English Version
This Site Is Available In English

دانایی؛ قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها می‌باشد. (نمایندگی یاس اصفهان)

دانایی؛ قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها می‌باشد. (نمایندگی یاس اصفهان)

ششمین جلسه از دوره شصت‌وهفتم سری کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی یاس اصفهان، با استادی همسفر مریم، نگهبانی مسافر سهیلا و دبیری مسافر سحر، با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» در روز شنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، مریم هستم یک همسفر. 

از ایجنت محترم، مرزبان‌های عزیز و آقای مهندس که بستر کنگره ۶۰ را فراهم کردند، خیلی تشکر می‌کنم. همچنین از خانم سپیده که این فرصت را به من دادند تا استاد جلسه بشوم، بسیار متشکرم. دستور جلسه امروز: «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است.

هنگامی که به کنگره ۶۰ آمدم، فهمیدم که دانایی یک مثلث است و از سه ضلع تشکیل شده است؛ مثلث دانایی شامل تفکر، تجربه و آموزش است. یعنی اگر در هرکدام از این اضلاع، به اندازه کافی و به قدر هم دانش نداشته باشم، اگر آموزش نبینم، تجربه کسب نکنم و تفکر نکنم، نمی‌توانم به دانایی برسم.

حال دانایی چیست؟ جزوه جهان‌بینی، دانایی را این‌طور تعریف کرده است: «قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها.» همان‌طور که کم‌وبیش اطلاع دارم، همه افراد، چه سفر اولی و چه سفر دومی، خواسته‌هایی دارند و بعضی از این خواسته‌ها معقول‌اند و بعضی نامعقول، بعضی درست‌اند و بعضی نادرست. این‌که من بتوانم تشخیص بدهم کدام خواسته معقول و کدام نامعقول است و کدام درست و کدام نادرست، به عقیده من، همان دانایی است.

وقتی می‌گویند مثلث دانایی از تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است، منظور این است که من باید در هر سه ضلع به یک اندازه رشد کرده باشم و دانش خودم را بالا برده باشم. اگر من انسانی باشم که فقط تجربه کسب کرده باشم یا فقط در یک زمینه مطالعه و دانش زیادی داشته باشم، اما قدرت تفکر خوبی نداشته باشم و آموزش‌پذیر نباشم، در واقع در یک ضلع قوی هستم و نمی‌توانم به دانایی کامل برسم.

حال در مقابل مثلث دانایی، آقای مهندس برای ما یک مثلث دیگر ترسیم کرده‌اند به نام مثلث جهالت. مثلث جهالت چیست؟ در برابر تفکر، تجربه و آموزش، در مثلث جهالت به‌ترتیب ترس، ناامیدی و منیت قرار دارند. به‌صورت خلاصه‌تر، هنگامی که می‌گویند تفکر کنید، یعنی وقتی می‌خواهید کاری را انجام بدهید، ابتدا تفکر کنید. وقتی که می‌ترسم، واقعاً قدرت تفکر را از دست می‌دهم و دیگر نمی‌توانم درست تفکر کنم. همان‌طور که دکتر امین می‌فرمایند: «ترس، تفکر را می‌خورد.» یعنی تفکر من مثل یک غذای فاسدشده می‌شود و دیگر نمی‌توانم از آن استفاده کنم. بعدی، تجربه است؛ چه چیزی باعث می‌شود تا نتوانم تجربه کنم؟ ناامیدی.

ما که در کنگره ۶۰ دور هم جمع شده‌ایم، حتی در خود من که یک همسفر هستم و در مسافران، خیلی احساس نیرومند و قدرتمندی است. چه چیزی باعث می‌شود تا نتوانم آموزش ببینم؟ منیت است؛ یعنی من قبلاً جاهای دیگر به بچه‌های دیگری در رشته‌های دیگر درس داده‌ام. واقعاً نمی‌دانستم که اگر در زمینه‌ای منیت داشته باشم و خود را در آن زمینه دانا بدانم، روزی که فکر کنیم دیگر همه‌چیز را می‌دانیم، همان لحظه دیگر قدرت دریافت چیزهای جدید و آموزش‌های جدید را از دست خواهیم داد.

آقای مهندس خیلی روی این دکمه تأکید می‌کنند که باید منیت‌مان را کنار بگذاریم تا بتوانیم آموزش‌پذیر بشویم. بعضی از انسان‌ها هستند که در یکی از این شاخه‌ها بسیار قوی هستند. البته این را هم بگویم که دانایی و سواد با یکدیگر متفاوت هستند. سواد یعنی انسانی دانش داشته باشد در یک زمینه‌ای؛ مثلاً پزشکی خوانده باشد. پزشکی را مثال می‌زنم، نه این‌که بگویم پزشک‌ها این‌گونه هستند.

ممکن است فردی پزشکی خوانده باشد و در زمینه پزشکی خیلی وارد باشد و دانش فرد در زمینه پزشکی باشد، ولی وقتی نگاه می‌کنی، می‌بینی در بسیاری از جاهای دیگر زندگی‌اش اشتباه می‌کند؛ یعنی رفتار نامعقول دارد. در روابط مالی، عاطفی و اقتصادی مشکل دارد؛ یعنی این آدم دانا نیست. چرا؟ چون سه ضلع را به اندازه هم و در یک زمینه رشد نداده و به دانایی نرسیده است. وقتی که من به دانایی برسم و سه ضلع را به اندازه کافی رشد دهم، می‌توانم نتیجه درخشانی بگیرم.

ولی خیلی اوقات فقط در یک شاخه بسیار قوی هستم و همین یک شاخه را، چون می‌توانم به بقیه نشان دهم و از آن لذت ببرم، به بقیه نشان می‌دهم و لذت می‌برم. به نقل از دکتر امین در سی‌دی «دانایی مؤثر»: «اگر ما توانستیم برگردیم و به نقطه ضعف خود نگاه کنیم، یعنی اول باید بپذیریم که این نقطه ضعف را داریم و اگر توانستیم برگردیم و نقطه ضعف را ببینیم و از همان‌جایی که اشتباه کردیم، به قول قدیمی‌ها، برگردیم و اشتباه را درست کنیم، آن موقع می‌توانیم رشد کنیم.»

مثلاً اگر فکر کنم دو تا بال دارم و بال قدرتمند من، مثلاً ده متری است، ولی بال دیگرم ده سانتی‌متر است، حال اگر به من بگویند قدرت پروازت چه‌قدر است؟ قدرت پرواز من به اندازه همان بال ده سانتی‌متری است؛ یعنی قدرت من به اندازه همان نقطه ضعف من است و تا وقتی که نتوانم نقطه ضعف خود را برطرف کنم، نمی‌توانم به دانایی برسم.

دانایی مؤثر نیز یعنی من، دانایی‌ای را که به آن رسیده‌ام، بتوانم به عمل تبدیل کنم. امیدوارم شما با صحبت‌های قشنگ‌تان بتوانید حرف‌های من را تکمیل کنید و امیدوارم همه ما بتوانیم اضلاع مثلث دانایی را رشد دهیم؛ چون با تعادل در رشد کردن در هر سه ضلع مثلث دانایی، به تکامل خواهیم رسید. خیلی سپاسگزارم که به حرف‌های من گوش دادید.

تایپ: همسفر ساحل ـ لژیون سوم ـ نمایندگی یاس اصفهان
ویرایش: مسافر منا ـ لژیون بیست‌ویکم ـ نمایندگی یاس اصفهان
عکس: مرزبان خبری همسفر مریم
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .