English Version
This Site Is Available In English

تغییر واقعی یعنی وارد کردن دانسته‌ها به زندگی

تغییر واقعی یعنی وارد کردن دانسته‌ها به زندگی

گاهی به این فکر می‌کنم که ما انسان‌ها چیزهای بسیاری می‌دانیم، اما همواره آن‌گونه که باید از دانسته‌هایمان بهره نمی‌بریم. ممکن است بدانیم چه چیزی درست و چه چیزی اشتباه است اما در لحظه‌ عمل، نتوانیم انتخاب درستی داشته باشیم. به همین دلیل است که در کنگره ۶۰، میان «سواد»، «دانایی» و «دانایی مؤثر» تفاوت نهادینه شده است.

سواد می‌تواند به ما اطلاعات بدهد؛ می‌توانیم کتاب بخوانیم، درس بیاموزیم و مطالب زیادی یاد بگیریم، اما دانایی تنها با زیاد دانستن به دست نمی‌آید. دانایی یعنی بتوانیم آنچه را آموخته‌ایم، در متن زندگی خود به کار بگیریم و به مرحله‌ عمل برسانیم. هرچه بیشتر در کنگره حضور می‌یابم و آموزش می‌بینم، بیشتر متوجه می‌شوم که هنوز به آموزش نیاز دارم. شاید در گذشته گمان می‌کردم وقتی مطلبی را فهمیدم، یادگیری آن موضوع به پایان رسیده است؛ اما امروز می‌بینم که «دانستن» یک موضوع با «توانایی انجام دادن» آن، تفاوت بسیار زیادی دارد.

گاهی در یک جلسه، مطلبی را می‌شنوم که پیش‌تر نیز شنیده‌ام، اما این بار جور دیگری بر من اثر می‌گذارد. شاید دلیلش این باشد که اکنون در مسیر تغییر قرار گرفته‌ام و همان آموزش را از زاویه‌ای دیگر می‌بینم. برای من، این یکی از زیباترین بخش‌های آموزش در کنگره است؛ اینکه یک مطلب تکراری، می‌تواند در هر مرحله از زندگی، معنایی تازه برای انسان داشته باشد. در کنگره آموخته‌ام که دانایی از سه ضلع «تفکر»، «آموزش» و «تجربه» تشکیل شده است. اگر تنها آموزش ببینم اما تفکر نکنم، ممکن است مطالب زیادی یاد بگیرم ولی هیچ تغییری در من ایجاد نشود. اگر فقط تجربه کسب کنم، اما از تجربه‌هایم درس نگیرم ممکن است بارها یک اشتباه را تکرار کنم و اگر فقط تفکر کنم؛ اما آموزش درستی نداشته باشم، احتمالاً برداشت من از مسائل اشتباه خواهد بود.

اما آنچه برای من اهمیت بیشتری دارد، «دانایی مؤثر» است. به باور من، دانایی مؤثر همان نقطه‌ای است که آموزش از ذهن ما خارج شده و وارد زندگی‌مان می‌شود. یعنی اگر درباره‌ «صبر» آموزش دیده‌ام، بتوانم در یک موقعیت سخت، کمی بیشتر صبر کنم. اگر درباره‌ «بخشش و گذشت» یاد گرفته‌ام، بتوانم در زندگی واقعی آن را تجربه نمایم و اگر آموخته‌ام که مسئولیت کارهایم را بپذیرم، در جستجوی مقصر؛ بیرون از خودم نباشم.
‌فکر می‌کنم یکی از نشانه‌های دانایی این است که انسان کم‌کم متوجه نادانی‌های خود بشود. هرچه بیشتر آموزش می‌بینم، بیشتر می‌فهمم که هنوز بسیاری از چیزها را نمی‌دانم و همین موضوع باعث می‌شود احساس کنم هرگز نباید خود را از آموزش بی‌نیاز بدانم.

برای من، آمدن به کنگره تنها حضور در یک جلسه و شنیدن چند جمله نیست. هر بار که می‌آیم، شاید یک نکته‌ کوچک با خود به خانه ببرم؛ نکته‌ای که اگر بتوانم آن را در زندگی‌ام اجرا کنم، شاید همان یک نکته، آغازگر یک تغییر بزرگ باشد. گاهی به این فکر می‌کنم که ارزش واقعی آموزش زمانی مشخص می‌شود که هیچ‌کس ما را مجبور به تغییر نکند و ما خودمان از درون بخواهیم که بهتر شویم. برای اینکه بدانیم، هنوز جای رشد داریم یا نه، باید بیاموزیم تا بهتر از امروزمان باشیم.

هنوز در ابتدای مسیر دانایی هستم و ادعایی ندارم که به جایگاه خاصی رسیده‌ام. اتفاقاً هرچه بیشتر آموزش می‌بینم، بیشتر می‌فهمم که این مسیر پایان ندارد. شاید زیبایی دانایی نیز در همین باشد؛ اینکه همیشه چیزی برای یاد گرفتن، تجربه کردن و تغییر دادن در وجود ما نهفته است. ‌برای من، سواد یعنی دانستن، دانایی یعنی فهمیدن و دانایی مؤثر یعنی توانستن و عمل کردن. شاید یکی از بزرگ‌ترین آموزش‌هایی که از کنگره گرفته‌ام این باشد که تغییر واقعی، درست از همان جایی شروع می‌شود که دانسته‌هایم را وارد زندگی‌ام کنم.

نویسنده: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر امیره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .