همسفر سمیرا✍
دانایی ما در زندگی بر اساس: تفکر، آموزش، تجربه و دیدگاه ما پایهریزی میشود. یعنی: وقتی در زندگی به مشکلات برخورد میکنیم، بتوانیم درستترین را انتخاب کنیم. هر سه مورد اینها؛ باید به اندازهای باشد که بتوانیم آنها را به مرحلهی عمل و کاربردی در زندگیمان تبدیل کنیم. آن وقت است که، این باورها باارزش میشود، در غیر این صورت دانستن و ندانستن چه فرقی باهم دارد؟! دانایی ربطی به میزان سواد و تحصیلات عالی ندارد و انسان بیسواد، لزوماً نادان نیست؛ بلکه بستگی به تفکر، تجربه و دید ما نیز دارد. اینکه چگونه بتوانیم این تفکر و تجربه را در زندگی خود عملی کنیم.
تفکر، تجربه و آموزش درست، مسیر یک زندگی ایدهآل و خوب را برای همه انسانها هموار خواهد کرد. تکرار به این دلیل است که، در یک مرحله دانایی متوقف شدهایم. امیرالمومنین (ع) میفرمایند: آن کس که دو روزش یکسان است متضرر شده است. به طور مثال: ما همسفران انرژی و زمان خود را بگذاریم، در جلسات شرکت کنیم و سیدی بنویسیم؛ ولی آموزشها را عملی نکنیم و برداشت مثبت نداشته باشیم؛ قطعا هیچ پیشرفتی نخواهیم داشت و دانایی لازم را کسب نخواهیم کرد. تنها سلاح ما انسانها در مقابله با مسائل بزرگ و پیچیده؛ مثل پیروز شدن در برابر غول اعتیاد؛ فقط دانایی است.
در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت است. اضلاع آن ترس، ناامیدی و منیت میباشد. ترس، تفکر را میخورد و منیت، جلوی آموزش را میگیرد. ناامیدی، اعتماد به نفس شخص را مورد هدف قرار میدهد که، باعث میشود، انسان تجربه کسب نکند. میزان دانایی، به سوادنیست همانگونه که انسان بودن، به لباس نیست. سواد یکی از ابزار دانستن است؛ اما کافی نیست، بسیاری از افراد سواد بالایی دارند، ولی از آرامش و تعادل لازم برخوردار نیستند.
آموزشهای کنگره۶۰ چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این دانایی ما از طریق نوشتن سیدی به ما منتقل میشود؛ اگر کارهایمان را با عقل، تفکر و اندیشه انجام دهیم، آن وقت میفهمیم که، داناییمان بالا رفته است. ما در کنگره۶۰؛ مثل مثلث قرار گرفتهایم که، همان عدالت، معرفت و عمل سالم است؛ اگر جهانبینی خود را بالا ببریم و کاربردی کنیم، آن وقت دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل میشود.
.jpg)
همسفر مریم✍
میزان دانایی سواد نیست، تمدن نیست؛ باید انسانی اندیشید. میزان تحصیلات مهم است؛ اما نشانه دانایی نیست. با مثلث دانایی "تفکر، تجربه و آموزش" میتوان به قدرت تشخیص و ماهیت خواستهها در هر لباس و فرمی رسید. دانایی مؤثر درون مثلث دانایی قرار دارد. فردی که به دانایی رسیده باشد هیچگاه نمیگوید داناست؛ بلکه دانستههایش را با تفکر به اجرا میگذارد و از ضدارزشها دوری و به سمت راستی و درستی حرکت میکند. به عبارتی مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید!
مسیر کنگره۶۰ و آموزشهای جهانبینیاش همه برای تغییر نگاه و عملکرد اعضا، از تاریکی، درد و رنج به سوی روشنایی، شادی، صلح، آرامش و آسایش با فرمانبرداری از فرامین الهی و اجرای آنهاست. به امید اجرای دانستههایی که منشأ آنها تفکر، آموزش و تجربه باشد؛ وقتی دانایی انسان رشد پیدا کند، مکانها را میتواند انتخاب کند و همچنین میتواند، انسانهای درست را انتخاب کند. ما در کنگره به همین آموزشها میرسيم که، چه کارهایی را انجام دهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم و از کارهای بد دوری و پرهیز کنیم.
بنابراین رشد دانایی در هر انسانی یعنی: تعادل، رسیدن به قدرت تشخیص و تکامل عقل و رسیدن به این مرحله یعنی: قدرت حل مسئله در ما به وجود آمده است. انسانی از نظر عقلانی رشد بالاتری دارد که بتواند، مسائل پیچیدهتر را حل کند و این با دانایی اتفاق میافتد برای اینکه دانایی را بدست بياوريم؛ باید خیلی کارها را بکنیم، مثلاً شاگردی کنیم، فرمانبرداری کنیم؛ باید تواضع داشته باشیم و همچنین منیت را کنار بگذاریم؛ چون منیت نقطه مقابل آموزش است.
اگر بخواهیم، تجربه به دست بیاوریم؛ باید با انسانها رابطه برقرار کنیم و اگر ما غرور، کینه و حسادت داشته باشیم، نمیتوانیم با انسانها ارتباط بگیریم؛ اگر ما بخواهیم، دانایی کسب کنیم، باید خیلی مسائل را در کنارش یاد بگیریم و آنها را اجرا کنیم تا آن دانایی در ما به وجود بیاید. دانایی و توانستن یک قدرت است؛ پس ما برای حل مسائل مربوط به خودمان باید به دانایی توجه داشته باشیم و آن وقت به تعادل لازم دست پیدا خواهیم کرد.

همسفر اکرم✍
باسواد بودن نشانه دانایی نیست؛ بلکه دانایی به تفکر، تجربه و آموزش است. انسان برای رسیدن به دانایی؛ باید آموزش داشته باشد، تفکر کند و تجربه بیاموزد تا بتواند عملکرد خوبی را نشان بدهد. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت وجود دارد که اضلاع آن ترس، ناامیدی و منیت است. ترس تفکر را میخورد، ناامیدی اعتماد به نفس شخص را پایین میآورد و منیت جلوی آموزش را میگیرد؛ وقتی که تجربه، تفکر و آموزش هر سه به اندازه کافی رشد کرده باشد، دانایی ما به دانایی موثر تبدیل میشود. در اینجا هست که، من میتوانم درستی یا نادرستی موضوع یا مطلبی را تشخیص بدهم و به فرمان عقل برسم.
آموزشهای ناب کنگره چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این داناییها از طریق نوشتن سیدی به ما منتقل میشود؛ وقتی به دانایی موثر میرسیم، در نتیجه تعادل و آرامش در ما پدیدار میشود. رفتارها و انتخابهای ما عوض میشود و در جهت مثبت حرکت میکنیم. دانایی ما در رفتار، عملکرد و سخن ما نمایش داده میشود. در گفتار و کردار ما تأثیر میگذرد. در کنگره برای درمان اعتیاد داشتن سواد و دانش به مفهوم دانایی نیست، افرادی وارد کنگره میشوند که تحصیلات بالا و دانش دارند و در رشتههای مختلف تخصص دارند؛ اما انسانهای کاملاً بهم ریخته و مصرف کننده مواد مخدر میباشند و برای درمان خودشان ناموفق بودهاند. ما شخصی را میبینیم که سواد او در حد خواندن و نوشتن میباشد؛ اما برای درمان اعتیاد خود بسیار موفق عمل میکند؛ پس او فردی دانا و فهیم میباشد.
نویسندگان: همسفر سمیرا، همسفر مریم و همسفر اکرم رهجویان راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم)
ویرایش: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون دوم) دبیر سایت
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
تنطیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران پروین اعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
49