English Version
This Site Is Available In English

چشم گفتن در کنگره، یعنی کم‌کم از منیت فاصله گرفتن (نمایندگی میخک مشهد)

چشم گفتن در کنگره، یعنی کم‌کم از منیت فاصله گرفتن (نمایندگی میخک مشهد)

جلسه سوم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی میخک مشهد، با استادی راهنما مسافر اکرم، نگهبانی مسافر فهیمه و دبیری مسافر مرضیه، با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»، در روز چهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، اکرم هستم یک مسافر.

خداوند بزرگ را شکر می‌گویم که اکنون در این جایگاه حضور دارم. از ایجنت محترم، سرکار خانم نوشین و راهنمای عزیزم، خانم فاطمه، سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند تا آموزش بگیرم.

نادانیِ بیشتر، درد و رنج بیشتری را به دنبال دارد. دانایی یعنی برداشت من از آموزش‌های کنگره و کاربردی کردن آن‌ها. خداوند قوانینی را برای بهتر زندگی کردن در این دنیا وضع کرده است و من هرچه با آگاهی بیشتری پیرو این قوانین باشم، در مدار دانایی مؤثر قرار می‌گیرم.

استاد امین در جزوه جهان‌بینی، دو مثلث برای ما ترسیم کرده‌اند؛ مثلث دانایی و مثلث جهالت. هرکدام از اضلاع این مثلث‌ها، ضد خود را در مثلث دیگر دارد. مثلاً منیت در مثلث جهالت، جلوی آموزش ما را می‌گیرد و باعث می‌شود از چرخه رشد خارج شویم. یا ترس باعث می‌شود همیشه چند قدم عقب بایستیم و تفکر نکنیم و این یعنی رکود. ناامیدی هم باعث تجربه نکردن در ما می‌شود و باعث می‌شود نقطه امنی را که برای خودمان ساخته‌ایم، ترک نکنیم.

جناب مهندس با سی‌دی‌هایی که در اختیار ما قرار می‌دهند، ما را از آن پیله جهالتی که دور خودمان پیچیده‌ایم، خارج کرده و به دانایی نزدیک می‌کنند. گوش دادن و نوشتن سی‌دی کافی نیست؛ باید بتوانم آن را در افکار و اعمالم کاربردی کنم.

استاد امین چه زیبا بیان کرده‌اند که «چشم گفتن در کنگره، یعنی کم‌کم از منیت فاصله گرفتن.» وقتی منیت نداشته باشیم، عذرخواهی کردن برای یک کار اشتباه سخت نیست.

آموزش‌های کنگره برای همه یکسان است. همه سی‌دی هفته را می‌نویسند؛ از استاد امین و دیده‌بانان گرفته تا مسافری که تازه وارد کنگره شده است. همه ما به آن سرچشمه، که جناب مهندس هستند، وصل هستیم و خدا را شکر می‌کنیم که هر روز به‌روز می‌شویم.

حالا از تجربه خودم برایتان بگویم. در کنگره دستورجلسه‌های زیادی داریم؛ وادی‌ها، سی‌دی‌ها و... به نظر من، با بعضی از آن‌ها طوری عجین می‌شویم که قسمتی از جانمان می‌شوند و این یعنی ما به درک آن موضوع نیاز داریم.

خصوصاً زمانی که استاد جلسه می‌شویم. به عینه برای من اتفاق افتاده است که دستورجلسه‌ای را باید اجرا کنیم که درست در همان روز و همان ساعت به آن نیاز داریم. وقتی امتحان راهنمایی دادم، بعد از خروج از جلسه امتحان، همه می‌گفتند: «چقدر آسان بود و قبول می‌شویم.»

جلسه بعد که به شعبه آمدم، حالم خیلی خراب شد؛ طوری که اجازه گرفتم از خانم فاطمه و رفتم. ایشان گفتند: «هر زمان بهتر شدی، با من تماس بگیر.» بعد از سه روز تماس گرفتم و خانم فاطمه گفتند: «اگر قبول نشدی، عیبی ندارد؛ خدمت دیگری انجام بده.» ایشان گفتند: «تو هنوز دانایی‌ات مؤثر نیست، چون روی خودت کار نکرده‌ای و در نقطه دشواری مانده‌ای.»

من فکر کردم و دیدم کاملاً درست است. خیلی از چیزها را فقط گوش داده، خوانده یا نوشته‌ام، اما با درک آن موضوع، فرسنگ‌ها فاصله دارم. با صحبت‌های خانم فاطمه، تمریناتم را از سر گرفتم و روی ضد ارزش‌ها کار کردم؛ قضاوت، حسادت، منیت، زودرنجی و... مثلاً وقتی داریم تجسس یا غیبت می‌کنیم، بتوانیم در همان لحظه مچ خودمان را بگیریم. همه این‌ها کمکم کرد تا امروز در این نقطه بایستم و در این جایگاه باشم.

من خودم را با کنگره شناختم، زیرا قبل از آن پوچ بودم و اکنون پنجره زیبای خوب دیدنِ دنیا به روی من باز شده است. از لطف خداوند سپاسگزارم.

تایپ: راهنما مسافر اکرم، لژیون پنجم، نمایندگی میخک مشهد

ویرایش: راهنما مسافر زهرا، نمایندگی میخک مشهد
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .