر الهه و مسافر احسان
تایپ: خدمتگزاران سایت
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر میترا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
208