جلسه یازدهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به استادی همسفر اعظم، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» روز دوشنبه 9 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته دانایی، دانایی موثر و سواد است. در حقیقت دستور جلسه به دو بخش تقسیم میشود. همه ما با سواد آشنایی داریم، از همان زمان که به مدرسه رفتیم، آشنا شدیم، خواندن و نوشتن و حفظ کردن را آموختیم. تمامی این موارد را آهسته آهسته آموختیم تا به مدارج بالاتر رسیدیم، مراحلی همانند: دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس، فوق دکتری. همه این موارد بسیار خوب هستند و آقای مهندس بارها در سخنانشان تاکید کردند که علم آموزی داشته باشید، به مدارج بالای علمی برسید و این برای همه ما همسفران و مسافران عالی است؛ حتی آقای مهندس به فرزندان خودشان هم توصیه میکنند که این کار را انجام دهند.
سمت دیگر دستور جلسه دانایی موثر است، اینکه به چه میزان توانستهایم در زندگیمان عملی کنیم و روی دیگران تأثیرگذار باشیم؟ دوربین را سمت خودم میگذارم؛ من لیسانس دارم، کتابهای زیادی مطالعه میکردم، کتابهای انگیزشی؛ از موفقیت گرفته تا شکرگزاری، از اعتماد به نفس، عزت نفس، یک کتابخانه پر از کتاب دارم؛ اما من چه میزان از آنها را روی خود و زندگیام عملی میکردم؟ اعظمی که کتاب عزت نفس میخواند؛ اما در جمع جرات صحبت کردن نداشت. اعظمی که راجعبه اعتماد به نفس کتاب باربارا دی آنجلیس که واقعاً کتابهایش به دل مینشیند؛ شب این کتاب را مطالعه میکردم؛ اما باز صبح حالم بد بود. عبارات تحلیلی را جلوی آینه میایستادم و با خود میگفتم؛ من خودم را دوست دارم، من خودم را دوست دارم؛ اما آیا من واقعاً خودم را دوست داشتم؟ من آنقدر به خود تخریب وارد میکردم، در ناامیدی و غم و غصه بودم که اصلاً اطراف خود را نمیدیدم، شکرگزاری را نیاموخته بودم تنها در زمان تحصیل به من آموخته بودند که نماز بخوانم؛ اما خط در میان نماز میخواندم.
زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم با مفهوم جهانبینی آشنا شدم. در جهانبینی دکتر امین میفرمایند؛ مثلث دانایی (تفکر، تجربه، آموزش) و در مقابل مثلث جهالت (منیت، ترس، ناامیدی) قرار دارد. من اعظم قبل از کنگره۶۰ دقیقاً در همین مثلث جهالت بودم پر از خشم، کینه، ترس، منیت و پر از ناامیدی بودم؛ اما این طرف دستور جلسه را میخواهم بگویم که چه تاثیری روی من داشت؟ این بود که در مقوله ترس حرکت کردم، در ادامه آقای دکتر امین میفرمایند ترس باعث میشود تفکر خورده شود و ما نتوانیم فکر کنیم. من بسیار از مشارکت کردن میترسیدم یعنی در سفر اول رهجویی بودم که ۶ ماه در شعبه فردوسی حضور داشتم؛ اما هرگز مشارکت نکردم، زمانی که سخنان استاد امین در سیدی که اسم آن یادم نیست فرمودند، زمانی که شما میکروفون را در دست میگیرید ضربان قلب شما بالا میرود و نفسهای شما به شمارش میافتد، دقیقاً آن لحظهای است که شما باید مشارکت کنید. من مشارکت کردم، بر ترس خود غلبه کردم، بارها و بارها مشارکت کردم و توانستم این ترس را شکست دهم.
در مقوله منیت من انسانی بودم که بسیار منیت داشت، پر از غرور، خشم و نفرت یعنی پر از منیت، خودخواهی و تنها خودم را دوست داشتم و اطراف خود را نمیدیدم. استاد امین در این زمینه منیت را در مقابل آموزش میگذارند. من حتی زمانی که وارد کنگره۶۰ شده بودم دوست نداشتم از آموزشهای ناب کنگره۶۰ بهرهمند شوم اینقدر منیت در من زیاد بود و با خود میگفتم تا چه زمان میخواهی این مسیر را بروی، تا چه زمان میخواهی به شکست منجر شوی اعظم جان. در ادامه شروع به سیدی نوشتن کردم در سفر اول ۴۰ سیدی نوشتم و چند ماه قبل از اتمام سفر نیز ۳۰ سیدی را هم شروع به نوشتن کردم. آقای مهندس در یکی از سیدیهایشان میفرمایند؛ سیدی نوشتن در صبح باعث مدیتیشن میشود و ذهن ما را آرام میکند و آرام آرام شروع کردم، صبح زود بیدار میشدم و پنج دقیقه، ده دقیقه و الان یک ربع، بیست دقیقه من شروع به سیدی نوشتن میکنم و این باعث شد که مطالب سیدی در من درونی شود و سعی کنم اینها را در زندگی به کار ببرم.
در مقوله ناامیدی، من بارها و بارها اقدام کردم که وزن خود را کاهش دهم. من دیسک کمر، ورم معده، یبوست، زانو درد و اضافه وزن زیادی داشتم؛ اما نمیخواستم قبول کنم و همیشه به این دکتر، این رژیم و این دمنوش را بخورم پایبند بودم و چه آسیبهایی که به جسم خود وارد کردم. زمانی که متوجه شدم جسم خود را باید دوست داشته باشم وارد لژیون تغذیه سالم شدم و این مربوط به زمانی است که دانایی من از آن همه کتابی که مطالعه کردم تبدیل به داناییموثر شد. آقای مهندس در سیدی خوشبختی میفرمایند؛ خوشبختی حسی است که ما در وجودمان داریم و ما را به بهشتی که میخواهیم نزدیک میکند. بدبختی یعنی آن جهنمی که ما در درون خودمان داریم. یعنی چه؟ یعنی خشم، کینه و نفرت است. میخواهم دستور جلسه را به سیدی خوشبختی ربط دهم. من معتقد هستم زمانی که دانایی موثر اتفاق میافتد و دانستههای ما به مرحله عمل برسد و زمانی است که ما فردی مفید شدهایم و در زندگی احساس خوشبختی میکنیم. در زندگی ما نیروهای منفی بسیار تأثیرگذار هستند و نمیگذارند که ما جلو برویم.
تجربهای که در زندگی به دست آوردهام، همه چیز در زندگی با روش DST بسیار خوب اتفاق میافتد. بیت شعری اکنون به ذهنم آمد که میگوید؛ ره رو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود، ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود. امیدوار هستم همه ما بتوانیم دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنیم و در زندگیمان عملی کنیم و احساس خوشبختی داشته باشیم.
تجلیل از راهنما همسفر بهناز

.jpg)
تقدیر از مسئول حضور و غیاب قبلی همسفر عصمت و همسفر زهرا توسط مسئول حضور و غیاب جدید همسفر هلن

تقدیر از مسئول پذیرایی همسفر حلیمه توسط مسئول پذیرایی جدید همسفر اعظم

رهایی 30 سیدی همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهره

رهایی لژیون تغذیه سالم همسفران اعظم رهجویان راهنما همسفر اعظم

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر رضا (ج)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون سوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
111