حس، شروع حرکت است و قبل از اینکه خواستهای شکل بگیرد و کاری انجام شود بایستی حس وجود داشته باشد تمام موجودات دارای جاذبه هستند و مشکل اغلب انسانها مناسب نبودن جاذبه آنها بوده در صورتیکه اگر جاذبه آنها مناسب باشد در آرامش و آسایش به سر میبرند؛ اما اگر جاذبه آن خراب باشد با مشکلات فراوانی روبهرو میشود جاذبه تنها ظاهر نیست؛ زیرا ظاهر در مرحله اول انسان را جذب میکند؛ زمانیکه به آن نزدیکتر میشویم رفتار، اخلاق و کردار انسان خود را نشان میدهد اگر دائماً اهل کنایه، قضاوت، غیبت و تجسس باشیم همچنین مدام از دیگران طلبکار باشیم طبیعی است که دیگران از ما فاصله میگیرند همانگونه که بوی خوش انسان را جذب میکند و بوی بد او را دور میکند رفتار ما نیز همین تأثیر را دارد؛ بنابراین اگر میخواهیدیگران ما را دوست داشته باشند؛ بایستی از خود شروع کنیم و جاذبه خود را اصلاح کنیم.
هر بند زمان مشخصی برای باز شدن دارد گاهی مشکلات با تلاش و کوشش حل میشوند؛ اما گاهی مسائل دیگر نیاز به زمان دارند و در زمان مناسب بندها باز میشود درست مانند فردی که در زندان است و مدت مشخصی برای آزادی دارد انسان برای زندگی و حرکت کردن قدم به این دنیا نهاده است گوشهای نشستن و عبادت کردن بدون اینکه مسئولیتی را بپذیریم و حرکتی داشته باشیم هدف اصلی نیست، بلکه بایستی سازندگی را در همین دنیا آغاز کنیم؛ زیرا هر آنچه در این جهان به دست میآوریم در ادامه مسیر نیز با ما خواهد بود حس اولین گیرنده و شروع قوه عقل است ما از طریق حس اطلاعات را دریافت میکنیم و عقل این اطلاعات را بررسی و تحلیل میکند بهعنوان مثال؛ زمانیکه بوی گل سرخ را احساس میکنیم عقل از اطلاعاتی که قبلاً در ذهن ما به وجود آمده استفاده میکند و متوجه میشود که این بو مربوط به گل سرخ است انسان دارای پنج حس ظاهری میباشد که شامل؛ بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه است در کنار این پنج حس حواس دیگری نیز وجود دارد که به آنها حواس باطنی گفته میشود.
ما به وسیله این حواس قادر هستیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم؛ اما در خواب یا شرایط خاص این حواس غیر فعال شده و حواس باطنی جایگزین آن میشود برای رسیدن به مراحل بالا از ادراک؛ بایستی تزکیه و پالایش انجام شود همچنین از بدیها فاصله گرفت استفاده از موادمخدر افراد را به سمت حالتهایی سوق میدهد که تصور کند به مرحله دیگری از ادراک رسیده است؛ زیرا به دلیل نداشتن آموزش و آمادگی لازم میتواند دچار عواقب بسیار بدی شود در جهان هر موضوعی همجنس خود را جذب میکند انسان هم بر اساس صفات و رفتار خود موضوعات مشابه را به سمت خود جذب میکند فردی که در مسیر نادرست حرکت میکند معمولاً افراد و شرایط مشابه را جذب میکند و فردی که در مسیر صحیح حرکت میکند جاذبه متفاوتی پیدا میکند؛ بنابراین اگر خواستار تغییر در زندگی خود هستیم بایستی ابتدا از خود شروع کنیم بهعبارتی از حس، رفتار، کردار و صفاتی که در ما وجود دارد و در نهایت عشق با محبت آغاز میشود.
محبت آغاز مسیر است و زمانیکه در طول زمان خالص و کامل شود عشق شکل خواهد گرفت عشق قابل تعریف با جسم، لمس، حرف و یا قرارداد نیست، بلکه موضوعی فراتر از این است همچنین با تکامل انسان معنا پیدا میکند برداشت من از سیدی این بود که برای تغییر زندگی ابتدا بایستی از خود شروع کنم همچنین آموختم حس و جاذبهای که در وجود من قرار دارد تأثیر مستقیم بر رفتار و ارتباط من با دیگران دارد اگر خواستار تغییراتی در زندگی خود باشم بایستی اخلاق و رفتار خود را اصلاح کنم برای من مهمترین نکته این بود که حل هر مشکل زمان مشخص به خود را دارد و نباید با عجله و ناامیدی دنبال نتیجه باشم، بلکه بایستی با تلاش و کوشش خود را اصلاح کنم و بدانم موضوعاتی که در زندگی جذب میکنم تا حد زیادی به درون و رفتار من بستگی دارد اگر میخواهم خوبی و آرامش را جذب کنم بایستی ابتدا خود در همان مسیر حرکت کنم به عقیده من تغییر حقیقی از درون شروع میشود و با عمل کردن به دانستهها به نتیجه میرسد.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهلا (لژیون بیستوهشتم)
ارسال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) دبیراول سایت
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
81